کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ق.ظ

در رویاهایم 4

در رویاهایم زنیست که شغلش نوشتن است.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۹
آیبک

نظرات  (۹)

۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۲ دختر همساده
قربون خودت و زن رویاهات... 
پاسخ:
قربون دل مهربون تو
مال منم همینطور... منتها مال من آقاست... :)
پاسخ:
پس قراره همکار بشیم :-)
شغل؟ شغل اصلى؟!
بعید نیست
پاسخ:
اون جوری که تو با تعجب پرسیدی گویا بعیده
آخه براى زن رویایى اى که تنها سفر میکنه و مستقله و کوله بارى از تجربه و داستان خواهد داشت و براى خودش غذاهاى مختلف گیاهى میپزه و حال میکنه، شغل اصلیش اگه نویسندگى باشه، جواب کارشو نمیده. یا باید ارث خوبى برسه، یا پول دیگه اى برسه. 
وگرنه رویاهاى ١ تا ٤ همه باهم سخته.
اما بی شک نویسنده شدن بعید نیست
پاسخ:
شما که سفر میری خیلی وضعت خوبه؟ :) تنها سفر کردن هزینه ها رو پایین میاره اتفافا. غذای گیاهی هم که نسبت به بقیه غذاها خیلی ارزون تره. پس حله.
همه ی نویسنده ها که بی پول و فقیر نیستن. اغلب هم دنیا دیده ان
من به سبک سرخوشى زندگى میکنم :-)  دیوانه وار
همیشه که سفر از هزینه ها کم نمیکنه. بستگى به سفرش داره. بعدشم اون زمان قدیم بود که نویسنده ها دنیا دیده بودن! ارزونى بود، میخواستن یه کتاب در مورد سوئیس بنویسن، پامیشدن میرفتن سوئیس! الان همه توى خونه اجاره اى :-) 
الان فقط نویسنده هاى خوب ، دنیا دیده ان. که درآمد دیگه اى هم دارن.
البته تو ام نویسنده دنیادیده خوبى میشی. با اون نماى بالکن خونتون :-)))
شغل شریفی ست..
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۸:۴۶ بی نام بی نشون
ما در روایهایمان فقط بخش کوچکی اش مرد نویسنده است
و الا خیلی کارهای دیگر میداند
پاسخ:
احسنت
در رؤیاهایم مردی است که شغل دارد و تعهد حالا هر شغلی می خواد باشه.
(تعهد رو گفتم که مشتبه نشه، منظور کمبود شغل نبوده اصلا)
نوشتن؟ من ترجمه رو ترجیح میدم چون نوشتن مسؤولیت داره ولی ترجمه نع... کلا از مسؤولیت می ترسم...
پاسخ:
اتفاقا! در ترجمه بار مسیولیتت سنگین تره. چون هم در قبال نویسنده ی اثر مسیولیت داری و هم خواننده
حرفم رو کاملتر می کنم: "با فرض بی نقص بودن ترجمه" (سابقه بهترین مترجم ورزشی بودن به زعم خوانندگان مجازی رو حتی در رقابت با سایتهای بزرگی چون طرفداری داشتم من - پس فرض محالی نیست این بی نقص بودن ترجمه که میشه گفت از عهده هر کسی هم بر میاد خلاقیت نیاز نداره اون چنان یه الگوریتم ساده ست که صرفا مترجم باید متعهد باشه و نپیچونه همین)

حالا اگه فرض بی نقص بودن ترجمه رو مد نظر قرار بدیم، کلا در مفهوم نهایی که به خورد خواننده داده میشه مترجم مسؤولیتی نزدیک صفر داره (نه دقیقا صفر)، در حالی که نویسنده صاحب اصلی ایده و مقصر هرگونه عواقب احتمالیه. یک جمله بخوام بگم ترجیح میدم مقلد باشم تا مجتهد... روزی نیاد که عده ای با نوشته های من و تئوریهای من از مسیر صحیح منحرف بشن خدای نکرده... سر همین با چند بلاگی که فکر می کنن آدرس باغ سبز رو بلدن و در باغ سبز رو مثلا به خواننده هاشون نشون می دادن حسابی شکراب شدم...

بهتره کسی نویسنده بشه و مشی خودشو تبلیغ کنه که خودش تو باغ سبز باشه... نه کسی که زندگی خودش هاچین واچینه... در کل نویسندگی به نظرم خیلی خیلی خطرناکتره... البته که شما جزو بهترین نویسنده هایی هستین که من میشناسم نیازی به این اعتراف نیست قبلا هم گفتم :)
پاسخ:
اگه قرار باشه کار ترجمه انجام بدم تو حوزه ی رشته و تخصص خودم انجام میدم و تو رشته ی من برجسته ترین مترجم ها هم آماج انتقاد قرار می گیرن و فرض بی نقص بودن یک فرض محاله.
من هیچ وقت مسیولیت گمراه کردن آدم ها رو گردن نمی گیرن. خواننده باید عاقل باشه و اگه نیست مشکل خودشه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی