کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۰۶ ب.ظ

ما دو نفر

از دوشنبه شب تا سه شنبه ظهر ساعت های پر استرسی هستند. مخصوصا بازه ی زمانی صبح تا ظهر که برای من یعنی سرخ و سفید شدن، یعنی فراموش کردن ساده ترین واژه ها، یعنی از فرط اضطراب و کمبود اعتماد به نفس "معمولی" را "مامولی" تلفظ کردن. اما راس ساعت دوازده ناگهان همه چیز تمام می شود. انگار من هستم و سه ماه تابستان تنبل، من هستم و نسیمی ملایم و دریایی آرام. حالا چرا. سه شنبه صبح ها استاد زبان انگلیسی گذشته و حال و آینده ام که جای مادرم هست و حالا دوست هم هستیم پیش من کلاس می آید. این که می آید چی یاد بگیرد بماند. فقط بدانید یک چیزی است که مدت ها ازش فاصله گرفته بودم. از دوشنبه شروع می کنم خواندن و مطالعه و وبگردی مثل تراکتور! میشینم کلاس روز بعد را با پرسش های احتمالی اش پیش بینی می کنم و دنبال بهترین و متبحرانه ترین پاسخ ها می گردم. این که من در پیشگاه استاد مضطرب باشم طبیعی است اما قیافه ی شاگردم هم دیدنی است وقتی مثل همیشه درس نخوانده و مشق هایش را انجام نداده و شرمنده و مضطرب است.  من در مقام استاد سوتی های فجیع می دهم و شاگرد تنبلم هم تته پته کنان درس جواب می دهد. گاهی برای سبک کردن فضا و نفسی کشیدن هر دو مشتاقاته به بیراهه می زنیم، خاطره تعریف می کنیم و دستور غذا رد و بدل می کنیم و ... خلاصه می گذرانیم. خدا را شکر نفری سومی در کار نیست که شاهد این طنز روزگار باشد. ساعت های ساده ای نیستند اما می ارزد.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۰۱
آیبک

نظرات  (۷)

۰۱ دی ۹۴ ، ۱۳:۰۹ دختر همساده
چه استرس های شیرینی:)))
چقدر باحال که آدم استاد استاد خودش باشه!
پاسخ:
شیرین؟ ... ممم بیش تر نمکین :)
من این ترم دوستم استاد زبانم بود!! میفهمم چی میگی :دی
البت اون ریلکس بود من بودم که همش در حال بدو بدو بودم، و نمیخاستم ناامیدش کنم یا تنبل به نظر برسم:))
پاسخ:
میدونی؟ نظر همه مهم نیست اما نمیشه به نظر بعضی ها نسبت به خودت بی تفاوت باشی
۰۱ دی ۹۴ ، ۱۶:۳۷ دکتر میم
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت :-)  تجربه باحالییه
پاسخ:
هرچند تدریس رو هم خیلی دوست دارم اما واقعا از شاگردی کردن لذت می برم
تجربه ی جالب و جذابیه ولی خب استرسش هم طبیعیه بنظرم :))
پاسخ:
طبیعیه اما اول و آخر استرسه دیگه. استرس هم حس خوبی نیست :)
۰۲ دی ۹۴ ، ۱۱:۵۷ رها مشق سکوت
چه تجربه ی جالبیه

پاسخ:
اگه جالب نبود که نه قبولش می کردم و نه ادامه اش می دادم اما خب سخته دیگه
شاید حضور نفر سوم کمک کنه خب. من خودم تو موقعیتهای مشابه میگم کاش یه نفر سوم می بود که این تمرکز سنگینی جو بارش پخش می شد بین همه مون.

و اینکه خیلی خوبه که خیلی با تعهدین. از جدیتتون برای این قبیل جلسات اینو فهمیدم. مطالعات قبل کلاسها و یا اون بحث فایلهای صوتی مرشد که قبلا گفتین. این جدیت باید کلید اصلی موفقیتتون باشه یحتمل.

یک علامت سؤال بزرگ تو سرمه که جدا خانم اومدن چی یاد بگیرن که قبل کلاس وبگردی نیاز بوده :D
و در مورد متبحر فکر می کنم این کلمه عربی همراه شدنش با مشتق ساز فارسی و تبدیل شدن به متبحرانه غلط باشه البته مطمئن نیستم.
پاسخ:
راستش نفر سومی رو نمی شناسیم با این ویژگی که هم من من پیشش راحت سوتی بدم و هم اون با این سن و سال و جلال و جبروت پیشش راحت اشتباه کنه.
راستش موفقیت خاصی نمی بینم در خودم که این کلیدش باشه :))
دیگه این روزگار همه جور چیزی تو اینترنت پیدا می شه.
اگه قرار بر دقیق شدن باشه که من غلط غلوط زیاد می نویسم اما یعنی مثلا "معصومانه" هم غلطه یا اون قضیه اش فرق داره؟
آره گفتم خودمم شک دارم که پسوند "انه" با کلمات عربی درسته یا نه. مثلا اگه اونجور باشه پسوند جمع فارسی هم با کلمات عربی باید مشکل می داشت ولی نداره.
ولی مثلا کلمه فارسی با تنوین عربی رو می دونم اشتباهه مثل گاها یا خواهشا ولی مثکه حق با شماست کلمه عربی با پسوند فارسی مشکلی نداره البته باز هم نمی دونم.
پاسخ:
تنوین رو شنیدم و سعی می کنم رعابت کنم اما اون هم نه همیشه. آخه گاهی با تنوین قشنگ تره :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی