کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

پیوندها
چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ق.ظ

تحلیل رفتار متقابل

یک تصمیماتی در زندگی هستند که نتیجه شان دست کم گاهی و در شرایطی آدم را دچار احساس حماقت می کند. مثل تصمیم به ادامه تحصیل وقتی بیکاری بی داد می کند، مثل ترک تحصیل وقتی موج به سمت ادامه تحصیل در حرکت است. مثل تصمیم به ازدواج وقتی هیچ زوج امیدوارکننده ای اطرافت نمی بینی یا مثل بچه دار شدن. اگر این احساس حماقت گاه و بی گاه باشد طبیعی است و نشانه ی داشتن ذهنی نقاد و البته که شک در درستی تصمیم سرآغاز ایمان به آن است. اما عده ای دچار احساس مدام حماقت هستند و گاهی هم از آن بی خبر. این ها همان هایی هستند که وقتی می گویی قصد ازدواج نداری، گویی ناگهان درگیر بحثی ناموسی می شوند و برای مجاب کردن تو به ازدواج کلی هم از خودشان مایه می گذارند. با این ها بحث نکنید. فقط برای بهبود زندگی مشترکشان دعا کنید. اما مثلا اگر متاهلی تا پیش از پرسیدن نظرش سکوت کرد و بعد هم به آرامی و کوتاه جواب داد یعنی با خودش و تصمیمش در صلح است. یا اگر دانشجویی در جواب شما که گفتید " آخر این همه درس خوندن چیه" لبخندی را بدرقه ی راهتان کرد تا فلان جایش، این یعنی این آدم آگاهانه تصمیم گرفته و شما باید کمتر دهانت را پیش نخبه ها باز کنی. نکته ی آخر این که اگر خود شما از آن دسته آدم هایی هستید که خیال می کنید در مقابل هر مخالفی باید برای اثبات درستی تصمیمتان تا پای مرگ بجنگید، تلاش کنید به احساس حماقت پنهان درونتان آگاه شوید و برای آن چاره جویی کنید.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۲۶
آیبک

نظرات  (۱۲)

به فکر فرو رفتم الان ... :-|
پاسخ:
نتیجه افکارت را به ما هم بگو دکتر
۲۶ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۶ بلاگر کبیر ^_^
:)
پاسخ:
:-)
فکر کنم من زودتر از اطرافیانم فهمیدم
برم پنهانش کنم
:|

+یه بار با یکی سه ساعت حرف زدم که نیاد رشته من:/
پاسخ:
:-)) حیف نفس!!
من خیلی بحث می کنم و از کوره در میرم برای ثابت کردن خودم!! تقریبا  خسسسته شدم و تقریبا ته همه ی بحث ها هیچ وقت به نتیجه نرسیده!!

و خیلی وقته که مدام و همیشه این جمله رو با خودم تکرار می کنم: که یکی از نشانه های بلوغ فکری اینست که حرف تا پشت دهان بیاید ولی بیرون نیاید!!
ولی باز گاهی از دستم درمیره:|
فکر کنم حالا حالاها باید تمرین کنم:/
 
پاسخ:
تو دوره ای که خوابگاهی بودم خیلی این بحث های نفس گیر و بیهوده رو تجربه کردم. اغلب دفاع صریح از موضع ات باعث میشه طرف مقابلت محکم تر سر موضع خودش بایسته
ینی این پستتون عالی بود:) مرسی
پاسخ:
:-) مرسی از تو
من فقط برای کسانی توضیح میدم که برام مهمن و میخوام در جریان کاری که می کنم باشم ، اما به بقیه فقط میگم هرچی شما میگین صحیحه منتها من شرایطم اینطور ایجاب میکنه:)))
پاسخ:
مشکل من اینه که معمولا نمی تونم متعادل جواب آدم فضول رو بدم. یا باس سکوت کنم یا طرفو با خاک یکی کنم!
۲۶ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۳ فاطیما کیان
فعلا نه قصد ارشد گرفتن دارم نه شوئر کردن ! به قول دوستان ! لبخندم که کرور کرور به جمع ارشدی و مزدوج و در حال طلاق یا باردار و بی بار و با بچه و بی بچه ای که از زندگی زمان حالشون هم ذله شدن میزنم تا دلت بخواد :))
پاسخ:
دیدی طرف مثل چی تو گل زندگی خودش مونده بعد واسه تو هم نسخه می پیچه؟ یعنی جوکن بعضی ها اصلا!
همون موقع نتیجه گرفتم
من یه مردم آزارم. بیشتر دوست آزار :-)
اگه قصدم آزار باشه، تخصص نسبتاً خوبی توی مغلطه و سفسطه و ربط دادن گوز به شقیقه و قانع نشدن دارم :-)
ولی اگه بحث جدی باشه، منعطفم. قدیم اونقدر نتایج اشتباه دیدم که الان دربرابر دلیل و بحث منطقی خوب فکر و تحقیق میکنم و در صورت تشخیصم، قانع میشم :-)
اکثر تصمیم و نظرها، هرچقدر تجربی و اثبات شده باشه، بازم قطعی نیست! 
نظر مخالف، سازنده ست
پاسخ:
آره انعطافت رو من هم دیدم
سلام.ایبک عزیز،به عقیده من خدا به انسان عقل و اختیار داده که خودش تصمیم گیرنده باشه.انسان به این دنیا نیومده که خودش را به دیگران اثبات کنه که حتی بخواهد برا اثبات خودش و اهداف و هر علت دیگری بجنگد و دیگران را توجیه و قانع کند.مگر انانی که خودشان تصمیمات دیگران را تحلیل و تفسیر میکنن اجازه تحلیل به دیگران میدن.اینکه میخوایم ازدواج کنیم یا نکنیم،ادامه تحصیل بدیم یا ندیم و... .مگر دیگران باید مهر نهایی بر تصمیمات ما بزن. تو هر طور که باشی چه خوب چه بد مورد تحلیل و قضاوت دیگرون قرار می گیری.پس چه بهتر که وارد بحث با ادمایی که تا سر حد مرگ تو رو و انتخابهایت را تحلیل میکن نشویم.آنطور که دوست داریم باشیم و زندگی کنیم و نگران تحلیل و تفسیر دیگرون نباشیم. طاعات و عبادات شما مقبول حق .
پاسخ:
سلام ندا جان. اگه بدونیم دیگران از بس در زندگی های خودشون مشکل دارن سرشون تو زندگی ماست راحت تر می تونیم نادیدشون بگیریم.
سلام
قبلنا یه وبلاگ میخوندم بنام قلم فرسایی آیبک، که نویسندش آیبک بود
یه و سال خرده ای پیش که بلگفا یهو بهم ریخت، اکثر وبلاگها پاک شدن و اکثرا بیخیال نوشتن شدن
و منم اون اون وبلاک رو بعد از مدتی که دیدم آپدیت نمیشه، پاک کردم
چند وقت پیش توی یکی از کانالهای تلگرام، نوشته ای دیدم که ازش خوشم اومد و زیرش هم اسم منبع نوشته بود، که همین وبلاگ بود...
چون اسم آیبک برام آشنا بود، با این وبلاگ آشنا شدم
نمیدونم همون نویسنده هستی یا نه، ولی بهرحال شما هم مطالب خوبی مینویسی
نویسنده وبلاگ قبلی زیاد نظرات منو نمیپسندید

ازین به بعد وبلاگ شما رو میخونم،، ولی کم نظر میذارم...

پاسخ:
سلام. خوش اومدی.چه مطلبی از این آدرس تو تلگرام خوندی؟
مطلبی با عنوان   "پازل موفقیت"

۰۹ تیر ۹۵ ، ۲۱:۳۷ رها مشق سکوت
من یکی که اصلا حال و حوصله ی بحث کردن و ثابت کردن چیزی رو به بقیه ندارم، البته قبلا بیشتر سکوت میکردم، اما الان چون یکم بداخلاق تر و بیحوصله تر شدم D: هرکی ازم چیزی میپرسه که میبینم میخواد یه ساعت رومخم راه بره، یه جواب سربالا میدم به این امید که طرف بهش یکم بربخوره بی خیال بشه
یکی از رو مخ ترین قسمت هام برام اون عده ای هستن که میخوان همه جوره بهم ثابت کنن یه بیماری ای چیزی دارم که نمیخوام بچه داشته باشم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی