کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها
جمعه, ۱ آبان ۱۳۹۴، ۰۷:۰۹ ب.ظ

گونه ای از آدمیزاد 5

*این یک پست مناسبتی نیست. دنبال ربطش با محرم نگردید.

با سوگلی سوار تاکسی شده بودم که راننده اش از این گونه های کمیاب بود. اون قدر کمیاب که شاید در سال فقط با یکی از اون ها برخورد کنی اما این قدر خوب که ظرف امید به انسانیتت رو پر می کنند. اندوخته ی امیدت کفاف یک سالت رو می ده تا دوباره شانس بیاری و یکی از اون ها رو ببینی. تو اون مسیر طولانی اتفاقی افتاد و گفتگویی بین ما شروع شد. فهمیدیم راننده زرتشتیه. جایی بین حرف هاش گفت "ما زرتشتی ها معتقدیم هیچ شر و بدی وجود نداره". من و سوگلی برگشتیم به هم نگاهی انداختیم و لبخند زدیم، یعنی، انگار میان پیروان همه ی ادیان هستن افرادی که از ابتدایی ترین اصول دینشون خبر یا بهش ایمان ندارند. احمقانه ترین کاری که با شنیدن این حرف راننده ی زرتشتی می تونستیم بکنیم این بود که با دلیل و مدرک و سند بهش ثابت کنیم اعتقادی که ازش آدمی به این نازنینی ساخته بر اساس بنیادهای دینش غلطه و بعد با سرخوشی حاصل از به رخ کشیدن اطلاعاتمون از تاکسیش پیاده بشیم. کاری که می بینیم خیلی ها می کنند تا با دادن حس حماقت و بی سوادی به دیگران احساس علامه بودن کنند. نمونه اش آدم هایی اند که مراقبند هیچ جور وصله ی دین و مذهبی بهشون نچسبه اما در معرفی به قول خودشان چهره ی واقعی دین به دینداران عجیب کوشا هستند. مثلا تلاش می کنند به مرد مسلمانی که به زن و حقوق انسانیش احترام می گذاره بقبولانند که بر اساس نص قرآنت و فلان حدیث پیامبر و امامت باید زنت رو بزنی. یا بر اساس فلان دلیل و مدرک باید بین باور به آزادی بیان و مسلمانیت یکی رو انتخاب کنی. یا نمیشه مسلمان باشی و بقیه رو به زور مسلمان نکنی چون تاریخ اسلام میگه فلان. نمیشه سنگسار نکنی چون فلان جا نوشته فلان. نمیشه با ازدواج بچه ها مخالف باشی چون پیامبرت فلان. چند وقت پیش دو زن همجنسگرایی که خودشون رو مسلمان می دونستند به شیوه ی اسلامی و به وسیله ی یک روحانی مسلمان به عقد هم درومدن. جالب این که از مسلمان ها صدای اعتراض چندانی بلند نشد و اصلا اهمیتی به خبر ندادند اما این گروهی که وصفشون رو گفتم شدند کاسه ی داغ تر از آش که این اسلام نیست و این ها مسلمان نیستند و مسلمانی یعنی قتل و شکنجه ی همجنسگراها و خون و خونریزی.

این که این عده با اعتقاداتی که از آدم ها موجوداتی اهل مدارا و دوست داشتنی می سازه، مشکل پیدا می کنند، نشان می ده این ها دغدغه ی حقوق بشر و صلح ندارند. مسئله این جاست که این ها نمی تونند ببینند یک عده هم کیششون نباشند، متفاوت لباس بپوشند، متفاوت فکر کنند و متفاوت زندگی کنند.این ها مخالف مردم آزاری و جنگ و خونریزی نیستند این ها با هر چی که بوی دین و دینداری بده مخالفند. یک کینه ی کورکورانه ای دارند نسبت به دین و یک عقده ی عجیبی.

دین به حاضران هیچ عصری بی تغییر و دخل و تصرف نرسیده که اون ها هم موظف باشند بی تغییر و اصلاح به نسل بعد بسپرنش.

 

موافقین ۲ مخالفین ۱ ۹۴/۰۸/۰۱
آیبک

نظرات  (۱۳)

۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۹:۳۷ بی نام بی نشون
خیلی مبهم نوشته اید
میشه در یک جمله خصوصیات این آدمیزاد رو به صورت کلمه وار بگید؟؟
پاسخ:
در واقع از دو گونه گفتم
یکی آدم های صلح طلب و اصلاح طلب مثل اون راننده تاکسی
یکی هم عقده ای، ضد دین و خود باسواد پندار
پیامبرها انسان های فوق العاده باهوشی بودن، اون ها میدونستن که باید روی "مغزها" فرمانروایی کرد و نه روی "مرزها"! 
کلاً در مورد دین مشکل از جایی شروع میشه که این مقوله از حالت شخصی خارج میشه، از اینجا به بعد آدم ها با هم اصطکاک پیدا میکنن. 
پاسخ:
حرف من اینه که این مشکل خاص دین نیست. گونه ای که من ازش نوشتن بی دینه اما انگار تا همه رو هم رنگ خودش نکنه آروم نمیشینه
اگه در حد آزادی بیان و عقیده باشه و نه تحمیل خوبه ولی نمیدونم چرا بعضیا اصرار به "امر به معروف" دارن. حالا چه اینوری چه اونوری، چه راستی و چه چپی، چه با دین و چه بی دین.
گفتم مشکل دقیقا از جایی شروع میشه که دین از مقوله شخصی خارج میشه. 
پاسخ:
من هم گفتم بهتره که بگیم : اصطکاک از جایی شروع می شه که آدمیزاد تصمیم می گیره از خودش فراتر بره و جامع تر عمل کنه. این مسئله اگرچه در مورد باورهای دینی هم صدق می کنه اما هیچ رابطه ی خاصی با دین نداره از نظر من.
امر به معروف هم ریشه کن شدنی نیست. همین که من و تو هم تو وبلاگ هامون می نویسیم و از نظر خودمون چیزها رو ارزش گزاری می کنیم، خودش یک جور امر به معروفه، اما خب می شه سر چگونگی و محل و ضرورتش بحث کرد.
تحلیل شخصیتی استاد بدمست قطعا چندین کتاب نیاز داره، ولی بدمست جان جسارتا یک مورد رو من میشه اشاره بکنم؟ خود شما مگه عقایدت رو شخصی نگه میداری؟ یادمه سر پست رنگ سوتین همخوابه مون یه بحثی رو مسالمت آمیز پیش بردیم و هر کدوم عقایدمون رو گفتیم. ولی دقیقا از جایی از شما ناامید شدم که در جواب یک خانمی گفتی نمی دونی چرا هنوز برخی پسرا از تابوها ترس دارن... این یه جور Push یا force بود که من رو از عقیده خودم عقب برونی در صورتی که من هیچ فورسی برا عقب روندن عقیده ت نذاشته بودم و کماکان دوستیمون علی رغم اختلاف عقیده ادامه داشت.
و خلاصه بگم امر به معروف اگر زشته از نظر شما (که البته منم دینم از این نظر ناقصه و خودم هم هنوز امر به معروف و نهی از منکر رو در حوزه اجتماعی دین خیلی نه بهش رسیدم نه به اجراش اعتقاد دارم ولی نفیش رو هم هنوز نتونستم برا خودم اثبات کنم)، خلاصه اگه امر به معروف زشته، امر به منکر قطعا زشتتره. منکر کردن رو نمی گم، امر به منکر رو می گم. اوامری که شما گاهی کم و بیش انجامش دادی رفیق در کنار تمامی دعوتهای مثبتی که همیشه به تفکر و تعقل و دوری از تعصبی که خیلیها درگیرشیم داشتی و دمت از بابت این دعوتها گرمه..
بگذریم...
در مورد پست هم الآن یه نظر میدم فقط دارم تاس می ندازم که چقدر حرفامو سانسور کنم که برا بلاگ شما خطر نداشته باشه خانم آیبک...
پاسخ:
یک جور سانسور نکن که من نفهمم چی میگی. لازم نیس مراعات وبلاگ منو بکنی!
من با حرف شما راجع به کلی بودن داستان موافقم.ولی حرف هایی که تو بلاگ میزنی عقیده شخصیته، من تحمیلش نمیکنم، میتونن نخونن میتونن گوش نکنن، یا کسیو دعوت نمیکنم بیاد مطالبمو بخونه؟! اسمش بیشتر از معروف، آزادی بیان، حد و مرزش رو هم قانون باید مشخص کنه. ینی تا جایی که من مخل حریم خصوصی یا عمومی کسی یا چیزی نشم. وگر نه که بازمیگردیم به عصر تفتیش عقاید در کلیسا. کاری ندارم به اینکه تو مملکت من یه چیز دیگه کلاً اجرا میشه حالا...
پاسخ:
بله تو وبلاگ هامون نهایت می تونیم به کاری یا رفتار و باوری ملت رو دعوت کنیم. شاید اگه بیش تر ازمون برمیومد انجامش می دادیم اما حالا که برنمیاد :-)
در مورد پست:
1- شما اگه همیشه و در مقابله و بحث با هر دوست و دشمن و خنثی همراه سوگلی با یک لبخند از تنش جلوگیری می کنید عالیه واقعا. اما خود من اینجوری صفر و یک نیستم. کاملا بستگی به طرف مقابلم داره، هرچی طرف مقابل برام اهمیت بیشتری داشته باشه برام مهمتره که باهاش بحث کنم و تو بحث شکستش بدم. یعنی بحث کردن یه جور لاس زدنه برام با رفیقا و کسایی که دوستشون دارم. هرچند با این کار همیشه رفتم رو نرو کسایی که دوستشون داشتم و مادر خدابیامرزم هم می گفت می گفت جان هر کی دوست داری گاهی کوتاه بیا انقدر بحث رو تا جملۀ آخر که طرف بگه غلط کردم پیش نبر... نه فقط من از موضع دینی، آدم مخالف دین رو هم دیدم که بین افراد مختلف مقابلش، فقط با دینداری یه عده ی خاصی که براش مهمن کل کل می کنه وگرنه غریبه ها رو خیلی محل نمی ذاره... یکی دو نفر دیدم تو فامیل اینجور افراد رو. ولی حق با شماست بحثهای انرژی گیر که از هر نظر مذمت شده ست و به قول شما جو دوست داشتنی رو خراب می کنه...
2. می خواستم دونه دونه در مورد سنگسار و ازدواج همجنسبازا و .... بحث کنم (مختون رو تیلیت کنم!) که حرفای سانسوریم مربوط به همین بخش بود الکی هم بحث طولانی میشه ربطی هم به خود حرف اصلی پست نداره. همون بند 1 نظرم در مورد پست کفایت می کنه.
پاسخ:
منظور من این جا فقط باورهای دینی هست که از آدم ها و دنیا چیز بهتری میسازه وگرنه اصلا به شعارهایی مثل "نظر همه محترم" و "باید به باورهای شخصی یکدیگر احترام بگذاریم" و این حرف ها اعتقادی ندارم.
۰۱ آبان ۹۴ ، ۲۲:۳۱ آناهــیــ ـــتا
بنظرم افراط توی هر موضوعی, بیشتر بخاطر کم اطلاعی ازونه.

+مگه اهریمن نشانه ی شر تو دین زرتشت نیست؟

+اول که دیدم نوشتی دوتا زن مسلمون به عقد هم درومدن جا خوردم... بعد سرچ کردم دیدم درسته... البته اونا تو سوئد اینکارو کردن ولی خب بهرحال اصل قضیه که اصلا همچین اجازه ای دادن جالب بوده
عجب 
پاسخ:
باهات موافقم
+ لبخند ما هم به خاطر همین بود

با پاسخ شما فهمیدم اشتباه فهمیدم منظور متن رو و دوباره متنتون رو خوندم و فکر کنم اشکال کار رو متوجه شدم. شما تلاش دارین کسایی رو که می خوان زشتیهای دین رو برجسته کنن معرفی کنین. ولی من فکر می کردم قصد دارین کسایی رو معرفی کنین که در ظاهر می گن دیندار نیستیم ولی در باطن نکات دینی رو هی گوشزد می کنن. اتفاقا می خواستم عیب بگیرم که چرا فقط نکات زشتشو گفتین.حالا منظورتون رو فهمیدم.
این ایرادات و طعنه های ضد دینها به دین ذهن من رو خیلی درگیر کرده و گاهی باهاشون هم نظر هم شدم. و همیشه دنبال راهی بودم که بتونم دین و اخلاق رو انطباق بدم (به قول شما دوست داشتنی و زیباش کنم) ولی گاهی به بن بست رسیدم. با این پست هنوزم کامل برام روشن نشد ولی پاراگراف ماقبل آخر و بعدش خط آخرتون خیلی خوب بود...


+امیدوارم بقیه مثل من از متنتون دچار شبهه نشده باشن، این جمله تون کلیدیه اگه فقط من نیستم که دچار این شبهه شدم شاید لازم باشه یکم این جمله رو ویرایش کنید و ساده تر بنویسید. مخصوصا اون کلمه اما وسط جمله می تونه با "و" جایگزین بشه مثلا. یا هرجور دیگه ای که صلاح می دونید.
نمونه اش آدم هایی اند که مراقبند هیچ جور وصله ی دین و مذهبی بهشون نچسبه اما در معرفی به قول خودشان چهره ی واقعی دین به دینداران عجیب کوشا هستند.
پاسخ:
فکر می کنم به قول بی نام و نشان مبهم نوشتم اما باور کن اصلا حال و حوصله و توان روشن سازی و توضیح بیش تر ندارم. کلا فکر کنم این مبهم و چندپهلو بودن ویژگی ثابت بیش تر پست هام شده. شاید یک جور سبک اصلا !
نه پیش فرض ذهنی منم تأثیر داشت. من چون خودم آدمی هستم که خودمو می زنم به بی دینی و از خارج دین میام ازش دفاع می کنم، به دلیل همین پیش نویس ذهنی فکر کردم این پست فحش به امثال منه که اینجوری می خوان امر به معروف کنن! بعد طبق همین پیش فرض تیکۀ بدمست به امر به معروف رو هم باز بی خودی تیکه به امثال خودم گرفتم کلا جهت گیری ذهنیم باعث شد اشتباه بفهمم منظور همه رو و پریدم وسط معرکه گیری هم به کامنت بدمست هم به پست شما گیر دادم بعد دیدم اصلا هیچ کدوم از فحشها با من نبوده نه تو پست نه تو کامنت بدمست :|
ببخشید همگی...
پاسخ:
خوش به حالت که این قدر شجاعی که به برداشت اشتباهت اعتراف و این قدر راحت معذرت خواهی می کنی! :-)
از طرف خودم می گم که خواهش می کنم و نیازی به عذرخواهی نیست
چه طولانى و محکم... :-) 
پاسخ:
ما اینیم دیگه!
من کلا سعی می کنم در بحثهای دینی و عقیدتی وارد نشم ضمن  اینکه پست رو قبول دارم باید بگم همجنسگرایی رو به شدت رد می کنم و با یه درجه تخفیف معتقد به حبس ابد هستم در مورد این افراد!
پاسخ:
این قدر خشونت از تو بعیده! :-)
۰۲ آبان ۹۴ ، ۰۱:۱۴ دختر همساده
صادقانه بگم مُفَم آویزون تر از اونه که بخوام نظرمو جمله بندی کنم...
به جمله ی کلیشه ایِ از پستت لذت بردم بسنده میکنم :)
پاسخ:
ای بابا هنوز سرماخوردگیت خوب نشده؟!
خیلی پست خوبی بود. ممنون
البته اینم بگم که مقاله ای از یکی از عالمای دینی دارم که توش با استفاده از قران ثابت میکنه همجنسگرایی مجازات نداره توی اسلام.(همینجوری گفتم اینو)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی