کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

دور میز روی صندلی چرخ دارها منتظر نشسته بودیم که بقیه هم از راه برسند که یهو یک چیزی محکم خورد به صندلیم. برگشتم دیدم یک پسر جوانه. دقت کردم فهمیدم نابیناست. از کنار من گذشت و کمی جلوتر بعد اینکه به صندلی یکی دیگه هم برخورد کرد بی حرکت و مردد ایستاد. شاید داشت به گفتگویی که میان چند نفر در جریان بود گوش میداد تا بفهمه کجاست. بهش گفتم اینجا فلان جاست و قراره فلان چیز برگزار بشه می خواید بشینید؟ درست یادم نیست فکر کنم جوابی نداد و از راهی که آمده بود برگشت و بین راه به صندلی دو تا دختر دیگه هم برخورد کرد. تا بفهمم تصمیم درست الان چیه و باید چی کار کنم یکی از دخترها پاشد رفت باهاش صحبت کرد تا راهنماییش کنه.

اولین باری نبود که در این شرایط نمی دونستم باید چی کار کنم. آیا اگه پیش قدم بشم برای کمک ممکنه غرورش جریحه دار بشه، دخالت محسوب میشه واین کارم این پیام را داره که از دید بقیه در انجام کارهای روزانه اش ناتوانه؟ یا منتظر نشستن برای اینکه خودش تقاضای کمک کنه بیش تر باعث آزرده خاطریه و پیام های منفی دیگه ای به همراه داره؟ خود من خیلی راحت از بقیه کمک می خوام. شاید گاهی از تنبلی، وقتی که می بینم کاری یا جواب سوالی که باید وقت و انرژی زیادی براش بگذارم با کمک خواستن خیلی راحت تر حل میشه و گاهی هم برای این که این کار بهم فرصت میده بیش تر با آدم ها معاشرت کنم.   واقعا خیلی می خوام که بدونم زمان درست و حد کمک کردن به دیگران در این شرایط چیه؟

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۰۴
آیبک

نظرات  (۱۳)

منم این مشکل برام اتفاق افتاده 
تو دانشگاه ما مرکز نابینایان وجود داشت و یک ساختمان پر از راهرو و پله ...که حتی ادم بینا هم تو راه روهایی پیج در پیج اش گم میشد ..
به نظرم صبر کنی تا خودشون کمک بخواهن بهتره 
پاسخ:
مرکز نابینایان با راه پله های فراوان و راهروهای پیچ در پیچ! اینم طنز تلخیه واسه خودش
۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۳۴ بلاگر کبیر ^_^
خوب خوشا به حالت که این کمک خواستن از دیگران برات آسونه.اگه چونه درازی نمیشه یه چیزی تعریف کنم برات.
یه روز تو راه کلاس زبان افتادم و پخش زمین شدم.پارسال که حامله و قلمبه بودم.یه ذره رو زمین نشستم و باورت نمیشه چقدر بلند شدنم و مرتب کردن خودم و برداشتن وسایلی که همراهم بود طول کشید.ادما هی دور و برم راه رفتنشونو آروم میکردن و نگاه میکردن.شاید منتظر بودن بگم میشه یکی دستمو بگیره؟ ‌اما خوب بنظرم شرایطم کاملا این درخواست کمک رو داد میزد و من منتظر بودم واقعا یکی دو نفر بیان کمکم...
میخوام بگم تو شرایط مختلف جواب سوالت میتونه متفاوت باشه.
من خودم اگه هرکس معلوم باشه کمک میخواد یه ذره منتظر میشم ببینم بهم میگه یا نه.اگه نگفت خودم میگم مثلا اجازه بدید من کمکتون کنم.اجازه میدید کمکتون کنم؟؟؟‌
حالا اگه اون ادم نقص جسمی داشته باشه که از همون اول میگم اجازه بدید من کمک کنم.
به هر حال یا تشکر میکنن تو دلشون خوشحال میشن یا با آدم بد خلقی میکنن.
پاسخ:
تو رو تو اون وضع می دیدن و برای کمک جلو نمی اومدن؟! انتظار داشتن همون جور نشسته رو زمین پاچه شلوار یکیو بگیری و بگی بهم کمک کنین؟! :)) می بینم که خیلی ها مشکل منو دارن و تازه وضعشون خیلی هم وخیم تره!
۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۱۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
یکی بخواد به من کمک کنه، ناراحت نمیشم و به غرورم برنمی خوره. خب البته اغلب تو اینجور موارد راحت میشه فهمید نیت طرفمون خیر هست یا نه!
گاهی کمک خواستن از غریبه سخته به هرحال!
پاسخ:
فکر کن دوستت وضعیت مالی خوبی داره اما تو نه. با هم که بیرون میرید نمی گذاره تو دست به جیب بشی. نیتش هم خیره اما احساس نمی کنی یک چیزی درونت داره زخمی میشه؟
می دونم این کمی با شرایطی که تو پست توضیح دادم متفاوته اما می خوام بگم جریحه دار شدن غرور معمولا وقتیه که ما احساس می کنیم در موضع ضعفیم یا از این که در چشم دیگران این طور به نظر برسیم بیزاریم
من همزمان که ازش میپرسم «میخوای کمکت بکنم؟» ... به سمتش حرکت میکنم و اقدام به کمک میکنم.
اینطوری طرف اگه واقعا دلش کمک بخواد، دیگه فکر نمیکنه فقط یه تعارف بوده. و قبول میکنه و شایدم هیچی نگه و با خوشحالی باهات همراهی بکنه که داری کمک میکنی.
و اگر هم بدلایلی کمک نخواد، میگه «نه ، ممنون، کمک نمیخوام» .. یا هرچیزی
بنظرم برخوردن به غرور نداره! تحقیرش که نمیکنی. راهنمایی محسوب میشه.
پاسخ:
امیدوارم که همیشه همین طور باشه :)
۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۱۴ پیمان محسنی کیاسری
به نظر من این سوال رو باید از یک فرد نابینا پرسید و نظر ما چندان اهمیتی نداره! این که دیدگاه اخلاقی ما چیه از اون‌جا که آدم‌ها هم دوست دارن برای خودشون فلسفه ببافن و خودشون رو منطقی ببینن، هیچ تاثیری توی اذیت شدن یا نشدن اون فرد نابینا نداره. به عبارت دیگه اذیت شدن ایشون کاملاً مستقل از منطقی بودن یا نبودن استدلال ماست و این مسئله کاملاً پراگماتیکه و تو دنیای پر نظر امروز هم نیازی به نظر دادن نداره.

من از چند فرد دارای مشکلات جسمانی(نه لزوماً نابینا) پرسیدم(فکر کنم 3 نفر) و همشون گفتن که ما با شرایطی که داریم اگر حس کنیم که نیاز به کمک داریم حتما کمک می‌خوایم چون مجبوریم.
اما وقتی هر کسی می‌خواد به ما کمک کنه بیشتر اذیت می‌شیم چون تعداد مردم کمک‌کننده خیلی بیشتر از تعداد کمک‌هایی هست که می‌خوایم.
و گفتن که بعضی افراد حتی سماجت می‌کنن تو کمک و ما باید بگیم که نیازی نداریم و الان که مثلاً ایستادم دارم به چیزی فکر می‌کنم و راه رو گم نکردم.
پاسخ:
خب منم از خواننده هایی که ممکنه نوعی معلولیت داشته باشند یا اونایی که مثل تو با معلولین در این باره صحبت کردن یا تجربه ای از کمک کردن در این شرایط داشتن پرسیدم. هرچند به نظرم این موضوع می تونه وسیع تر هم باشه. مثلا درباره کمک مالی.
ممنون کامنتت خیلی روشنگر بود
عجیبه تا اصل داستان پیش رفتین ولی سر جواب خودتون متوقف کردین نقالی رو. اینکه عکس العمل اون آقا پسر در مورد کمک اون دختر خانوم چی بود؟ قبول کرد یا نکرد.
صرفا در مورد افراد نابینا به دو تا نتیجه رسیدم که اولا این آدما شاید فقط وقتی برای بار اول کاری رو می خوان انجام بدن نیاز به کمک داشته باشن. دفعه های دوم و سوم با ادراک و شعور و فضا سازی فوق العاده شون از محیط پیرامون حتی از ما بیناها بهتر کارها رو پیش میبرن. در کل هم این افراد ناتوان نیستن، با کمک ما کارهاشون تسریع میشه برا همین به نظرم دلیلی نداره به غرورشون بر بخوره. چون کمک ما اونا رو ناتوان جلوه نمی ده.
نکته دومی که من فهمیدم در موردشون اینه که خوب تبعا به خاطر انفعال حس بینایی، افراد نابینا تشنۀ شنیدن یا حتی لمس کردن هستن. چه کمک می کنی چه کمک نمی کنی، باید خیلی زیاد باهاشون حرف بزنی و بشنوی. و حتما باید دستشونم بگیری. گرمای چشما رو باید از دستا بهشون منتقل کرد و خیلی سریعتر از اونچیزی که فکر می کنی بهت اعتماد می کنن.
در مورد موارد دیگر ناتوانی یا کم توانی وضع کاملا فرق می کنه با افراد نابینا. خودم 6 یا 7 ماه با کسی دوست بودم و اصلا تجربه موفقی نبود و بشدت گند زدم و کلا فهمیدم اقلا من تا عمر دارم نباید به زندگی این دسته آدما وارد بشم.
پاسخ:
خب مسلما اون نمی گفت نه برو کنار من دوست دارم همین جور به در و دیوار بخورم.
فکر می کنم بند اول کامنت پیمان بتونه جوابی برای بند دوم کامنت تو باشه. ما جای اون ها نیستیم که ببینیم کمکمون چه طور برشون جلوه می کنه.
فکر نمی کنم وسعت حریم یک نابینا با بقیه متفاوت باشه و باید خیلی مواظب باشیم که با نیت خیر با لمس کردنشون به حریمشون وارد نشیم.
۰۴ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۵۰ سورمه بانو
من تو این شرایط می رم جلو و کمک می کنم. می پرسم کجا می خوان برن و می برمشون. 
راستش انقدر کمک کردن به بینا و نابینا کم شده که من همیشه حسم اینه که آدما از کمک گرفتن حس خوبی بهشون دست می ده، چون خیلی کم براشون اتفاق می افته! 
یه دلیل دیگه اش هم اینه که انقدر نگران اون آدم می شم که همه فکر پیش اون آدم می مونه اگه نرم کمکش روزم زهرمارم می شه.
پاسخ:
دقیقا منم نگران میشم و اگه کاری نکنم نگران می مونم و خودمو تا مدت ها سرزنش می کنم، درباره هر آدمی که فکر کنم باید کاری می کردم اون لحظه و نکردم. کلا سرعت پردازشم در لحظه پایینه. اینم احتمالا یک نوع هوشه که من ندارم
من اکثرا پرم از شک و همیشه عبارت "به نظر من" قبل شکیاتم هست. ولی وقتی جایی از "نتیجه گیریهای" خودم حرف می زنم، به اون نتیجه گیریها ایمان 100% دارم و آشناها می دونن تقریبا احتمال تغییر نظر من تو اون معدود ایمانها صفره. یه اخلاقی هم دارم همیشه همه نظرای قبلی رو می خونم و نظر پیمان رو هم خوندم.
و جالبه خودتون تو بند اول پاسختون به پیمان پاسخ بند اول کامنتشون رو دادین. به قول معروف ماذا فازا.... من که نمی دونم :/
در هر صورت هنوزم به هر دو بند نتیجه نظر خودم ایمان دارم چیزی تغییر نکرد.
پاسخ:
بله درسته تو احتمالا خواستی بگی که جز دسته دومی هستی که من در جواب پیمان گفتم.
اما در مورد اینکه گفتی دلیلی نداره که به غرورشون بربخوره، مثلا پیمان از قول اون چند نفر گفت که اذیت میشن و ...
۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۳ سورمه بانو
نه عزیزم فکر نمی کنم به هوش ربطی داشته باشه. به تجربه مربوطه احتمالا. یعنی این کاریه که باید به شهودت یا حرف دلت اعتماد کنی و انجامش بدی و بعد کم کم متوجه می شی که درستش چیه.
بحث تکرار مکررات کامنت اولم میشه. منم مثل پیمان (که اون حرف رو در مورد آدمای نه لزوماً نابینا گفت) دقیقا اشاره کردم در مورد کم توانهای غیر نابینا نمیشه نسخه پیچید. به واسطه فوتبال یه دوست 6 ماهه داشتم طرفدار دو آتیشه چلسی بود که بیماری نمی دونم قوز چی داشت رو ویلچر بود. یه بیماری که به مرور با بالارفتن سن وضع انسان بدتر و بدتر میشه. یه ترس مدام رو ویلچر که تو میدونی هر روز شرایط سلامتیت بدتر میشه تا نابودی. اون آدم به هیچ وجه حاضر نبود از آدمی جز پدر و مادرش کمک بگیره. هر بار با هم شهرک قرار میذاشتیم به شدت ناراحت میشد اگر جز حرکت آروم صندلیش کمک دیگه ای میخواستم بهش بکنم موقع رفتن به رستوران یا ..... واقعا نتونستم جای خودمو کنار اون ادم به عنوان یه دوست باز کنم. (البته اون آدم یه مهر طلبی منفی داشت که انرژی صدتا دوست دختر رو از من گرفت و حتی چندباری هم شارژ در قالب کمک مالی گرفت که یه بار که خط خودشو شارژ کردم و دیدم عصبانی شد گفت برا کسی میخواسته فهمیدم شارژ رو برا دوست دخترش می گرفته! :| یعنی کلا از نظر برخورد روانشناسی برخورد سالمی نداشت که خوب از آدمای سالمش تو ایران انتظار برخورد بالغانه نمی ره چه برسه کسی که به هر حال با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می کرد.). این آدم هر سری بهش می گفتم صدات بشدت جذبه داره برا گویندگی رادیو، یا به فکر یک کار باش من فلان دوستم تو انگلیس ویلچر میشینه ولی الان منتظر بازنشستگیشه، به شدت پرخاشگر میشد. آخر هم سر یکی از همین بحثامون به شدت مشاجره بالا گرفت و ازم خواست دیگه باهاش تماس نگیرم. بستگی داره خودشون چجور با این مسئله ی خودشون کنار اومده باشن. کسایی بینشون که نتونسته باشن این مشکل رو هضم کنن، هر بحثی که اونها رو به نوعی یاد این نقص بندازه بشدت عصبانی و بداخلاقشون می کنه. این در مورد همه آدما صادقه نه لزوما ناتوانهای جسمی.
خود منم یه کمبودهایی دارم که نتونستم هضمش کنم و وقتی کسی تو اون زمینه بخواد کمکم کنه با پرخاش ازموقعیت  فرار می کنم. کسی رو می شه کمک کرد که با درک موقعیت خودش کنار اومده.
Blind;  Michael mailer-2017
پاسخ:
خب؟
با نظر شهاب موافقم که تا وقتی کسی نتونه کمبودها و نقص هاش رو بپذیره همچنان وقتی آدمی بخواد بهشون اشاره ای کنه یا کمکی بهشون بکنه پرخاشگر میشه و واکنش نشون میده، فکر کنم این شامل تمام زخمهای روحی و جسمی آدمها باشه. و این هم که کسی چه از نظر مالی و چه احساسی و جسمی نیاز به کمک داشته باشه و ما بخوایم داوطلبانه و خیرخواهانه کمکش کنیم بستگی به روحیه و پذیرش اون داره. البته این رو هم نادیده نگیریم که بعضی تشنه سواستفاده کردن هستن و با ضعیف نشون دادن خودشون امتیاز میخرن.
پاسخ:
آره به خاطر همین حساس بودن قضیه است که باید بدونیم کجا و چه جوری دست به کار بشیم.
در هر صورت دونستن برخورد درست با معلولین هم بخشی از آداب و معاشرته و اگه بلد نباشیم اشکال از ماست.
فیلمه و نحوه معاشرت و برخورد با نابینایان رو از وجوه مختلفی نشون میده.
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی