کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
چهارشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۶:۴۲ ب.ظ

من و مرشد 9


داره تو آشپزخونه چایی دم می کنه. کنار پنجره ایستادم، به ابرهای ضخیم تیره نگاه می کنم و احتمال بارش تا یک ساعت آینده را تخمین می زنم.

صداش از میان تلق و جیرینگ ظرف ها میاد (غیر از نوشتن هر کار دیگه ای را به شلخته ترین طرز ممکن انجام می ده): "دیدی میرن یک پیرمردی رو که عمر نوح داره از تو یک دهات پیدا می کنن و باهاش مصاحبه می کنن؟ طرف میگه من صد و بیست ساله از این دهات بیرون نیومدم و فقط انگور خوردم و... . این اصلا زندگی نکرده. فقط مثل یک گیاه زنده بوده".

دارم حساب می کنم با این معیار چند روز زندگی کردم.


*البته مرشد با این مثال داشت نکته ی درس اون روز را روشن می کرد. وگرنه تا حالا ندیدم شیوه ی زندگیش را به کسی دیکته کنه.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۱
آیبک

نظرات  (۹)

۱۱ آذر ۹۴ ، ۱۸:۵۱ فاطیما کیان
جالبش اینه اونایی که مصاحبه رو نگاه میکنن شروع میکنن به ناله و افسوس که بابا ما خیلی توی این دود و یا این مواد غذایی اسانس زده زنده باشیم فوق فوقش 70-80 آخرشه و ... در صورتی که اون بابا فقط عمرش کِش اومده و نمیدونه زندگی یعنی استفاده از همین فرصت کوتاه و گشتن و کنجکاوی و ریسک کردن و ...
پاسخ:
یاد دیالوگ اون فیلمه افتادم: یکی 90 سال زندگی می کنه و یکی 90 سال یک روزو تکرار می کنه (اگه درست یادم مونده باشه)
بنظر من بخشی از لذت زندگی، خوردن مزه های جدید و رفتن به جاهای جدیده...

درسته باید رعایت کرد و به سلامتی اهمیت داد ولی نه اینکه خودت رو از خیلی چیزا محروم کنی تا نهایتا 30 سال بیشتر زنده باشی..
پاسخ:
بخشی از خاطره های شیرین که بعدا میشن سرمایه های زندگی با همین خطر کردن سلامتی و زندگی ساخته می شن به نظرم
به نظرم این حرف خیلی درست نیست در واقع کاملا غلطه. فرق می کنه که طرف خواسته باشه بره و نرفته یا نتونسته و نرفته! 
چند شب پیش یه مستند پخش می شد راجع به یه روستای دور افتاده که پیرمرده گریه می کرد و می گفت تا حالا مشهد نرفتم. می دونی قلبم به درد اومد و فکر کردم چقدر ممکنه یکی در تنگنا و نداری باشه و آرزوی یه زیارت به دلش... حالا سخته فکر کنم اون پیرمرده عین گیاه بوده! 
پاسخ:
 خب تو فقط یک قسمت کوچیک از زندگی اون آدم رو دیدی، خبر نداری که اون پیرمرد تو همون روستا چه جوری زندگی کرده و مثلا چقدر اهل خطر کردن بوده، پس نمی شه درباره ی گیاه بودن یا نبودنش نظری داشت.
مثال مرشد هم میگه: فقط انگور خوردم نه فقط تونستم انگور بخورم یا ازین دهات بیرون نرفتم نه این که نتونستم ازین دهات بیرون برم و فرض رو بر این گرفتیم که تو مابقی زندگیش هم همین بوده.
درس اون روز چی بود؟

پ ن: در مورد این تقابل بین زندگی سالم روستایی و زندگی آلودۀ شهری هم که در کامنتها شکل گرفته باید بگم که خوب حقیقت اینه زندگی ایدال اونه که تو فضای بازی مثل شهر باشی و با امکانات خوب و آرامشی در حد یه ویلای روستایی با یه زندگی بدون حرص و آز. یا برعکس به قول پاسختون به خانم 7660 تو فضای پاک و آروم روستا باشی با یه ذهن باز و ریسک پذیر و ماجراجو... آدمیزاد کمالگرا می تونه هر دو جنبۀ خوب رو با هم یه جا جمع کنه
پاسخ:
یک بخش جدید از کتابی که داریم با هم می خونیم.

حالا ما کل داستان رو نمیدونیم که درمورد بحث مرشد و مثالش، حرفى بزنیم. اما با فرض نزدیک به یقین که همش درسته،،، حساب کردى با این معیار، چند روز زندگى کردى؟!
پاسخ:
به به رسیدن بخیر دکتر! زیارتا قبول :)
ممنون، جات خالى، 
اتفاقا اونجا بیادت افتادم، چون جداى از بحث زیارتیه آخرش، میدونم پایه اینطور سفرا هستى :-) 
پاسخ:
آره اگه هوا گرم نباشه و بشه لااقل یک نوبت حمام کرد!
جواب سوال؟ حساب کردى؟
پاسخ:
الان تعداد روز بدم؟ به چه درد تو می خوره؟ وا!
آخه به چه درد من میخوره؟!
میخوام بدونم این مرید، که مرشدشو دوست داره و قبول داره، و به ذهنش رسیده که بررسى بکنه و ببینه چقدر زندگى کرده، آیا به نتیجه هم رسیده یا نه؟
نتیجه ش بیشتر بدرد خودت میخوره، براى من فقط دونستنش جالبه. همین
پاسخ:
روزهای زیادی زندگی نکردم
به قول معروف مهم کیفیته نه کمیت.
زندگی کردن میتونه معانی مختلفی داشته باشه که متاسفانه تو اینجا، همه چیز به بدوی ترین معنی آن یعنی زنده بودن ختم میشه. تلاش برای زنده ماندن: بخور، بخواب، کار کن. این پیرمرد هم زنده است و عمر نوح هم داره، انگور خورده، خوابیده، انگور کاشته و این سیکل هی تکرار شده .... خوبه دیگه به این میگن زندگی ایده آل.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی