کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها
پنجشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۴۶ ق.ظ

درد مشترک من و بردمن

زیاد اهل تماشای فیلم و سریال یا به قولی فیلم باز نیستم. فیلم های معروف زیادی هستند که از ندیدنشون شرمنده ام. قبلا هم گفتم که معمولا حتی نمی تونم دلیل لذت بردنم از تماشای یک فیلم یا خوندن یک کتاب را به زبان ساده توضیح بدم، چه برسه به این که چیزی شبیه نقد بنویسم. هیچ وقت مطمئن نیستم که ایا برداشتم از فیلم درست یا نزدیک به منظور فیلم ساز بوده یا نه. معمولا هم دیالوگ ها و صحنه هایی از فیلم نظرم را جلب و ذهنم را درگیر می کنه که مورد توجه هیچ منتقد کار درستی قرار نگرفته. اما خب هیچ کدوم از این ها باعث نمی شه که اون قدر اعتماد به نفسم را از دست بدم تا نظر خودم واسم محترم نباشه!
دیشب "Birdman" را دیدم. تمام روز بدون این که از موضوع فیلم چیزی بدونم به این فکر کرده بودم که چقدر از معمولی بودن خسته و از این در همه چیز متوسط بودن بیزارم. حتی به این نتیجه رسیده بودم که کاش لااقل در یک چیزهایی ضعیف بودم. مثلا فکر کن تنبل کلاس بودن همچین هم بد نیست. یک جورهایی خاص هستی و لااقل در انبوه متوسط ها گم نمی شی و فردیتت در توده از دست نمیره. درد Rigan هم همین بود. نمی خواست وقتی که می میره به حجم بی شکلی از لاشه های تلنبار شده ی بی هویت بپیونده. مثل وقتی که میگن "در حادثه ی سقوط هواپیما فلانی و 200 مسافر دیگر کشته شدند". ریگان می خواست اون فلانی باشه، نه یکی از 200 نفر، مثل من.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۹
آیبک

نظرات  (۸)

محبوب دل جماعت بودنم آرزوست :)
پاسخ:
به قول یک بزرگواری چقدر خوبه که جوری زندگی کنیم که دعای خیر دیگران همراهمون باشه. این همون محبوب بودنه از نظر من و با گدای محبت بودن فرق داره
راه حلی هم داشت؟ یا فقط همین سوال رو ایجاد میکنه؟ باید ببینمش...چون چند وقتیه این مشکل توی افکار منم بوجود اومده...مخصوصا وقتی به مرگ فکر میکنم! اینکه یهویی مثلا وقتی میرم نون بخرم ماشین بزنه بمیرم، مرگ بیهوده و الکی و مسخره...تازه بعدش برای کسیم مهم نباشه...درسته اون موقع من دیگه نیستم ولی خب دیگه الان که حس بدی میده... :|
پاسخ:
فیلم های هالیوود معمولا توصیف کننده ان تا این که توصیه ای داشته باشن. البته قهرمان داستان به آرزوش رسید.
من ازین که مثلا تو سیل و زلزله یا جنگ به همراه عده ی زیادی کشته بشم بدم میاد
1- این کلا متمایز بودن از نوع منفی رو خیلی دوست ندارم. یه نوع تراژیک دیگه شو دوست دارم که در مثال سه میگم.
2- خودم شخصا برجسته بودن از نظرهای اخلاقی برام خیلی دلچسبه وگرنه اصلا دوست ندارم فردا پشت سرم بگن شهاب غ ثروتمندترین یا مثلا خدای نکرده زبونم لال خوشتیپ ترین مرد ایران درگذشت :)) (اشتباه نشه نه اینکه بگم هستم اتفاقا تو تمام مراحل زندگیم تمام سعیم این بوده سطح ثروت در حداقل فقر و میزان تیپ در زاقارت ترین سطح حفظ بشه و کوچکترین تلاشی در بهبودش نشه). ولی مثلا خوب چرا بزرگترین افتخارم اینه که بگن فداکارترین مرد درگذشت. اتفاقا بدم هم نمیاد آخر عمری بین زندگی خودم و یکی دیگه دو گزینه داشته باشم و زندگی اون رو به قیمت زندگی خودم ببخشم خیلی قشنگتر میشه :D
3- چندباری تو پستهام اشاره کردم، یه زندگی تراژیک برام یه فانتزیه. از اینکه مثلا یه آدم با استعداد بالا باشم و آخر عمری معتاد، در گوشه ای زیر پلاسی مندرس بی سر و صدا جان بسپرم :D لامصب خیلی خواستنیه این غم غربتش! خدا نگذره از عبدالحسین وجدانی و داستان خسروش!
4- و بخش اصلی نظرم: هرچقدرم ما تلاش کنیم باز مردم هستن که باید ما رو بزرگ ببینن و بازم مردمی هستن که ما رو متمایز یا بزرگ  نمی بینن. و هرچقدرم تلاش کنیم خودمون خاص باشیم نگاه مردم رو نمی تونیم دستکاری کنیم همون داستان آندره ژید و بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن می نگری. مثالش هم تو زندگی زیاده برا من همیشه مثلا جالب بود تو سانحۀ هواپیمای مونیخ باشگاه منچستر یونایتد سال 1958 یه دسته آدم کشته و زخمی شدن که قشنگ سلسله مراتبی اهمیتشون قابل بررسیه. 8 تا فوتبالیست شاخ بودن که خود اونا یکیشون خیلی برجسته تر بود چون جوونتر بود ازش یاد میشه. روزنامه نگارهای بزرگ بریتانیا بودن که باز یکیشون چون دروازه بان سابق تیم ملی بود ازش بیشتر یاد میشه ولی روزنامه نگارا از فوتبالیستها کمتر! سیاستمدارهای صربستان و بلگراد بودن که به منچستر می اومدن که خوب قطعا تو اخبار زبون محلی بلگراد اهمیت خیلی بیشتری داشتن تا فوتبالیستهای بریتانیایی ولی تنها نقطۀ سیاه اقبالشون شاید این بود که زبون انگلیسی جهانگیر تر از زبون صربستانیه و اخبار کشته های انگلیسی به شدت بقیه اخبار رو تحت الشعاع قرار میده!
با مثال سر همه رو درد آوردم ولی فقط خواستم بگم اینکه آدم چشم داشته باشه مردم بعد مرگش نامشو یدک بکشن و بزرگ کنن ریسک بزرگیه...
پاسخ:
فانتزی های جالبی داری!
قاضی پرونده ی معمولی بودن یا نبودنت اول از همه خودت هستی. مثلا به شخصیت هایی فک کن که در گمنامی مردن اما بعد مرگشون و گذشت زمانی مردم به ارزششون پی بردن. اینا خودشون می دونستم آدم های خاصی هستن و هیچ وقت درد متوسط و معمولی بودن رو نکشیدن 
اما خب از اهمیت نظر دیگران هم نباس غافل شد
منم خوشم اومد. البته ریگن قبلاً آدم مشهورى بوده، حالا میخواد نشون بده که شهرتش فقط بخاطر نقشش نبوده و واقعاً کسیه!
معمولى بودن هم زیاد بد نیست، توى این دور و زمونه که همه میخوان نشون بدن خیلى خاصن، معمولى بودن هنریه :-) 
و اینکه از نظر کى معمولى باشى؟ خودت یا بقیه؟
راستى ، بعد از اسم فیلم، یه توضیح کوتاه داشت، 
Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance
یه چیزى تو مایه هاى (موهبت غیر منتظره جهالت)
پاسخ:
اما من زیاد خوشم نیومد. یعنی اصلا تو فهرست فیلم های محبوبم قرار نمی گیره. 
به نظرم داستان همسفر شدنش با جرج کلونی و موضوع جر و بحثش با دخترش بیش تر از هر قسمت دیگه ای روشن کننده ی دغدغه ی شخصیت اول فیلمه.
همه می خوان نشون بدن که خاصن اما چند نفر ازون همه موفق میشن ثابتش کنن؟
در جوابم به شهاب هم گفتم که قاضی اول خودت هستی. اما بقیه هم خیلی مهمن. اگه در ذهن هیچکس نیستی و در زندگی هیچ کس تاثیری نمیگذاری یعنی وجود نداری.
آره عنوان یک ادامه ی فرعی هم داشت
اغلب مردم دلشون نمی خواد معمولی باشند اما معمولی میشن چون غیرمعمولی بودن باید توی خون آدم باشه! 
پاسخ:
تو خونشون؟ راستش نگاهم به هیچی این قدر جبری نیست
خیلی خوب میتونی مسائل رو تجزیه تحلیل کنی و نتیجه گیری های جالبی داری..

هیچکس معمولی بودن رو دوست نداره..ولی برای غیرمعمولی و خوب بودن باید تلاش کرد...
پاسخ:
تو لطف داری واقعا
"برای غیر معمولی بودن باید تلاش کرد" آره...
من ندیدم اینو !!! چون منم مثل تو اهلش نیستم ولی خب کم کم دارم اهلش میشم پس برم دانلودش کنم !!

حالا میگم اساتید اینجا اینطورین که هرطور دوست دارن نمره میدن :)))) معمولی باشی غیر معمولی باشی باید ازت خوششون بیاد :|
پاسخ:
راستش اکثر اساتید من هم آدم های متعادلی نبودن!
۲۱ آذر ۹۴ ، ۱۸:۲۰ دختر همساده
آیبک جانم راست میگی من هم از حد وسط بودن خوشم نمیاد.
تو حالا کجات حد وسط و معمولیه؟
دختر به این ماهی هستی .تو قلم زدن و طنزپردازی یه دوووونه ای:)

پاسخ:
:-)) همه جام معمولیه.
تو لطف داری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی