کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۱۸ ق.ظ

خشونت علیه انسان

"خشونت فقط چشم کبود و ... نیست..."

یک نوشته کوتاه معروفی هست درباره خشونت علیه زنان که چند سالیه تو شبکه های اجتماعی دست به دست می گرده و منظورش اینه که خشونت همیشه فیزیکی نیست و خشونت کلامی، مثل توهین و تحقیر، هم می تونه همون اندازه آزاردهنده و آسیب زننده باشه. واقعیت اینه که خشونت کلامی فقط علیه زنان اتفاق نمی افته و مردان زیادی هم هستند که از این نوع خشونت رنج می برند.

 آخر هفته پیش همراه دوستم (زن) و همسرش به یک سفر کوتاه رفته بودیم. ساعت های پایانی سفر یک اتفاق غیرمنتظره ناخوبی افتاد که باعث شد دوستم تمام مسیر برگشت همسرشو به خاطر این اتفاق سرزنش کنه و سرکوفت بزنه. الان که دارم اینو تعریف می کنم بعد یک هفته حالم خوبه اما فقط خدا می دونه چقدر این سرزنش های بی دلیل روح و روانمو له کرده بود، احساس می کردم شاهد کتک خوردن یک آدم بودم...

من اصلا منکر تفاوت های زنان و مردان نیستم (البته وقتی آدم ها را به زن و مرد تقسیم می کنم در واقع دارم اقلیتی را که تو هیچ کدوم ازین دو گروه جای نمی گیرند نادیده می گیرم). چه تفاوت های جسمانی و روانی چه اون هایی که ناشی از تربیت و محیط و شرایط و کلیشه های جنسیتی هستند، اما اصرار به تفاوت ها گاهی خیلی مسخره و به نظر من برای یک عده در حکم نون دونیه. مثلا تایید و تشویق شدن به زن ها انگیزه نمیده؟ مردها از تحسین شدن ظاهرشان لذت نمی برن؟ هر دو از بی توجهی دلخور نمی شن؟ چرا نیاز به حس اطمینان از دوست داشته شدن معمولا به یک جنس نسبت داده میشه؟ تمایل به داشتن شریک خوشگل و خوش لباس و تمیز مختص جنس خاصیه؟

لازم نیست کتاب "همه چیز درباره زنان" یا "آن چه که باید درباره مردان بدانید" بخوانیم یا این توصیه های شبکه های اجتماعی و تلویزیونی را بشنویم تا بفهمیم یک جنس آدم هایی هستند که از سرکوفت و تحقیر رنج می برند. من روان شناس نیستم اما هر روز بیش تر به این نتیجه می رسم که به بن بست خوردن روابط به خاطر عدم شناخت از جنس مخالف (که اتفاقا مخالف یا از کرات دیگه ای نیست) نیست بلکه به خاطر بی توجهی ما به احساسات یک انسانه. شاید ما برای ارتباط با جنس مخالف تربیتی ندیدیم اما ازون مهم تر خلا تربیتی ما در روابط انسانیه. من واقعا سردرنمیارم که چه طور میشه نسبت به رفتار خودت و روح و روان آدمی که دوسش داری این قدر بی توجه باشی.

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۲۲
آیبک

نظرات  (۳)

با یه روانشناس صحبت می کردم . حرف جالبی میزد به جای جنس مخالف می گفت جنس مقابل. کلمه ی خوشایند تریه .
منم ازون روز این عبارت رو به کار می برم .
 ولی من هم واقعا با حرفات موافقم . زن و مرد قبل از زن و مرد بودن انسانند . تمام یا نزدیک به تمام نیازهاشون مشترکه از نظر من و فقط شکل بروز اون نیاز متفاوته . مثلا همسر من باید احساس کنه من بهش نیاز دارم و بودنش تو زندگیم ضروریه و بدون اون یه جای زندگیم میلنگه (از نظر عاطفی منظورمه نه مالی ) منم باید چنین احساسی داشته باشم . اما من این نیاز همسرم رو باید به گونه ای که خوشایندتره برای مردا اغلب انجام بدم و اون به گونه ای که برای من و یا اغلب زنها .
پاسخ:
به گونه ای که خوشاینده برای همسرت و به گونه ای که برای تو خوشاینده. ما هر کدوم منحصر به فردیم. کمترین کاری که باید برای نزدیک ترین آدم های زندگیمون بکنیم اینه که کشفشون کنیم.
فکر می کنم قضیه برمی گرده به قبل اینکه بریم تو رابطه. کسی می تونه به «انسان» توی رابطه اهمیت بده که بیرون رابطه هم این کار رو با آدم های دور و برش انجام داده باشه.
 یادمه خیلی سال پیش یه برنامه تلویزیونی می دیدم که از یه سری کارشناس می پرسید چی تو ارتباط زناشویی از همه چی مهمتره و یه آقایی بود که گقت «مهربونی و احترام» و الان بعد اینهمه سال من واقعن فکر می کنم حرف درستی بود، نه فقط برای داشتن یه رابطه زناشویی خوب بلکه برای آدم خوبی بودن این دوتا ویژگی خیلی مهمه.
پاسخ:
دقیقا به نظر منم ما همسر خوب بودنو بلد نیستیم چون آدم خوب بودنو یاد نگرفتیم
سلام.
خوبی؟ 
مرسی از نوشته‌های مفیدت.
:)

پاسخ:
سلااام! چه طوری؟
ممنونم
نورانی شد وبلاگ :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی