کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آیبک در اینستاگرام: aybaknevesht

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۵۶ ق.ظ

خواهرم کامنتت!


یک هم اتاقی خوشگل داشتیم که خیلی مقید به مذهب و حجاب بود. یک بار حین بحث های اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و... شبانه به ما گفت شما با این طرز لباس پوشیدن به پسرها یک حال مفت می دین. این واستون آزاردهنده نیست؟ ما هم جواب دادیم که کلا مردها بر اساس درجه ی سست عنصریشان ممکنه با هر چیزی حال کنن. خود تو اگه می خوای با این صورت خوشگل و صدای نازت به کسی حال مفت ندی یا بشین کنج عزلت یا نقدی حساب کن!

همون موقع ها تلفن های خوابگاه مزاحم تلفنی هایی داشت که به محض برداشتن گوشی چند تا جمله ی سک//سی سر هم می کردن و گویا از همین که این ها رو به گوش یک دختر رساندن ارضا می شدن.

کمتر از یک سال پیش دوستم منو تو یک گروه وایبری ادد کرد. میون اون همه زن یک آقای متاهل فعال بود که همیشه برای من سوال بود که این مگه خونه و زندگی نداره چرا این قدر علافه؟ چند بار هم سر صحبت رو تو خصوصی با من باز کرد. اشکالی تو این کار ندیدم چون موضوعات صحبت ما جوری نبود که من فکر کنم شاید قصدی داره. اما بعد این که گند یک چیزهایی در مورد این آقا درومد، با یادآوری بعضی حرف ها و پیدا کردن نشانه هایی فهمیدم مقصود همون صحبت کردن با دخترها بود. اگر می شد گهگاهی تیکه ها و جک های جنسی هم انداخت که دیگه فبها!

اصطلاح لاس زدن رو شنیدین؟ لاس زننده همیشه دنبال یک هَپی اِندینگ تو رخت خواب نیست. گاهی نفس لاس زدن ارضاش می کنه.

همه ی این ها رو گفتم که بگم خواهرم! اگه مثل اون هم اتاقی ما فکر حال دادن مفت و مجانی به مردی حالتو بد می کنه حواست باشه با کی داری حول موضوعات جدی و ثقیل علمی و فلسفی بحث می کنی و کجا و برای کی کامنت می گذاری. اگر هم که حال دو طرفه است که لفتش ندین زودتر برین سر اصل مطلب.

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۲۱
آیبک

نظرات  (۱۶)

۲۱ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۷ رها مشق سکوت
این شرایطو قبلا خیلی تجربه کردم، و خیلی راحت و صمیمی با همه ی اطرافیان مرد برخورد میکردم، بحث میکردم، صحبت میکردم و چون به نظر خودم بحث ها موردی نداشت، فکر میکردم طرف مقابلمم دیدش همین شکلیه، در صورتی که خیلی زود بهم ثابت میشد، طرف از بحث های علمی و فلسفی شروع میکنه تا اگه تونست، به جاهای دیگه برسه، اگرم نرسید که تو همین بحثها سرخودش رو گرم کنه. تازه بدیش اینه که جواب دادن تو رو هم میذارن پای این موضوع که تو هم پایه ای
دقیقا همینه، برای خیلی ها نفس ِ خود ِ همین عمله که ارضا کنندست، به رختخواب رسید که خیلیم خوب، نرسیدم زیاد مهم نیست
الان منم مثل اون هم اتاقیت خیلی برام مهمه این قضیه، درسته که هرچقدرم مواظب باشی، باز مردا یه راهی پیدا میکنن، اما من تلاش خودم رو میکنم که اشتباهی نکنم که بعدم نتونم به خودم جوابی بدم
پاسخ:
از کامنتت واسه اضافه کردن یک نکته استفاده می کنم، اون هم این که قطعا منظور فرار از هم صحبتی و معاشرت با مردها نیست. فقط بیاید ساده لوح نباشیم :)
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۲ فاطیما کیان
یعنی قشنگ این پستت منو یاد یکی دو هفته پیش انداخت که یه بلاگری وبلاگ یکی از دوستام رو میخونه و براش کامنت چرت و پرت مینویسه و از لینک وبلاگش تشریفش رو اورده وبلاگ من دیده من از دست این کپی کننده ها عصبیم نشسته یه لیست واسه من نوشته و منم طبق عادتم جوابش رو دادم و دیدم تو کامنت دومش به اون دوستم هم اشاره کرده که فلانی جواب منو نمیده ! و اینجا بود که از اون رفیق خوبم پرسیدم جریانش چیه که متوجه شدم طرف اهل لاسیدنه ! بله !!
کامنت هاش رو هرزنامه کردم و رفت به درک و خودشم دیگه پیداش نیست مگر این ناشناس هایی که برای همه ی شما کامنت میذاره که حس میکنم خودشه اختمالا دیگه میدونه بازی رسما تعطیله و با افعی جماعت طرفه ...
جریان داریم ما با وبلاگامون چه برسه به جامعه که به قول تو  طرف با حرف زدن و به گوش دختر رسوندن حرف هاش ارضا میشه !!! مغزشون بیماره و درست بشو هم نیستن ,بیمارن بیمار ...
پاسخ:
واقعا عجب جریان هایی داریم ما با این وبلاگ هامون!
به غیر از عنوانت که واقعا خودش استعداد تبدیل شدن به یک شعار ملی رو داره باید بگم کاش سیستمی بود که میشد پول حال دادنمون رو با صدا یا حتی با کامنت بگیریم:)))
پاسخ:
واقعا! من که راضی نیستم. کوفتشون بشه اون هایی که مفت حال کردن و یک آب هم روش!!
حرف حساب میزنید.
مطلب خوبى بود، مرسى :-
یه مشاور داشتیم توو دانشگاه 
میگفت یه مراجعه کننده پسر داشته، اون پسر عرض فرموده که حتی با رنگ دیوار  هم ارضا میشه ! مثل رنگ های صورتی و ملایم 
پاسخ:
:-)))) دلم سوخت واسه پسره
مرسی خوب بود خیلی
در مورد اون کامنت خصوصیه یک روز قطعا یک پست مفصل خواهم نوشت. چرا اشکال نداره کامنت و مکالمه ی خصوصی؟ من به عنوان یک مرد میگم همه بدانند و آگاه باشند سوای از کارهای فوری که خانم فلانی اسم فلان کتاب چیه یا برای فلان کار و فلان رشته تون مشورت میخواستم(که نهایت با دو یا سه بار پاس دادن مکالمه سر و تهشون هم میاد)، هر گونه کامنت و مکالمۀ خصوصی بنده در صورت دامنه دار بودن با هر یک از خانمها به منزلۀ خواستگاری من از اون خانم خواهد بود :))
 احوال پرسی دوستانه رو که آدم عمومی انجام میده مشکلی هم نیست.
جدی چه معنی می ده مکالمۀ خصوصی خانم و آقا؟
هیچ جوره برای من توجیه پذیر نیست. به هیچ وجه
پاسخ:
این کامنتت خیلی طولانیه. بگو که به منزله ی خواستگاریه!
یاد یه بنده خدای معروفی  افتادم روحش شاد
یه مشاور مردی داشتم یه بار که داشتم موضوعی رو با هیجان تمام واسش تعریف میکردم  و ازش یه جواب قانع کننده میخواستم در جوابم خیلی ظریف به این نکته اشاره کرد ک من حس کردم در ان واحد چهار چرخم پنچر شد
پاسخ:
به همین نکته ی خواهرم... یا مشاوره خودش تیک می زد؟
باید حدس میزدم جمله بندی افتضاحم باعث ایهام میشه اول که جمله اول و دومم در کامنت قبل بهم ربطی نداره و ایبک عزیز مشاوری ک میرفتم پیش یکی از اساتید معروف دانشگاه شیراز بود و داشت  تفاوت عشق و توهم رو تووی اون موضوع پر هیجان من توضیح میداد
الان بازم جمله بندیم داغون بود؟
پاسخ:
نه خوبه. گرفتم دیگه
نه کامنتای بلندم صرفا برا جلب توجه هست و عقل کل و دقیق جلوه دادن (که متأسفانه کاملا برعکسه باعث احمق جلوه دادن میشه در عمل)
پاسخ:
نفرمایید آقا
این پست باعث میشه در مور خیلی از رابطه های حتی کمرنگ و بی اهمیت آدم تجدید نظر کنه...و همچنین به مرز باریک بین انسان و حیوان ، غریزه و فطرت...
واقعیت تلخی بود .. 
۳۰ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۴ Bluish ‍‌ ‌ ‍‌
این پست و کامنتاش یه پا جلسه ی مشاوره ی خوب بودن! مرسی. خیلی خوب نوشتین. نکته‌های کامنتای دوستان هم عالی بود.
چی بگم والا.من حرف بزنم به سرم میاد:)))
:| 
چقدر مبتلا به الان ...
بیایید ساده لوح نباشیم :)
حرفت درسته ولی به نظرم الان زمانه ای هست که اغلب از جایی که فکرش هم نمی کنی غافلگیر میشی.من همون اصول خودم رو دارم و انجام می دم و کاری هم به ذهنای بیمار ندارم تا وقتی نشونه هاش  نبینم و وقتی هم برام مسلم میشه که کسی بیماره فاصله ام رو باهاش مراعات می کنم اگه خیلی نزدیک باشه فرار می کنم:))و خلاصه سعی می کنم تا جایی که امکان داره امتیازی بهش ندم.از یه جهتی صحبت نکردن با آدما حتی بیمارش یه وقتایی امکان پذیر نیست مخصوصا اگه طرف از این کاراکتر های متغیر داشته باشه و تعداد بیماری های روانیش در حد کلکسیون باشه،حقیقتا برام جالبه و حتی اگه باهاش حرف نزنم،دیالوگ هاش رو با بقیه می خونم و پیگیری می کنم:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی