کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۰۲ ب.ظ

تستوسترون های مرغوب(من و مرشد5)

مرشد همیشه نگران ازدواج شاگردان مجردشه. برای ازدواج شاگردانش شرایط و ویژگی های خاصی در نظر داره که اگه محقق نشه کلا اون مورد را تباه شده می بینه. برای همین گاهی تلاش می کنه که بین شاگردانش وصلت ایجاد کنه تا یک جورهایی نسل بعد را هم ساخته باشه! یک بار هم وقتی از سوگلی شنیده بود من دوست پسر دارم گفته بود وقتی ما خودمون این جا پسر داریم چرا رفته با یکی اون بیرون دوست شده؟!(همون دیدگاه تو فامیل دختر داریم، چرا غریبه)

مرشد این بار خسته از روش بیهوده ی زیر زبان کشی مستقیم ازم پرسید: تو نمی خوای ازدواج کنی؟

من: مورد مناسب پیدا نشده (مشغول کردن خود با دسته ی کیف به نشانه ی شرم و حیا)

مرشد: خب من بین شاگردام پسرهایی رو دارم که حداقل های ازدواج رو دارن اما اون ها هم مورد مناسب پیدا نکردن. می خوای با هم آشناتون کنم؟

من: ههه هههه هه (اوا خدا نکشتت مرشد! خب من روم نمی شه بگم آره)

مرشد: معیارهات چیه؟

من: ...


کلاس های مرشد با شاگردان قدیمیش جشنواره ی پسرهای جذابه. من فقط دو بار شانس حضور در این جمع را پیدا کردم و هر بار از غلظت تستوسترون در فضا نفسم بالا نمی اومد.

حالا تا می خوام یک صفحه کتاب بخونم یاد سیبیل احسان می افتم. ورق می زنم ته ریش علیرضا میاد جلو چشم. می خوام کارنوشتم را شروع کنم چشم های بهنام تمرکزم را بهم می زنه، ازون طرف بازوهای مهران...  یعنی خدا بگم چی کارت نکنه مرشد! داشتم زندگی می کردم، شاگرد منظمت بودم، ببین با من چی کار کردی؟! آخر هم می دونم دست منو تو دست هیچ کدوم از این ها نمی گذاری.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۲۲
آیبک

نظرات  (۱۴)

۲۲ تیر ۹۴ ، ۱۳:۵۰ فاطیما کیان
ای خدا مردم از خنده دختر , میزان هورمون هاشون زده بالا مردن میفهمی مردن :))
بیخیال تمرکز شو کلا ^_^
پاسخ:
یعنی برم کلا تو هپروت؟ اون وقت مرشد از بین شاگرداش حذفم می کنه و دستم ازین گوگولی ها کوتاه می مونه
شوما مجردی؟! به به چه خانوم با شخصیتی، چقدر با کمالات، چقدر با فضیلت، چقدر مبادی آداب به به به به د:
پاسخ:
به به حال تستوسترون شما خوبه؟
بوی تستسترون چه جوریه؟ همون وایتکس و اینا منظورته؟
پاسخ:
من گفتم بو؟ هورمون بو داره؟
استفاده کن جانم استفاده کن عزیز دلم....
:))))
به قول ندا: چرا که نه؟
پاسخ:
بببینیم مرشد چی کار می کنه دیگه
۲۲ تیر ۹۴ ، ۱۸:۳۳ آقای همکار
کلا انسانها که سنشون میره بالا علاقمند میشن واسه جوونها آستین بالا بزنن!

+ پست طولانی از جانب شما جای بسی شگفتی بود !!
++ دیگه کم کم منم باید کوچ کنم، گوش شیطون کر همونی شد که باید میشد :)
پاسخ:
کجا کوچ می کنی؟
من چی بپوشم؟
پاسخ:
همون پیرهن گل گلی ات
چه مرشد خوبی ، چه شاگردای خوبتری :)))

پاسخ:
:-)  مرسی
عمرا از بین اینا یه مورد مناسب پیدا شه.(ستاد روحیه دهی)
پاسخ:
یک کمی ملاحظه ی احساساتمو بکن. با هزار امید میرم کلاس
دخترک بامزه ای هستی...یکم هم تو هپروت;))
پاسخ:
نظر لطفته، مخصوصا اون قسمت تو هپروتش
مدیونی اگر منو دعوت نکنی :)
پاسخ:
همه دعوتن. هفت شبانه روز بزن و برقص
حالا من واسه عروسی چی بپوشم :)
پاسخ:
حالا شما دعا کن من عروس بشم خودم یک فکری به حال لباس هاتون می کنم
۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۲:۴۲ شبگردسابق
مسموم نشی بر اثر استنشاق تستسترون غلیظ و مرغوب!
خوب مرشد به چراغ سبز قاطع و واضح تو نیاز داره واسه اقدام قاطع و عاجل.
خجالتو بذار کنار و صراحتا معیارهاتو بگو، بی سانسور. بالاخره مرشد هم مثل پزشک مشاور میمونه، شاید هم بالاتر. باید باهاش راحت حرف بزنی، بحث تستسترونه، شوخی بردار نیس که D:


پاسخ:
:-))) 
باشه حتما واسه دیدار بعدی نصایحت رو آویزه ی گوش می کنم
منم ببر یا حداقل به مرشد بفرمایید ما رو بذارن توی صف 😀
پاسخ:
یک آدرسی نشونی چیزی از خودتون بزارین که بزارت تو صف
چقد خوب مینویسی شما ;)
پاسخ:
چاکریم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی