کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

پیوندها
جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۱ ب.ظ

برای کنکوری های همه سال ها

دبیرستان معلم های مزخرف زیادی داشتیم، هم از نظر علمی و هم اخلاقی. مثلا یک دبیر هندسه داشتیم متخصص نابود کردن اعتماد به نفس بچه ها. وقتی وارد کلاس می شد تو دل ما ماشین لباس شویی روشن می شد. احساس می کردیم چقدر کند ذهنیم و به خودمان فشار می آوردیم که سریع تر مسئله را حل کنیم و تمیزتر و کامل تر روی تخته بنویسیم تا شاید کمتر احمق و کند به نظر برسیم. نه این که فکر کنید معلم بداخلاق و خشنی بود، نه! اتفاقا خیلی هم همیشه لبخند به لب داشت. مشکل این جا بود که دختر ایشان  دو سال پیش دانشگاه تهران مهندسی معماری قبول شده بود و حالا ما باید می دویدیم تا به پای این نماد زرنگی و نهایت موفقیت قابل تصور این دبیرمان می رسیدیم و در یک رشته دهن پر کن در آن آرمان شهر پذیرش می گرفتیم.

دوست و هم نیمکتی من دختر خیلی خوش سر و زبانی بود که اتفاقا اعتماد به نفس خیلی خوبی داشت اما ببین این معلم نالایق بی شعور چه کرده بود که این بچه یک بار بعد امتحان پیش من گریه افتاد که چرا هر چی تلاش می کنم نمی توانم کامل جواب بدهم. حالا بگو اصلا چرا باید به سوال های مزخرف این امتحان که به درد دین و دنیای هیچ کداممان نخورد کامل و به همان صورت وسواس گونه ای که مورد انتظار این دبیر بود جواب می دادیم؟

حالا سال ها از آن روزها گذشته. دوست و هم نیمکتی من بعد پایان دوره لیسانس از یک دانشگاه درجه چندم رفت کانادا و حالا هم هر روز از یک شهر اروپایی و آمریکایی عکس می گذارد. نمی گویم زندگی در آن کشورها مساوی با خوشبختی و موفقیت است اما این دوست ما که الگو و نمادی برای تلاش و مبارزه در راه آرمان ها هم هست، به هر چیزی که زمانی آرزوی خودش بوده رسیده. پارسال که برای یک ماه برگشته بود ایران همه ما مبهوت آن چشم های درخشان، خنده های از ته دل و عاشق اعتماد به نفسش شدیم. می دانیم تک و تنها برای خودش آن جا زندگی ساخته، شرکت خودش را دارد، خانه و ماشین دارد و مدام در حال سفر است. نمی دانم دختر خانم معلم الان در چه حالند! اما می دانم مهندسی دانشگاه تهران برای این دوست ما خیلی کم بود.

قرار نیست آرزوهای دیگران آرزوهای شما هم باشند. شاید آن ها برای شما خیلی کم اند و شما لیاقت بیش تر از این ها را دارید.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۶
آیبک

نظرات  (۶)

دقیقا قبلا یجوری تاکید میکردن که کنکور یعنی همه چیز! 
هدف ها معمولا هم با کنکور بدست نمیومد.
دمش گرم دوستتون، تلاش کرد و رسید 
پاسخ:
هنوزم همینه، با شدت کمتر شاید
حظ می کنم می بینمش!
۱۶ تیر ۹۶ ، ۲۲:۵۰ رهگذر دیوانه
شاید دختر معلمتان هم الان در ینگه دنیا به سر میبرد.
پاسخ:
می دونستم الان یکی میاد همچین چیزی میگه :-)) 
گفتم که نمی دونم در چه حاله و گفتم که اون ور دنیا بودن هم لزوما به معنی موفقیت نیست. 
۱۶ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۰ فاطمه (خودکار بیک)
چقدر حس خوب داشت .. معماری دانشگاه تهران ...
پاسخ:
:)
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۶:۰۰ اون روی سگ من نوستالژیک ...
نمیدونم بگم اون دوستت نماد موفقیت برای من ویا خود شما حتی ولی خوب همینکه راضیه به خاسته هاش رسیده یعنی برای خودش موفقه، قبول دارم کنکور برای ما دهه شصتیا خیلی بزرگ کردن هنوزم هست برای دهه های دیگه، خوب واقعا شاید موفقیت یه نفر اینه یه خیاط ماهر باشه تایه دکتر بیکار، یه چوپون با شعور باشه که عاشق محیط زیست، چرا همه باید برن دکتر ومهندس بشن اخه، شاید واقعا یکی همین از پس خودش بربیاد بتونه برخودش و روحش مسلط بشه و ارامش نسبی داشته باشه هم بشه گفت موفق. خیلی از پدر مادرها بدتر این معلمن و میبینم چند روز پدری رو دیدم که به دخترش میگفت اگر فلان دانشگاه و فلان رشته قبول نشی نمیذارم درس بخونی درس خوندنت چه فایده داره!!! نماد موفقیت شده کنکور درس دانشگاه. یکی که بتونه والا بدون مدرک توی این وانفسا خلاف نکنه با وجدان باشه نون درست وحلال دربیاره محتاج کسی هم نباشه توی این کشور از نظر من خیلی موفقتر از خیلیاست:(
پاسخ:
باید خیلی عاشق، جسور و پرتلاش باشی که ازین چارچوب بیای بیرون و راه خودتو پیدا کنی
هوووف. اگه بخوام طبق عادتم وارد ایراد گیری همیشگی از روال منطقی این چند خط که خوندم بشم، باید کلی تایپ کنم حوصله ندارم :D
آخه کلا هیچ ربطی نداره خدایی که ...(بگذریم حوصله ندارم جدی)
ولی یه نکته خیلی روشن میشه از تو این مطلب کشید بیرون و کلی روش بحث کرد. اونم معلم هندسه ای که (اگر خانوم بودن) در نقش مادر داره با موقعیت تحصیلی دخترش پز میده...
واقعا دلم به حال دخترش می سوزه.... پدر و مادرهایی که (من جمله پدر مادر خود من) فقط و فقط هدفشون این بود ما درس بخونیم تا تو فامیل و همکارا تا دلشون می خواد پز بدن (من شخصا از این نظر به بهترین شکل این حس پدر و مادرم رو ارضا کردم و کلی کیف کردن)
ولی هیهات که آخر و عاقبت نداره این راه. زندگی کردن، هدف چیدن و درس خوندن برا سربلندی پدر و مادر بدترین الگوبندی زندگیه که با مثلا مرگ مادر هرچی هدف تو زندگی چیدی یکباره پوچ میشه...
آدمایی مث من و مث دختر اون معلم که یاد گرفتن برا راضی کردن پدر و مادرشون هدف بندی کنن، قطعا با مرگ پدر یا مادرشون، اونا هم میمیرن، مردۀ متحرک....
بگذریم.
پاسخ:
آره همین خیلی خوبه چون منم دیگه حوصله و وقت سابقو ندارم
اینقدر این کنکور و دانشگاه عمیق تو ذهن من نهادینه شده الان چند ساله دارم سعی می کنم تو کله ام فرو کنم علم و دانش توی دانشگاه نخوابیده هنوز کامل نتونستم یادم میاد هر شغلی که میگفتیم بهمون میگفتند خوب برو دانشگاه درسش رو بخون حتی واسه بچه داری هم میگفتند علوم تدبیتی و روانشناسی و مدیریت خانواده 

پاسخ:
کاش لااقل یک چیزی تدریس بشه که واقعا به کار زندگی بیاد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی