کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

پیوندها
سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۱ ق.ظ

منطق بی منطق ها

آن روزهایی بود که بحث حق رانندگی زنان در عربستان داغ بود. کمپینی مجازی در حمایت از این حق تشکیل شده بود و از سراسر دنیا عضو و حامی داشت. یک بار سرکی کشیدم به این کمپین و بحث ها و کامنت هایش. مردی سعودی کامنتی گذاشته بود و جماعتی را انگشت به دهان نگه داشته بود :" هان!؟ چیه؟ چی می خواین؟ لابد امروز می خواین رانندگی کنین و فردا هم با بیکینی بیاید بیرون!"

به نظر من منطق پشت خیلی از بایدها و نبایدها در کشور ما از جمله حضور زنان در ورزشگاه هم دقیقا همین است. فحش و بددهنی و بی حرمتی به زنان و این حرف ها بهانه است. ترس از مطالبات بعدی ست.

موافقین ۱۶ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۱۵
آیبک

نظرات  (۱۹)

۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۱:۲۸ فاطیما کیان
دقیقا همینطوره ایبک , میترسن زن ها از یه برد به خودشون ببالن و بعد نتونن جلوی سیل قدرت و هماهنگی و پست هم بودنشون شون رو بگیرن ....
۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۱:۲۸ خانم انار
دقیقا
اصلا و ابدا کاری به حقوق زنان ندارم هیچ وقت هم سعی نکردم ذره ای به مباحث مربوط به این حقوق وارد بشم. کلا بحث زنان رو نادیده بگیرم باید بگم این منطق اصلا هم بی منطقی نیست... بعضیا واقعا جنبه ی یک بار پاسخ رو ندارن چون پشت بندش باید خیلی مطالبات دیگشونو پاسخ بدیم. مثالش هم الی ماشاالله زیاده. 
من جواب سلام بعضی از دوستای دبیرستان رو نمیدم چون طرف بعدش میگفت هر هفته بریم بیرون و من اگه از هر سه بار دوبار دعوتشو رد میکردم به زشتترین شکلها تحقیر میشدم بابت این بیرون نرفتن. 
درسته این مطالبه حق این دوستم بود و البته بررسی شرایط هم حق من ولی برخوردش در شیوه ی این مطالبه باعث شد من کلا دیگه جواب سلام و احوال پرسیهاش رو هم ندم :-))
شیوه ی این استحقاق خیلی خیلی مهمه که از موضع یاردانقلی بازی و قلدری نباشه... وگرنه همیشه گفتن که با زبون خوش میشه مار رو از لونه ش کشید بیرون.
یه داستان حکایت هم مادرم تعریف میکرد میگفت طرفو تو مکتب فلک میکردن بهش میگفتن بگو الف نمیگفت. یکی میره میگه بنده خدا چرا نمیگی الف خودتو راحت نمیکنی فلک نشی... طرف جواب میده آخه اگه بگم الف بعدش میگن بگو ب :))
شیوه ی مطالبه فلک کردن نیس. قلدری نیس. پرخاش و زبون تند و تلخ و گزنده و ستیزه جویی نیست... امیدوارم منظورمو درست گفته باشم.
پاسخ:
 حرف زور و قلدربازی سلاح بی منطق هاست که دو نمونه اش  رو مثال آوردم.
هیچی دیگهههه!
الان میخواین بیاین توو ورزشگاه، حتما فردا هم میخواین دیگه آشپزی نکنین! پسفردا هم ما رو کتک بزنین... نعوذ بالله سه روز دیگه هم برین دکترا بخونین! :-)
پاسخ:
:-))))
تو شیرینی نمی خوای دیگه؟
کلا همه نسبت به این مسائل تو مملکتمون آلرژی پیدا کردیم
اینقدر ما رو حساس کردن نسبت به این مسائل که گوشها و چشمها تیزه برای این مسائل
دست خودمون هم نیست حساس شدیم خیلی هم حساس شدیم
البته من طرف کسیو نمیگیرم ولی بنظرم خود ما ایرانیها هم جنبه شو نداریم
و کم کم باید این جنبه رو پیدا کنیم
من کار رامبد جوان رو می پسندم که به صورت تدریجی داره این کار رو انجام میده
اگر دقت کنید تماشاچی های این برنامه خانم و آقا کنار هم و مسالمت آمیز می شینن و در یک برنامه مفرح شرکت میکنن یا همین والیبال که بالاخره خانما رو راه دادن
بنظرم لازمه سطح فرهنگ بره و کم کم زمینه سازی بشه چونه زنی هم باید بشه از پایین
و گرنه همین الانشم من مخالف حضور خانما تو استادیوم آزادی هستم که یه عده بی فرهنگ بخوان فریاد بزنن : شیر سماور....فشفشه و...
پاسخ:
تغییر باید از درون شروع بشه تا اسمش تغییر باشه نه به خاطر فشار فدراسیون و با حضور گزینش شده ی چند تا زن.
منم با حضور شما تو ورزشگاه میون یک عده بی فرهنگ مخالفم.
۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۰۹ وال کوهان دار
یس یس
از اینکه «مسخره» تبدیل شد به «تو شیرینی نمیخوای دیگه» به این درک رسیدم که من کتک هم میخورم، خودم آشپزی هم میکنم، ورزشگاه هم من کارت دارم، خودم بلیط جایگاه ویژه میگیرم واسه همه، دکترا هم بخونین :-)))
خبر قطعیش بدون شیرینی، کلی مسرت بخشه،، از شما به ما زیاد رسیده ;-)
پاسخ:
:-)
بله معرفی نقاشی های مشهور که نه تکنیک دارن نه مضمون!...
موافق استادیوم نرفتن نیستم اما اصرار خانوم ها برای استادیوم رفتن رو هم نمیفهمم! اگر اصل ورزی و قهرمانیه ،همین خانوما برای رفتن به بازی های بانوان هم انقد هیجان دارن؟...
و جنبه ی دیگه اش اینکه به نظرم فعلا محیط استادیوم برای خود ِ خانما امن و سالم نیست!چه امنیت اجتماعی چه جسمی که البته متاسفم
این بحثا د ِمده نشده؟!دیگه الان زنی هست که کاری که میخواد نتونه بکنه و جایی که میخواد نتونه بره؟


پاسخ:
من هم کلا اون هایی رو که با هیجان هر نوع بازی رو حتی تو خونه نگاه می کنن درک نمی کنم اما خب این مشکل منه و ربطی به اون ها نداره.
شاید بازی های زنان رو هم دنبال می کنن. اما قطعا ورزش زنان چون بهش به اندازه ورزش مردان بها داده نمیشه، چندان رسانه ای نمیشه و اغلب در سطوح پایین مسابقات باقی می مونه و ... اصلا جذابیت بازی های مردان رو نداره.
امنیت و این حرف ها که بهانه است. اگه خیلی نگران باشن جایگاه ها رو می تونن زنونه و مردونه کنن.
قدیمی به معنی این که خیلی وقته این مطالبات مطرح میشه، چرا. هرچند منظور پست من اون منطق پشت مقاومت در برابر مطالباته که محدود به بحث حقوق زنان هم نمیشه
من که نه فرصت حضور تو استادیوم آزادی رو دارم و نه شخصیتم اجازه میده برم
ولی اگر خیلی مصر هستید هستن الان خانمایی که یکم تغییر ظاهر میدن و میرن ورزشگاه..البته من مخالف حضور دزدکی شما به این صورت هستم چون معتقدم شخصیت یه خانم بالاتر از این حرفاس
راستش من فکر میکردم مذکر هستید و فکر نمیکردم اینطور جبهه بگیرید
در هر صورت همونطور که گفتم الان همه حساس هستن خصوصا خانمها چه اونایی که به شدت افکار فمنیستی دارن و چه اونایی که ندارن..ولی در کل در این که جامعه ما حامعه مردسالاری هست شکی نیست..خانمها هم خیلی تلاش میکنن با این جامعه مبارزه کنن که  درصد موفقیتشون پایین بوده..و تعجبم اینه که امثال شما چطور به مصادیق بارزتر حقوق بانوان تو جامعه ما اشاره نمی کنید
و چون میدونم ظاهرا من و شما تفاهمی در این بحث نداریم و هرچی من میگم شما از یه زاویه دیگه بهش نگاه می کنید اصلا پیام منو فراموش کنید... 
پاسخ:
شاید متوجه زاویه نگاه تو نشدم اما قطعا اون زاویه ربطی به منظور پست من نداشته. 
توصیه خواهرانه من اینه که کمی وسیع تر نگاه کنین تا من هم مجبور نشم توضیح واضحات بدم. بحث شخصی نیست الان که با رفتن من یکی حل بشه که اتفاقا بلیط جایگاه ویژه داشتم اما علاقه ای به رفتن نداشتم. بحث حتی فقط ورزشگاه رفتن زنان نبود. من دارم از یک منطق پشت تصمیماتی میگم که همون طور که گفتم اگه دقت کنین خیلی جاها تو کشور رد پاش رو می بینین و محدود به بحث حقوق زنان نمیشه.
در جواب کامنت قبلت موضع نگرفتم. فقط خواستم نشون بدم این که تو به جای زنان فکر کنی کجا برن و کجا واسشون بده و نرن همون قدر مسخره است که من به جای تو فکر کنم و تصمیم بگیرم
منو یاد اون موقع ها می انداختی که می گفتیم می خوایم بریم سینما میگفتن لابدپس فردا هم می خوای سیگار بکشی ... مطالبات زهرماری هم در آینده فرضی شون وجود داره معمولا...
پاسخ:
از شکستن تابوهای خودساخته که نقش کنترل کننده داشتن می ترسن.
 تاکیدشما بر تکرار اطلاق تو به بنده، نشون دهنده این هست که هنوز برای یک بحث پایاپای  و محترمانه فاصله زیادی دارید
فقط همون که گفتم فراموشش کن...
به بعضیا هم باید گفت دمت گرم...حق با توئه......ادامه بده!
پاسخ:
جناب آقای احسان! من به همه این جا "تو" میگم. چون محیط غیر رسمی و دوستانه ایه. ایشالا که حالت خوب باشه.
من باهات موافقم. بهم شیرینی میدی؟:))
پاسخ:
حالا ببینم چی میشه!
:-))
جالبه که کامنت یک نفر در یک کمپین رو منطق عربستان قلمداد میکنید و بعد تازه میگید منطق پشت کارای ایران هم همینه!
هرچند خیلی هم بیراه نیست این که هر مجموعه ی سالمی در برابر تغییرات اینرسی داره اما گاهی جنبه نداشتن این محرومیت هارو هم داره...در ِدانشگاه رو به روی دختر و پسر باز کردن و کنار هم نشوندنشون و گفتن تا ته ته اش آزادید درس بخونید .اما تونستن به دخترا بگن خانوم محیط علمیه با ساپورت و هفت قلم آرایش و موهای شینیون شده نیا؟
برسید به جنبه هایی که نداریم!

پاسخ:
من گفتم کامنت اون آدم منطق عربستانه؟! 
می تونم واسه این رفتار بعضی دانشجوهای دختر موازی هایی در رفتار بعضی دانشجوهای پسر پیدا کنم و واست بگم اما این کارو نمی کنم چون مسابقه ای میان دخترها و پسرها برای براوردن مطالبات انسانی و شهروندیشان نیست.
این که همین جا من چند تا کامنت درباره ی بی جنبگی دریافت کردم خودش شاهدیه بر منطق حاکم، که منظور پست من بوده.

بعضی نظراتو که میخونم احساس میکنم اصلا پستو نخوندن و نظر میدن
پاسخ:
منم همین احساسو دارم.
حتی اگر منطق یک کشور رو به منطق یک آدم تشبیه کرده باشید نه کشورش فرقی به حال نقد من نداره!
مطلبتون اگر بدون مثال بود خیلی بی حاشیه ست این که بگید گرفتن ی حق راهو برای گرفتن حق های بعدی باز میکنه!این خیلی درسته و بی نقصه! اما اینکه اسم ورزشگاه رفتنو بزارید حق و بعد هم تشبیه کنید به رانندگی در عربستان و ...معلومه حاشیه هایی پیدا میکنه که به نظرتون ربطی به پست نداره!یا مع الفارق بوده که بازم جای نقد داره یا تشبیه درستی بوده که بازم نقد داره.
حضرت علی میفرمایند قبل از انجام هر کاری به انتهاش نگاه کن چشم هاتون رو ببندید و با توجه به شناختی که از جامعه مون دارید به انتهای رفتن خانوم ها به استادیوم نگاه کنید؟ نمیدونم چقد عقاید دینی دارید و براش وجهی قائلید یا نه!

بعد هم این رفتن خانوم ها به استادیوم ِبازی آقایون مثل رفتن آقایون به واگن خانوم هاست تعلق اول هر مکان مشخصه!
در مورد دانشگاه که از اول متعلق به هر دو بوده نگفتن از پسرها تبرعه کردنشون نبود!
در مجموع پست هاتون رو دوست دارم و همین که اغلب برام قابل تامله مچکرم.

پاسخ:
تجربه ی چند سال وبلاگ نویسیم میگه اگه اون مثال رو هم نمی زدم سوبرداشت ها خیلی بیش تر میشد. به حاشیه رفتن ها به خاطر اینه که ما دیگران رو با پیش فرض هایی می خونیم. اگه اون پیش فرض ها حساسیت های ما باشه، چشم و گوشمون بیش تر به روی حرف های طرف مقابلمون بسته میشه و به بیراهه می زنیم.
حرف من اصلا این نبود که گرفتن یک حق راه رو به روی گرفتن حقوق دیگه باز می کنه!
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۷:۴۷ مستر نیمــا
پس
پاسخ:
یکی بیاد ترجمه کنه
معمار عزیز، جوّ و فضای ورزشگاه به کنار، اما قیاس ورزشگاه با مترو اصلا درست نیست! بازی فوتبال یا والیبال، به ذاتش جذاب و مفرحه! مرد یا زن فقط بازیکناشن،، پس نمیتونی بگی بازی آقایون ، چون فقط آقایون دارن بازیش میکنن! نقش اصلی ، اون بازیه. 
منم شاید با شرایط الان و دقیقا همینطوری، با اومدن خانومها مخالف باشم، اما مگه واسه هرچیزی نمیشه مرتب برنامه ریزی کرد؟! جنبه هم یه نوع فرهنگ رفتاریه. با صبر و برنامه ریزی درست، هرچیزی جا میوفته. ما همون مردمی هستیم که ده سال پیش توی ماشین، اگه کمربند ایمنی میبستیم، همه میخندیدن!
پاسخ:
مرسی از بند اول کامنتت. دقیقا همین رو می خواستم در جواب معمار بنویسم به علاوه چند نکته ی دیگه اما حدس زدم باب جدیدی برای یک بحث بی ربط دیگه به پست باز میشه و پشیمون شدم.
ای بابا الان اون کسی که چند سال پیش مخالف حضور خانم ها تو ورزشگاه بود می گه تو کشورهای خارجی تو دانشگاه اشکال نداره خانم ها روسری نداشته باشن!!!
یکی اول منطق این دو حکم رو برا من مشخص بکنه!!
من با حضور خانم ها تو ورزشگاه موافقم با اینکه خودم نمی دونم دوست دارم برم یا نه.اگر چیزی هیجان داشته باشه خوشم میاد با دوستام برم و بهمون خوش بگذره و بخندیم و انرژی بگیریم.
ورزشگاه یک محیط باز و به نظرم حضور درش اونقدرها هم سختی برای خانم ها ایجاد نمی کنه و فکر می کنم توی ورزشگاه اتفاقا همه قشرها باید حضور داشته باشند به قول آقای امیرخانی ورزشگاه دماسنج جامعه است آدم باید جایی داشته باشه تا خشم و هیجانش رو تخلیه بکنه.حضور خانم ها نه تنها بد نیست که قادره فضا رو تعدیل هم بکنه.همه مردها جلوی خانم ها که حرف های زشت نمی زنن!!!اون بیشعورهایی که مراعات خانم ها را نمی کنن مراعات نکردنشون به ورزشگاه محدود نمیشه اونا تو خیابان هم حرف های زشت می زنن.

پاسخ:
کاملا موافقم. گفتم که حرف زشت و این حرف ها بهانه است وگرنه ما در شبانه روز و تو کوچه و خیابون و محل کار و... مدام داریم ازین مذکرها همه جور حرف می شنویم.
۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۳:۳۵ بی نام بی نشون
خوب است ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه
نه از این نظر که موافق باشم با محدود کردن زنان
از این حیث که با حضور مردان هم مخالفم
ساعت ها وقتت را پای دیدن ورزش حرام کنی
به جای آن که دقایقی ورزش کنی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی