کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

پیوندها
چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۲۹ ق.ظ

وابستگی به پاکی 1

این روزها (به اجبار !!) زیاد کتاب می خوانم. تقریبا تمام کتاب ها و موضوعاتی را که این توفیق اجباری برایم انتخاب کرده به شدت دوست دارم اما گاهی به تک جمله ای طلایی برمی خورم که بی قرارم می کند و دوست دارم درباره اش با همه صحبت کنم. احتمالا بهترین راه از آن نوشتن است چون لابد دست کم یک نفر همفکر و همدل از بین خواننده ها پیدا می شود که برای موضوع بی مزه ای که پیدا کردم ابراز احساسات کند اما حیف که اغلب فرصتش پیش نمی‌‌آید.

امروز داشتم درباره "تنتره"/تانترا/ تنتریزم می خواندم. تنتره سنتی است درون دینِ پیچیده و پر رمز و راز هندو (بماند که به نظر بعضی هندوییزم نه یک دین که شیوه زندگی، اندیشه یا در جهان بودگیست) و درست مانند بستری که از آن برخاسته پر از آموزه های به ظاهر متناقض است. تنتره در غرب خیلی مورد توجه قرار گرفته چون مخصوصا نسخه ای که از آن به غرب معرفی شده برای بدن و آمیزش جنسی قداست و حرمت زیادی قائل است. تنتره شاخه های مختلفی دارد، در اولین تقسیم بندی به تنتره دست-راست و دست-چپ تقسیم می شود. برای دست راستی ها مناسک مرتبط با آمیزش جنسی، شراب خواری و خوردن گوشت بیش تر در حکم نماد است. این گروه بیش تر دنبال مراقبه  و مطالعه حکمت پشت مظاهر هستی و یکی شدن با الوهیت است. اما آموزه ها و تمرینات گروه کوچکی از تنتره دست چپ اغلب دیگران را به وحشت می اندازد و گاهی هم به شدت زننده است، چون نماد و این حرف ها سرشان نمی شود خب...

(صبور باشید که دارید به بحث اصلی نزدیک می شوید)

... اما بیش تر حکمای شاخه دست چپ تنتره هم آن طور که شهرت پیدا کرده اند در انجام اعمال ممنوعه افراط نمی کنند. برخی از آن ها معتقدند که هدف از تمام این مناسک، تمرینات جسمانی، تکرار اذکار و مراقبه های عمیق بریدن وابستگی هاست. بنابراین به انجام گاه و بی گاه اعمال ممنوعه توصیه می کنند چرا که، برای مثال شراب خواری، نوعی "قطع وابستگی به پاکی است".

شرمنده، دیروقت شد و فردا هم باید صبح زود بیدار شم. تا شما به تنتره و عبارت داخل " " فکر می کنید من برای ادامه مطلب آماده میشم.

 

 

موافقین ۴ مخالفین ۲ ۹۵/۱۰/۲۹
آیبک

نظرات  (۷)

۲۹ دی ۹۵ ، ۰۲:۰۹ بهنام غمی

هنگامی که از چیزی می‌ترسی، خود را در آن بیفکن، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی، از خود آن سخت‌تر است. (نهج البلاغه - حکمت 175)

شاید این حرف من مصداق تفسیر به رای باشه ولی بعضیا از ناپاک بودن خیلی می‌ترسن؛ که از دید حضرت از خود ناپاکی سخت‌تره. خودم تاحالا از این زاویه به این سخن نگاه نکرده بود... چه جالب!

پاسخ:
دقیقا دلم همچین کامنت هایی زیر این پست می خواد، این که از زاویه های مختلف به این عبارت که به نظرم خیلی جالب و عمیقه نگاه بشه.
۲۹ دی ۹۵ ، ۰۲:۲۶ شبگرد سابق
گاهی به این فکر میکنم که آدما هیچوقت نمیتونن دست از وابسته شدن و به نوعی عادت کردن بردارن و همیشه سلسله ای از وابستگی ها هست.
اینکه جماعت چپی گاه گاهی کارهای ممنوعه انجام میدن که به پاک بودن هم وابسته نباشن، این خودش هم یه جور عادت و وابستگیه. وابستگی به اینکه به پاک بودن وابسته نباشن. یعنی همیشه یه جور وابستگی در درجه ی بالاتر و پله ی بالاتر وجود داره.
 
نکته ی دیگه اینکه، به نظر من اگه واقعا نمیخوان به خوب بودن وابسته باشن، با انجام گاه گاه کارای ممنوعه نمیتونن به این درجه برسن. چون بیشتر وقتشون در راستای پاک بودن تلاش میکنن، و گاهی به زعم خودشون در جهت مخالف میکوشن. اگه واقعا نمیخوان به هیچ کدوم وابسته بشن، باید در هر دو جهت به اندازه ی برابر تلاش کنن.
مثل اون کسی که میگفت: یک شب کنار زاهد و یک شب کنار ساقی ام!


پاسخ:
نمی دونم جواب یک تنتره ای به ایراد دومی که وارد کردی چیه اما اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که انسان معمولا خیلی راحت تر جذب ناپاکی و وابسته به اون میشه تا به پاکی. تو پست بعد هم توضیح میدم که از نظر اون ها نسبت کیفیات منفی به مثبت در عالم دو به یکه.
۲۹ دی ۹۵ ، ۱۱:۴۱ دکتر میم
از قدیم هندوها، جسم مادی رو مانع رسیدن به درجات بالای معنوی میدونستن، بعدش هم خود تنتره ها اعتقاد داشتن از جسم، به عنوان یک واسطه استفاده کنن و با پالایش و پرورش به همچین درجه ای برسن. بخاطر همین میگن بدن رو تبدیل معبد کردن.
یکی میگفت در هند باستان، که گوشه گیری و انزوا جهت صعود روحانی مورد تایید بود و انجام میشد، آیین تنتریک ، انزوا و گوشه گیری و دور شدن از دنیا رو اشتباه دونست با این فلسفه که «پاک بودن در حال دور بودن از محیط ناپاک، زیاد باعث پرورش بدن نمیشه» ، انزوا و خلوت نشینی رو رد کرد و شروع به اجرای مراسم های دسته جمعی کرد. 
نمیدونم مراسم های شرابخوری و مواد مخدر و آمیزش های جمعی از کی اضافه شد. ولی یه چیزی که معمولا توی همه ادیان و مذاهب و مکاتب و فرقه ها بوده و دیده میشده، اینه که برای ترویج و جمع کردن طرفدار و تبلیغ، دست به هر تغییر و آپدیتی میزنن. هر چند خارج از قاعده،، ولی نزدیک به تفاسیر اصلی!
مشخصاً انجام یه ناپاکی و «قطع وابستگی به پاکی ها» باعث هیچی نمیشه جز اینکه شاید برای بعضیا عادت بشه، برای بعضیا تجربه، برای بعضیا لذت، برای بعضیا هم تخریب گذشته! 
و معلومه که وقتی الکل و س#کس و مواد مخدر و توهم زاها و... با آیین مذهبی قاطی بشه و معرفی بشه، یهو چقدر توی اروپا و امریکا (و حتی ایران) طرفدار پیدا میکنه. 
وگرنه گذشت اون زمانی که آیین ها فقط بخاطر خودسازی بود! یعنی بنظرم خنده داره همچین فکری.
حالا درسات که تموم شد بیا بقیه ش و نتیجه گیریتو بنویس.
.
راستی تنتره ها بودن که مقام زن رو بالاتر از مرد میدونستن؟ :-) دلیل علاقه ت ;-)
پاسخ:
 جمله اولت به نظر من یک اشتباه رایجه و باهاش مخالفم، درباره اش کار کردم.
تو بند دوم، جمله داخل گیومه رو نفهمیدم.
نمی دونم چقدر حواست هست که انزوا بخش خاص و کوچیکی از دین هندو است و فقط گروه کوچیکی از پیروان تنتره هم دست به کارهایی ممنوعه می زنن.
به نظر پژوهش گران تنتره ریشه در تمدن بومیان هند پیش از ورود آریایی ها داره.
اگه منظورت از جمله آخر پرستش الهه مادره، مختص تنتره نیست و به معنای بالاتر بودن مقام زن هم نیست.
نه من واسه خاطر کثافتکاری اون دست چپی ها خوشم میاد ازش :-))
۲۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۰ بلاگر کبیر ^_^
وای من اصلا خوشم نیومد...  خوب قطع وابستگی به پاکی دیگه چه صیغه ایه :) بگن حال و اراده ی همیشه پاک بودن نداریم خودشونو خلاص کنن دیگه...
البته من درست نفهمیدم الان مثلا تو چپ دست ها تو اصل اون دین و آیین مثلا رابطه ی جنسی ممنوعیت بوده ؟؟؟
 
پاسخ:
آره، در واقع رابطه جنسی خارج از چارچوب شرع برای عموم ممنوع بوده و خواص هم با قید شروطی به تجرد توصیه شدن اما تنتره دست چپ کمی متفاوته
۲۹ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۷ غزل غزل ها
عطف به نظر کامنت گذار اول؛ 

تو و من
توان آن را یافتیم تا بر گشاییم
تا خود را بگشاییم
بر آنچه دلخواه من است حمله نمی برم
خود را به تمامی بر آن می افکنم
اگر بر آنم تا دیگر بار و دیگر بار بر پای بتوانم خواست

راهی به جز اینم نیست!

پاسخ:
خیلی هم عالی. شاعرش؟
۳۰ دی ۹۵ ، ۰۱:۰۵ غزل غزل ها
مارگوت بیکل
۳۰ دی ۹۵ ، ۱۳:۰۴ دکتر میم
میدونم تنتره از آیین های خیلی باستانیه
منظور از بالاتر بودن مقام زن ، از نظر اجتماعی نیست. از نظر حالت روحانی و سطح آگاهی.
اینکه زن (شکتی) عامل اصلی انتقال انرژیه و مرد (شیوا) رابط محسوب میشه.
درست گفتم؟ من اینو میدونستم.
+ حالا نمیخواستم جلو جمع دلیل علاقتو بگم :-))
پاسخ:
می دونم منظورت اجتماعی نیست :-)
عامل انتقال انرژی و واسطه؟ اولین باریه که همچین چیزی میشنوم. به منابع دم دستی نمیشه اعتماد کرد زیاد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی