کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
يكشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۲ ق.ظ

حکایت من و ترس هایم

از مثنوی معنوی:

حکایت آن گاو که تنها در جزیره ای است بزرگ، حق تعالی آن جزیره بزرگ پر کند از نبات و ریاحین که علف گاو باشد تا به شب آن گاو همه را بخورد و فربه شود چون کوه پاره ای. چون شب شود خوابش نبرد از غصه و خوف که همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا از این غصه لاغر شود همچون خلال. روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه تر بیند از دی. باز بخورد و فربه شود، باز شبش همان غم بگیرد. سال هاست که او همچین می بیند و اعتماد نمی کند.

موافقین ۱۲ مخالفین ۱ ۹۵/۰۴/۰۶
آیبک

نظرات  (۵)

چقد خوب بود
وااای، حکایت منم دقیقا همینه...

خیلی خوب و آموزنده بود
 
۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۴۰ فاطیما کیان
و این هست حکایت ما و رزق و خدا ...
۰۹ تیر ۹۵ ، ۲۱:۳۷ رها مشق سکوت
چقدر جالب بود
یاد اون جمله ای افتادم که میگه: از ترس از دست دادن چه چیزهایی که از دست ندادیم
۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۳ روح الله فاضل
چه بازنویسی خوب و هنرمندانه‌ای.
پاسخ:
اعتراف می کنم که من بازنویسی نکردم. بخش نثر حکایت کتاب شعر مثنویم بود با تصحیح نیکلسون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی