کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

پیوندها
شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۴۱ ب.ظ

بیاید کمی خفه شیم

با افشای رابطه ی  پنهانی فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه، با معشوقه ی هنرپیشه اش جنجالی به پا شد و بحث ها درگرفت. پای ثابت این بحث ها دو گروه عمده بودند، یکی اون هایی که معتقد بودند زندگی شخصی سیاستمداران هیچ ربطی به رسانه ها و مردم نداره و البته گروه مخالف اون.
پای یکی از میزگردهای مرتبط، یک دلیل متفاوت و جالب برای مخالفت با افشاگری شنیدم، یکی گفت برملا کردن این به اصطلاح رسوایی نه به ضرر اولاند که به زیان اون دو زن یعنی همسر و معشوقه اش تمام شد، اون ها بودند که تحقیر شدند. همسرش دیگه اون زنی که با افتخار جلوی دوربین ها حاضر می شد نبود. حالا تبدیل به یک زن فریب خورده و خیانت دیده شده بود، زنی که به نفع زنی جوان تر و زیباروتر کنار گذاشته شده. در طرف دیگه معشوقه ای که جایگاهش در جامعه  به خطر افتاده بود، در حالی که اولاند همچنان همونیه که مردانه سر حرفش ایستاده!

لابد داستان رامبد جوان، سحر دولتشاهی و نگار جواهریان را این روزها شنیدین. هیچ کاری با درست و غلط بودن این حرف ها ندارم و خواهش می کنم کسی هم در این رابطه کامنتی نگذاره. برای من جالب آدم هایی هستند که چنان مصمم به نگار جواهریان فحش می دن که انگار شب ها میون رامبد و سحر می خوابیدن و در جریان همه ی جزئیات هستند! سوال اینه که چرا این گروه فکر نمی کنند که سحر خیلی شیک و با شخصیتی قوی و کاملا مختار به این نتیجه رسیده که دیگه نمی خواد با این آدم ادامه بده؟ حالا به نقش عفریته ی هزارجادویی که به نگار دادن و باعث شدن رامبد (به فرض گناهکار بودن هم) عملا تبرئه بشه، کاری ندارم.

خواهش می کنم بیاید بفهمیم که با دادن نقش قربانی به یک زن بهش لطف نمی کنیم.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۰۷
آیبک

نظرات  (۹)

۰۷ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۵۲ فاطیما کیان
با دادن نقش گوسفند به زنان مرد ها را گرگ نکنیم و هرکسی که کنار کشید نه گوسفنده نه طرفش گرگ و نه به ما ربطی داره کی چیه چی به چیه و این حرف ها ...مردم ما بیکارن ایبک جان , اون قدیما سبزی پاک کردن و غیبت مد بود این روزا هم اینستاگرام و فیس بوک و فحش کشی ده هزار نفری و ...مملکت و فرهنگش داره همینطور روز به روز پیشرفت میکنه ماشاالله ! ...
پاسخ:
این شبکه های اجتماعی و ارتباطی باعث شده یک ویژگی هایی در ما خیلی واضح تر و روشن تر از قبل دیده بشه
مردم عادت دارن همیشه دماغشون توی زندگی بقیه باشه...
پاسخ:
اصلا خیلی شیرین و سرگرم کننده است این حرف ها!
به نظرم خیلی خوبه که ملت تا این حد بی دغدغه شدند که با دنبال کردن این چیزها حالشون خوب میشه:/
پس خیلی هم افسردگی شیوع نداره!
پاسخ:
اونی که بیداد می کنه افسردگی نیس، بیکاریه
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۲۷ آناهــیــ ـــتا
نمی فهمم چرا یه سریا از بزرگ جلوه دادن مشکلات دیگران ارضا می شن.
انگار دلشون خنک می شه یه نفر مشکل داشته باشه, و بدوئن برن واسش دلسوزی کنن یا متهمش کنن
پاسخ:
وقتی دل می سوزونیم احساس آدم خوب بودن می کنیم
چی شده؟؟؟؟؟!!!!!!..(با همون لحن معروف بخونش)..:دی

اصلا حواشی سینمای ایران رو دنبال نمیکنم..به همین برکت!..

جالبه  انگار همه شنیدن به غیر از من...:))


پاسخ:
این لحن معروفو من نمیشناسم :-))

خودشو دنبال نمی کنم چه برسه به حواشیش. در واقع اون دنبال ما میاد!
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۴۴ رها مشق سکوت

مردم ما کاسه ی داغ تر از آش هستن، به زندگی همه کار دارن، همه رو قضاوت میکنن و حکم در موردش صادر میکنن، ساعت ها در مورد زندگی بقیه فکر و بحث میکنن و نظر میدن، اما دریغ از روزی سی ثانیه فکر کردن به زندگی خودشون و روزی که گذروندن

تو قضایای اینجنینی و وقتیم که پای زن دیگه ای در میون باشه، تنها چیزی که به ذهنشون خطور میکنه، بدبخت و مظلوم و قربانی بودن نفر اوله، اونقدر که حتی اجازه نمیدن خودِ طرفِ درگیر قضیه، به زندگیش جور دیگه ای فکر کنه. اونقدر که حتی اگه طرف هم بخواد، اونقدر ضعیف شده و تحقیر شده که نمیتونه چیز دیگه ای به غیر اون چیزی که جامعه داره نگاه میکنه ببینه

نمیخوام به هیچ کس حق بدم، یا هیچ کس رو مقصر جلوه بدم، بحثم اینجا این نیست، اما معتقدم یه زن یا اصلا یه انسان که نقش قربانی رو بهش میدن، هیچ وقت متوجه نمیشه چی باعث یه سری اتفاق ها تو زندگیش بیفته، هیچ وقت نمیفمه کجای راهش خطا بوده، کجا اشتباه کرده، چون تنها فرضی که براش باقی میمونه، بیچارگی و مورد ظلم واقع شدن خودش و ستمگر بودن دیگرانه و نه هیچ چیز دیگه ای، و با این فرض سعی میکنه به زندگیش ادامه بده و دنبال ناجی افسانه ایش میگرده که اون رو از این شرایط نجات بده و اینجوریه که هیچ وقت درسی که باید از اتفاقات رو بگیره، نمیگیره، و دوباره به شکل های مختلف تجربش میکنه

پاسخ:
حجتو تمام کردی با این کامنت :-)
استاد زبانم  مث یک گاو وحشی داد میزد میگفت کی میخواید یاد بگیرین کاری به هم نداشته باشید؟؟؟ درباره ی هم فکر نکنید؟ حرف نزنید؟
پاسخ:
بیچاره لابد زخم خورده بود!

زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟

ساغر و باده بود بر سَر دستم  به تو چه؟

تو اگر گوشه‌ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟

من اگر گوشه‌ی میخانه نشستم به تو چه؟

 

خب منم دلم سوخت، خیلی خوب بودن کنار هم، تازه با توجه به نوع آشناییشون و عاشقیشون ولی خود سحر توی مصاحبه ش برای سیمرغ گفته بود که امسال سال رهایی بوده براش و خیلی خوشحاله
از اون طرف رامبد از خانه ی سبز آمده و آدم انتظار دیگه ای ازش داره، انگار یه مرد معمولی نیست
از طرف دیگه نگار؟ موجود به اون نازنینی؟
من یه سوال درجه دو ذهنمو درگیر کرده، چون سحر چاق شده رامبد ولش کرده یا چون رامبد ولش کرده چاق شده؟😀

پاسخ:
بی خیال نازی! من که اصلا متوجه چاق شدنش نشدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی