کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۰۱ ب.ظ

ایمان

میگه: حاج خانوم همسر شهید و زن متدینی بود اما بعد این که دخترش تو تصادف فوت شد به همه اعلام کرد که دیگه به هیچی اعتقاد نداره و از ظاهر زندگیش هم غیر این برداشت نمیشد. 

گفتم تو قرآن هم اومده که با فرزندانتان امتحان میشید، نه با همسرانتان!

به باور من ایمان به خدا (یافته یا بافته) یک نوع کیفیت پذیرندگیه که تحمل آدم را در مواجهه با مشکلات بالا می بره. پس عبارت "بعد فلان مصیبت ایمانش را از دست داد" از نظر من متناقضه. چون ایمانی که این جور از دست بره ایمان به خدا نیست، اعتقاد به غول چراغ جادوییه که حالا نافرمانی کرده.


موافقین ۸ مخالفین ۱ ۹۵/۱۱/۱۷
آیبک

نظرات  (۱۰)

۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۲ عَقـایِدِ یِکــ رِضــا
احسنت
همتتان مستدام
این طور ها واقعا امتحان های سختی اند.
اما نشان می دهد چند مرده حلاجیم؟
۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۸ گمـــــــشده :)
جمله سنگین بود
نمی شه نظر داد باید در همچین شرایطی بود که قضاوت کرد
بعضی اتفاقات تمام زندگی رو تغییر می ده
پاسخ:
اگه قضاوتی هم هست از طرف قرآنه :-)
حرفت حقه والا!
اعتقاد به آزمایش الهی در این مواقع مث این میمونه که رفیق جینگت گوشی فلان میلیون تومنیت رو بزنه جلوی چشات بشکنه و خرد و خاکشیر کنه. بعدم بگه می‌خواستم ببینم چقدر باهم رفیقیم...
اعتقاد به خدا یه دلگرمیه برای فریادرس بودن در وقت مشکل. ولی وقتی مشکل مرگ یه نفر باشه، از نظر خیلیا راه حلی وجود نداره پس فریادرس بودن یا نبودنم دیگه موضوعیتش رو برای اون فرد از دست می‌ده.
اینکه به دیگران اعلام کرده نشون میده که از دست خدا دل چرکینه و باهاش لج کرده. وگرنه کسی که معتقد نباشه، دیگه هیچی نمی‌گه. این جور آدما توی خلوتشون دائما دارن این سوال را با خداشون مطرح می‌کنند: "چرا من؟ چرا بچه من؟". وگرنه اعتقاد به خدا کلید نداره که هر وقت خواستی خاموش یا روشنش کنی. توی گوشت و پوستت قاطی شده. به قول برخی از فلاسفه شما وقتی میگی "من به خدا اعتقادی ندارم." یعنی وجودش رو به رسمیت شناختی. چون باور داری یه چیزی هست که تو معتقدی نیست. 
ببخشید طولانی شد. ولی بنده با این نگاه خارج از گود یه کم مشکل دارم. احساس کردم نیازه از این زاویه هم بهش نگاه بشه

پاسخ:
خدای فریادرس وقت مشکلات، همون غول چراغ جادویه. خدایی که از متون دینی برداشت میشه و با آثار موجود هم منطبقه، قدرتی غیرقابل پیش بینیه. غیرقابل پیش بینی یعنی همین که همیشه باب میل ما عمل نمی کنه و قرار هم نیست بابتش تصمیماتش لااقل تو این دنیا به کسی جواب بده. می تونی دوسش نداشته باشی اما همینیه که هست. ایمان هم یعنی ایمان به همین خدا
این که شر دنیا رو برداشته و یک بار با مسیله شر ریشه ای درگیر نشی تا وقتی که سر خودت بیاد، علاوه بر سستی ایمان نشانه خودخواهی و سطحی نگری و تنگ نظری هم هست.
۱۸ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۵۷ بلاگر کبیر ^_^
خیلی شدید و با تمام قوا لایکت میکنم...
اتفاقا اگه ایمان آدم واقعی باشه تو همین مصیبت هاست که آدم بیشتر و بیشتر به خالقش وصل میشه.چون تو مصیبت چی و کی آرامش دهنده تر از اون باور به خداست مگه؟
من تا حالا مراسم ختم هایی که رفتم همشون آشناهای درجه چندم بودن و خوب خیلی خوددارانه اشک ریختنم سخت نبوده.اما باز هیچوقت درک نمیکنم آدمایی رو که تو از دست دادن عزیزانشون کفر میگن به خدا بد و بیراه هم میگن و ته تهش مردم میگن طبیعیه چون عزیزشو از دست داده.
پاسخ:
طبیعیه چون ایمانشون مبنای درستی نداره یا اعتقادیه که هیچ وقت روش تامل نشده
کسی هم قرار نیست درباره شکل اعتقادش به خدا توی این دنیا به کسی جواب پس بده. این تفسیر شما فقط می‌تونه یکی از حدود هفت میلیارد رویکرد موجود باشه، نه یه تفسیر مطلق و غیرقابل تخطی.  یکی هم معتقده:

رسیده‌ام به خدایی که اقتباسی نیست
شریعتی که در آن حکم‌ها قیاسی نیست
خدا کسی‌ست که باید به دیدنش بروی
خدا کسی که از آن سخت می‌هراسی نیست
(فاضل نظری)
پاسخ:
تو پست نوشتم که "به باور من". اما در هر صورت این واقعیته که دعاها همیشه جواب نمیده و استجابت خواسته ها هم قانون مند نیست. حالا یکی می خواد چشمشو به روی این واقعیت ببنده و  دل به خدای حلال مشکلات و استجابت کننده دعاها ببنده، اختیار داره. اما همچین انتظاری از ماورا عواقب داره و این دیگه یک تفسیر شخصی نیست. هر چند میلیارد تصور از خدا وجود داشته باشه، غیرقابل پیش بینی بودن جزلاینفکشه.
از طرف دیگه همچین شکلی از خدا و ایمان به خدا هیچ نمونه ای در هیچ سنت دینی نداره. یک شکلی از دلبستگیه که برابر تندبادهای زندگی به مویی بنده، چون بر واقعیت جهان بیرون منطبق نیست.

من از آن کوچ که باید بروی کشته شوی
زنده برگشتم و انگیزۀ پرواز پرید...!!!
همیناس که دین و ایمون واقعی رو مشخص میکنه
شایدم ایمان به هیروییه که فکر میکردیم مواظبمونه و فهمیدیم هرگز نبوده.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی