کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۲۲ ب.ظ

یک عاشقانه ی ناآرام

با تو خیلی خوش می گذشت. خیلی چیزها دارم که از اون روزها تعریف کنم اما فوبیای از تو نوشتن دارم. چون هر وقت می خوام از تو بنویسم یادم میاد وقتی با هم بیرون می رفتیم از هر ده نفری که از کنارمون رد می شدن  با شش نفر احوال پرسی می کردی! همچین روابط عمومی این احتمال رو ایجاد می کنه که از میون خواننده های این جا هم چند نفر تو رو بشناسن!
هرچند به امید پیدا کردن مردی باشعورتر و خوش اخلاق تر ترکت کردم  اما مطمئنم باحال تر از تو هم دیگه پیدا نمیشه.
این بود نهایت عاشقانه نویسی من.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۳۱
آیبک

نظرات  (۸)

چه آرام بود، این عاشقانه‏ی ناآرام  :دی
پاسخ:
واقعا؟!
این عاشقانه که آرام بود :)
پاسخ:
چشم هاتون آرام میبینه :-)
اما مطمینم باحالتر از تو دیگه پیدا نمیشه....
خیالتون تخت که این جمله منتهای همه ی عاشقانه هاست نه فقط منتهای عاشقانه ی شما. "بهترین بودن تو یه صفت خوب"  بهترین جمله ایه که میشه سوغات راه هر بنی بشری کرد و با حسهای خوب روونه ش کرد. چیزی که تو ادامه مسیر تنهایی داشته باشه بهش بنازه تو وجود خودش. سوغاتی که من خیلیاشو انصافی تو زیبایی وجودش دیدم و راه توشه ش کردم. خودم ولی تو هیچ چی برا ثبت خاطره ی خوب براش بهترین نبودم انصافی. نه که اون ندید من نداشتم واقعا. 
جمله اخرتون خیلی چسبید خیلی
پاسخ:
 تو چقدر از خودت ایراد میگیری همیشه. حتی اگه همینی باشی که میگی، این میزان از خودشناسی و واقع بینی قابل تحسینه
مطمعنى باحالتر پیدا نمیشه!
بهترین دوستم با باحالترین مرد روى زمین از نظرخودش بعداز دوسال دوستى و همیشه باهم بودن  ازدواج کرد. بعد فهمید باحالیه بعضیا فقط واسه دوستى و بی مسیولیتى و بی تعهدیه. حالا دوسال ازطلاق میگذره و دوستم بدحال ترین ادم روى زمینه. توى دوستى هم میشه زندگى کردو اخلاقها رو شناخت اما دوست من خرشده بود دیگه
یهویى یاد اون سالها افتادم
پاسخ:
معمولا هیچکی از همسرش به خاطر باحال نبودن در زندگی مشترک جدا نمیشه. احتمالا دلیل دوستت ویژگی های بدی بوده مثل این هایی که من به خاطرش دوستمو ترک کردم
من تو دعوا اینجوری باهاش حرف میزدم:)))))
عاشقانتو قربون:*
پاسخ:
عاشقانه ام قد یک دعوا ناآرامه :-))
۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۰:۳۹ رها مشق سکوت
یک عاشقانه ی ناآرام و نگران شاید

پاسخ:
نگران؟ نمی دونم. شاید
آره ! یه خورده نا ارام بود!.. یه کوچولو  رگه های عصبانیت  رو میشه توش پیدا کرد...:دی
راستی! حتی  در عاشقانه هات هم  منطق و امار و احتمال  حرف اولو میزنه! دقت کردی؟ 
پاسخ:
آره. واقعا چرا من این جوریم؟!
هومممم.... :)
زندگیه دیگه... آدمای باحال هیچوقت فراموش نمیشن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی