کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
جمعه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۳۷ ب.ظ

تزریق

از اکانت های اینستاگرامی محبوبم اکانتیه که صاحبش دو تا پسر جوان اند که سفر می کنند و سفرنامه تصویریشان را با توضیحاتی که اغلب چاشنی طنز دارد به اشتراک می گذارند. یک بار یکی برایشان کامنت گذاشته بود که با سفرنامه شما می فهمیم که چقدر برخلاف تصورمان ما آدم های کره زمین با هم اشتراک داریم و این احساس بیگانگی و ترسی که از هم داریم بی مورد و ناشی از عدم شناخت درست ماست. این کامنت را که خوندم یاد کارتونی افتادم که تازگی توی شبکه پویا دیده بودم. یک کارتون بدترکیب و بی سر و ته و تف مال و بی دیالوگ ساخت وطنی. داستانش که چه عرض کنم، عناصر و محتوای بی محتواش چند تا کودک بودند نماینده کشورها و ملیت ها یا نژادهای مختلف، یکی سیاه پوست، یکی چشم بادومی و یکی بور چشم آبی و یکی چفیه به دوش و یکی هم ایرانی با تی شرت به رنگ پرچم کشور. کودکی که لابد نماد اروپا و آمریکا بود یک کارهایی می کرد که بین بقیه درگیری ایجاد کند، اون ها هم که خل و چل نمی فهمیدند این ها توطئه و زیر سر این موبوره است. تا این که بالاخره قهرمان ایرانی وارد می شود و به کمک اون چفیه به دوشه بقیه را آگاه می کند و لابد دنیا را نجات می دهد.

حق می دهم باور نکنید که چنین کارتون هایی ساخته و پخش و به خورد بچه های ما داده می شود. من هم اگه به چشم خودم ندیده بودم باور نمی کردم که رسانه ما به این طرز شرم آوری نفرت پراکنی می کند و این طور گل درشت و ابلهانه محتویات مسموم ذهن مریضش را به دنیای بچه ها تزریق می کند. بچه هایی که با مفهوم نژاد و ملیت به کل بیگانه ان قبل از این که بازیچه قدرت ها بشوند و به جان هم بیفتند.

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۷
آیبک

نظرات  (۱۰)

سلام و درود
هرکی تو مزرعه ش بذری می کاره که ازش تغذیه می کنه. کسی که غذاش گندم باشه گندم می کاره، کسی که جو بخوره جو می کاره.
اینا هم از این تفکرات نون در میارن. کاملا واضحه که بذرشو می کارن چون نون فرداشون تو این بذرپاشیه.
من توهم توطئه ندارم ولی به این گزاره منطقی بذر و منطقه ایمان صد در صد دارم. و وقتی می بینم یه رسانه (چه داخلی چه خارجی) اخبار شیپور جنگ رو بیشتر از سرود صلح پوشش می ده، ذره ای شک به دلم راه نمی دم که همه جنگ افروزیا آتیشش از دولت همون رسانه (بازم چه داخلی و چه خارجی) بلند می شه و وقتی از قبل جنگ تغذیه می کنن و خوراک رسانه و نون خونوادشون رو جور می کنن، قطعا بذر جنگ رو می کارن برای برداشت سالهای بعدشون.
پاسخ:
بله جنگ برای بعضی اصحاب قدرت نعمت بزرگیه
۲۷ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۰۶ مهسا سادات
آدرس او اکانت اینستاگرامی چی بود بریم ببینیمشون که این کارتون ها رو یکم بشوره ببره؟
پاسخ:
Backpackers
البته اکانت hodarostami واسم جالب تره
2charkheran هم عالیه
۲۷ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۲۶ سورمه بانو
چه بد. کاش پدر مادرا حواسشون باشه و نذارن بچه هاشون ببینن. نژادپرست تربیت می کنیم رسمن.
پاسخ:
فکر کن بدبخت پدر و مادرها یک لحظه نمی تونن بچه اشونو با خیال راحت جلو برنامه مخصوص کودکان صدا و سیمای ملی تنها بگذارن
بیا و بخاطر من و بدون توجه به توصیه های قبلیم،، (بخاطر نون و چایی ای که با هم خوردیم) چند وقت دیگه که فیلم «امپراطور جهنم» اکران شد، حتما برو و ببین :-)
بعدش دوباره بیا این پست رو بخون. نمیخوام فیلمو تعریف کنم، ولی خب ببین اون فیلم بهتره یا این کارتون.
لعنت به اون آدمایی که این فکرا رو میکنن و اونی که پولشو میده و اونی که میسازه و اونی که مجوز پخش میده! 
و یه چیزی هم هستا، احتمالا اگه در این بین ، کسی گیر بده و مخالفت بکنه، هزارتا انگ وصل بودن به اونوریا و اجنبیا بهش میچسبونن. حالا تو هزار بار بگو ذهن و فکر و روح بچه، چقدر پاک و تاثیر پذیره. کیه که بفهمه؟ اصن تو خودت جاسوسی. حتما از یه نهاد اسراییلی یا امریکایی پول میگیری که اینا رو مینویسی دیگه

پاسخ:
اگه می دونستم واسه خاطر یک نون و چایی این جور قراره منو تو تنگنا بگذاری و ازم کارای طاقت فرسا بخوای پامو خونتون نمی گذاشتم!
سلام و درود
پاسخ:
سلام
۲۸ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۴۹ سورمه بانو
اینکه می گی درسته ولی پدر مادرای الان آلترناتیوهای زیادی دارن نسبت به پدرمادرهای ما مثلا و اینکه کلا تلویزیون برای بچه خوب نیست چه ملیش چه نوع دیگه اش. بازی  برا بچه خوبه، بچه باید بازی کنه، هر بازی هم نه، بازیهای ساختنی، وانمودی، نمایشی و اینجور بازی ها. بازی برای بچه مثل آب برای ماهیه.
پاسخ:
نمی دونم آیا اون امکاناتی که بچه های امروز به دست آوردن جبران اون فرصت هایی که از دست دادن هست و میشه به قول تو گفت آلترناتیوهای بیش تری دارند؟ مثلا خیلی از بچه های امروز از بازی تو حیات های بزرگ محرومم. خواهر و برادر و هم سن و سال و در واقع همبازی ندارن، مادرهای شاغل و پدرهای پرمشغله دارن.
من یک خواهرزاده چهارساله دارم که امکان فرصت بازی تو حیات و رفتن تو طبیعتو داره. مامانش براش خیلی وقت می گذاره و باباش عصر برمی گرده خونه. منم اگه پیشش باشم واسش حکم همبازیو دارم اما گاهی واقعا لازم می بینیم که با کارتون سرگرم بشه تا همه نفسی بکشیم. 
چیزی که ذهن من و این روزها خیلی مشغول کرده همینه: تفاوت ها... و اینکه بلوغ وقتی اتفاق میفته که بپذیریم و باور کنیم ما آدمها به خوبها و بدها تقسیم نشدیم، قضیه فقط اصل تفاوت هاست. از تفاوت نژاد و رنگ پوست و شخصیت بگیر تا علایق و خواسته ها و نگاهها. و وقتی این و از بچگی به کسی یاد ندی، احتمالا کار سختی میشه تو بزرگی بخوای بهش حالی کنی کسی که شبیه تو نیست، لزوما خوبتر یا بدتر نیست، بلکه صرفاً متفاوته، همین!
پاسخ:
عکسی بود از دو تا بچه تو مترو که بهم لبخند می زدن. یکی اروپایی بور روی پای مامانش و یکی هم هندی با پوست تیره تر روی پای باباش. یک اروپایی این عکسو  به اشتراک گذاشته بود و در توضیحش کوتاه نوشته بود "زیبا" . از کامنت ها سرمست شدن. اغلب از صاحب عکس پرسیده بودن که اگه دو تا بچه از یک نژاد بودن هم این جور نظرتو جلب میکرد؟ چه چیز این عکس خاصه؟ چرا باید جوری بین نژادهای مختلف فاصله و حس امتیاز و برتری به وجود اومده باشه که لبخند دو تا بچه از دو نژاد مختلف سوژه عکاسی بشه؟
این واکنش ها دیگه به نظرم ته بلوغ بود!
یه پوستر تبلیغات اخلاقی توی اتوبوسهای بی آر تی بود که بچه ای داشت به خانمی که با تیپ فشن و جلفی تو خیابون راه میرفت اشاره میکرد و از پدرش میپرسید باباجون این چرا این شکلیه؟ و پدرش جواب میداد که احتمالا یا این از فضا اومده یا ما... یه آدم خوش ذوقی هم نوشته پدرش رو خط زده بود و نوشته بود، پسرم به ما چه!!! 
خب لازمه بعضی وقتا ما هم این جمله رو به خودمون و دیگران گوشزد کنیم: به ما چه؟!
پاسخ:
واقعا همچین پوستری نصب کرده بودن؟؟ خدای من : |
می خواستم واسه این عبارت طلایی " به ما \من چه" یک پست جدا بنویسم
یه مدت سروکارم با چند نفر اهل هنک‌کنگ و فرانسه و بلژیک و امریکا بود. و یادمه تو اون مدت دائم به این فکر می‌کردم، چقدر باهاشون راحتم، چقدر شبیه همیم، چقدر راحت میتونیم باهم بخندیم و صمیمی باشیم. انگار نه انگار بینمون انقدر فاصله هست، تا حالا همدیگه رو‌نمیشناختیم، از فرهنگ‌ها و فضاهای مختلف اومدیم،.... . واقعا همه چیز یه مشت میل مرزیه که بین انسان‌ها افتاده و باعث شده یادمون بره وجود هممون درهم تنیده است!
البته اینم بگم که ده‌ها برابر وحشتناک‌تر از اون کارتون شبکه پویا علیه ما جاهای دیگه تبلیغ میشه، و دربرابر همه‌‌ی دوستای باحالی که پیدا کردم، کسانی هم بودن که وقتی میفهمیدن ایرانی هستم، تشنج می‌کردن!... و من فقط به قدرت رسانه لبخند می‌زدم و سعی میکردم درکشون کنم(:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی