کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹ ق.ظ

جالب، غم انگیز، مسخره، عجیب

چند روز بود که حال و روز خوشی نداشتم. همه چیو از دست رفته و تاریک میدیدم. هیچ کدوم  از فنون مثبت اندیشی، حال خوب کن و انگیزشی جواب نمی داد. یک ندایی از درونم دلداری می داد که ببین آیبک جان، هیچی تغییر نکرده، همه چی همونیه که قبلا بوده، پس حتما یک چیزی درونت بهم ریخته. این احساسات غیرواقعی و گمراه کننده ان. بهشون بها نده تا گورشونو گم کنن. صدای دیگه ای  بلندتر جواب می داد، گمراه کننده اون توهمات دل خوش کنکت هستن. آره همه چی همون گندیه که بوده، فقط چشم هات به روی واقعیت باز شده، مستی از سرت پریده!

دیشب به عنوان آخرین راه حل نه، آخرین سرگرمی که انگار هنوز واسم طعم و مزه ای داشت، تو اینترنت جست و جو کردم و اولین سایتی که میشد به وسیله اش به آینده ات نامه نوشت را باز کردم. از حال و روز این روزهام برای آیبک احتمالا زنده یک سال بعد نوشتم و آرزو کردم به فلان و فلان هدفش رسیده باشه. نامه را که پست کردم سایت بهم یادآوری کرد که قبلا هم با همین ایمیل 6 سال پیش نامه نوشتم و دو سال بعد هم واسم ارسال شده! فکر کردم سایت توهم زده. نامه را باز کردم. اوه خدای من آیبک 6 سال پیش داشت باهام حرف می زد! (جالب) و آرزوهاش دقیقا همین هایی بود که 6 سال بعد یعنی امشب نوشتم! (غم انگیز). حدس زدم احتمالا بعد دو سال یعنی چهار سال پیش ایمیلم را واسم فرستاده و من همراه ایمیل های تبلیغاتی و اسپم ها پاک کردم! (مسخره).

جا داشت که دیشب می شستم به حال خودم زار بزنم، کاری که بهم کمک می کنه اما مدت هاست انجام ندادم و پشتش یک فلسفه خشکی هست که میگه خواسته های تو، نداشته های تو و از دست دادن های تو در برابر خوسته ها و نداشته ها و از دست دادن های خیلی ها یک آرزو و غصه لوکسه، پس دم نزن. دیشب فقط  کمی در بهت به تاریکی زل زدم. مثل یک تسلیم شده واقعی ذکرهای محبوبمو گفتم و خوابیدم. امشب وقتی بعد 24 ساعت تونستم به اینترنت وصل بشم و پیام هامو بخونم. یک پیام از یک دوست قدیمی مدت ها بی خبر و یک پیام هم از یک ناشناس درست در راستای آرزوهام داشتم!(عجیب).

شاید این دو تا پیام فقط حکم فشفشه های چهارشنبه سوری را داشته باشن که لحظه ای آسمون دلتو روشن می کنن و لحظه ای بعد می بینی تهش هیچی نبوده، آبی گرم نشده و فقط هیاهو بوده اما عیبی نداره. من این دو تا پیامو به فال نیک می گیرم و به منزله پیامی که می گه ما حواسمون به آرزوهات هست و از جایی که فکرشو نمی کنی دستتو می گیریم.

آدرس سایت که البته تنها سایت از این دست نیست : www.futureme.org

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۳
آیبک

نظرات  (۷)

۲۳ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۵۱ بلاگر کبیر ^_^
حال منم خرابه و منم از خودم هی میپرسم اوضاع همیشه گند بود و من ندید میگرفتم و شنگول بودم یا همه چیز اوکیه و من مشکلی پیدا کردم با درونم؟

‌نامه به یه سال بعد خودمون... چه جالب...
پاسخ:
فکر کنم می تونی زمانشو خودت انتخاب کنی. مثلا گزینه 5 سال بعد هم داره
من بارها خواب آینده تورو دیدم. کهنسالی. خیلی راضی بودی. از زندگیت و مسیرش تا به اونجا.
این تکرر آرزوها و نامه ، طی یه سالهایی پیش میاد برای همه. چند روز دیگه اگه یه کم بهتر شدی ، برو یه نامه دیگه از حال و روزت بنویس برای همون یکسال بعد
پاسخ:
خواب های تو رو هم به فال نیک می گیرم و می خوام که باورشون کنم.
امیدوارم تو هم از مسیر زندگیت راضی باشی. رضایت بهترین حسه
وای چقدر جالبه این نوع نامه نوشتن، تصمیم گرفتم برای ٥ سال آینده ام نامه بنویسم. ممنون برای معرفی
پاسخ:
خواهش می کنم :)
اینکه آدم بلد باشه حال خودش و خوب کنه یه کمال و سعادته، بیشتر آدما وقتی اینجوری میشن بیخود و بی جهت گیر میدن به بقیه، میرن توی رابطه های اشتباه، خریدای بیخودی میکنن یا شاید تهش تکیه بدن گوشه یه امامزاده و زار زار واسه غمی که نمیدونن از کجا اومده میشنن گریه میکنن. من بهش میگم سیلی واقعیت، وقتی غمات و از هرطرف نگاه میکنی میبینی تکراری و غیرقابل حل و احتمالا به قول تو لوکسه ولی تو رو عذاب میده.
منم از این نامه ها به آینده تو دفترم می نویسم، و باید بگم خوندنش بعد چندسال هم گریه داره هم مضحک... اونجاش که بعضی آرزوهات از بس برآورده نشده ان، شدن عقده و بعضی هاشون خیلی ساده و پیش پاافتاده بودن... 
پاسخ:
من به هیچکی قد خودم گیر نمیدم
هرچی یک آرزو کهنه تر میشه بی خیال شدنش هم سخت تر میشه
۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اون نامه جالب بود! روش سنتیش همون سررسید منه که چندسال بعد که نوشته هاش رو میخونم میگم عه باز که من همین مشکل رو دارم هنوز :|

پاسخ:
من تو سررسید هم می نویسم اما این روش غافلگیرت می کنه البته اگه مثل من ایمیلتو پاک نکنی!
۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۳۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
تصمیم گرفتم برم و برای دوسال بعد نامه بنویسم:-)
اگه عمری باشه و به دستم برسه.
ممنونم ازت.من هم امیدوارم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی