کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۳۶ ب.ظ

Role model

سه سال دوره راهنمایی را توی کلاسی گذروندم که نصف همکلاسی‌هام پدر و مادرهایی دکتر یا مهندس داشتند یا از معلم‌ها و کارکنان همون مدرسه بودند. از نشانه‌های عدل و انصاف اینکه تو یک مدرسه دولتی همه این بچه ها را تو یک کلاس جمع کرده بودند و بهترین معلم‌های اون مدرسه را بالا سرشون گذاشته بودند! تقریبا همه این بچه‌ها شاگرد زرنگ بودند. از بین شاگردهای درجه دو (مثل شهروند درجه دو!!) کمتر کسی پیدا می شد که بتونه باهاشون رقابت کنه. واسم سوال بود که این تفاوت از کجا میاد. همون موقع هم به جواب ابلهانه «ژن خوب» نرسیدم. از طرف دیگه خیلی‌هاشون دوستان صمیمیم بودند و می‌دونستم پدر و مادرشون اون قدر مشغله دارند که نمی‌تونند نقش معلم سرخانه را هم برای بچه‌هاشون بازی کنند. در نهایت به جوابی رسیدم که هنوزم بهش باور دارم و اتفاقا هر چی می‌گذره بیش‌تر هم بهم ثابت میشه. اونم اینه :«داشتن الگو». الگوی درس خوندن نه. الگو و نمونه مجسم از فردی که از راه درس خوندن به شغل و پول و شان اجتماعی رسیده. برای بچه‌ای که در محاصره دکترها و مهندس‌ها و معلم‌ها بزرگ میشه دکتر و مهندس و معلم شدن نه تنها دور از دسترس نیست که پیش پا افتاده است. جسارت بیشتر خواستن پیشاپیش تو این بچه وجود داره. برعکس برای بچه‌ای که در سابقه خانوادگیش تحصیل‌کرده‌ای پیدا نمیشه احتمالا دانشگاه رفتن نهایت بزرگ آرزو کردن باشه. داشتن الگو مثل پا گذاشتن در راهیه که به وسیله قبلی‌ها پاکوب و تا حدی هموار شده.

چند وقت پیش تو اینستاگرام عکسی دیدم که همه اون چه را که می‌خوام بگم و نمی‌دونم چقدر تا اینجا در انتقالش موفق بودم، در سکوت به بهترین نحو توضیح می داد: دختربچه‌ای رنگین پوست در زمینه سفید و خلوت یک نمایشگاه رو به روی نقاشی بزرگی از میشل اوباما ایستاده بود، سرش را بالا گرفته بود و محو تماشای نقاشی بود که هیبتی دو برابر خودش داشت. امثال میشل اوباما و اوپرا وینفری راه خیلی سختی را تا اینجا اومدند. حالا وجود اون‌ها فریاد «من می‌توانم» ی میشه در گلوی هر دختر رنگین‌پوستی تا در خودش حل کنه هر صدایی را که جز این میگه، صداهایی به قدمت تاریخ: این سیاه پوست ها فقط به درد حمالی می خورن... هوششون پایینه... سیاه پوست اندیشمند دیدی تو اصلا؟

اگه درباره اهمیت الگو با من موافقید از کنار قهرمان‌های کارتون‌ها و فیلم‌ها راحت نگذرید. خیلی‌ها اون ور آب‌ها مدت‌هاست که مثلا معترض قهرمانان همیشه سفیدپوست، چشم رنگی و باریک و بلند کارتون‌‌ها هستند.

 

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۳۱
آیبک

نظرات  (۵)

۰۱ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۹ هلیا استاد
من خودم همیشه الگو داشتم. معمولا هم الگوهای زیادی داشتم. مثلا برای عکاسی یه دوست الگو من بود که بعد از مدتی حتی از اون بهتر عکاسی میکردم و دیگری شد الگی من. همینطور سعی میکردم به صورت رو به بالا الگو انتخاب کنم تا امروز.
البته که الگو داشتن شاید خیلی ربطی به موقعیت فعلی نداره، همیشه جایی برای بیشتر شدن و بزرگتر شدن هست.
پاسخ:
آره دقیقا تو هر زمینه ای باید یک الگوی الهام بخش متفاوت پیدا کرد
به نظر من متن هاتون خیلی عالیه 

توروخدا ادامه بدین،  من هر روز سر میزنم به وب سایت شما
پاسخ:
چقدر روحیه گرفتم!! مرسی
خودمم نوشتنو دوست دارم. اما وقتش نیس واقعا همین ها رو هم خیلی هول هولکی می نویسم
4 روز پیش این پست رو خوندم و کامنت زیر رو نصفه تایپ کردم. الان بعد 4 روز لپتاپ رو باز روشن کردم دیدم کامنت نصفه مونده حوصله تکمیلش نیست همین نصفه پست می کنم جسارتا :دی

---> مثل نوشتۀ شما منم نظر خودم رو دو بخش می کنم و بیشتر روی تأیید بخش اول متنتون حرف دارم:
1. الگو - احتمالا درسته. من خودم هر از گاهی فکر کردم به این مسئله و یه جواب کلی تر برای خودم پیدا کردم : "نوازش و تحسین" از کودکی ما تو راهی قدم میذاریم که حس می کنیم در اون راه بیشتر نوازش و تحسین اطرافیان رو جلب میکنیم. دیدیم که الگوهامون اینجور تحسین  شدن نوازش شدن و دنیا بهشون توجه کرده ما هم دنبال اون توجه و نوازش هستیم (قطعا هیچ کودکی اقلا در سن دبستان و راهنمایی و حتی گاهی تا کنکور  و بعد اون دنبال ذات موفقیت نیست. هممون تو اون سن بیشتر تحت تأثیر تشویق والدین دنبال موفقیت در درس هستیم.). خود ما مدرسه سمپاد که قبول شدیم راهنمایی قشنگ این تجربه رو دارم که از سن راهنمایی تا دانشگاه چقدر لفظ "تیزهوش" برام لذت بخش بوده همیشه . در صورتی که در واقع میدونیم هرکی داخل این مجموعه هست لزوما از هرکی خارج این مجموعه هست باهوشتر نیست و ما فقط افتادیم تو مسیری که دیدیم هرچی بیشتر مسئله های سختتر ریاضی فیزیک رو حل کنیم بیشتر بهمون توجه میکنن تحسینمون می کنن و ما هم تو اون مسیر تمرینمون رو بیشتر کردیم و خوب این دیگه حقیقت غیر قابل انکاریه که هرکی تمرین بیشتر بکنه تو مرحلۀ آزمون و عمل مسلما بهتر عمل میکنه. مثلا باز یادمه برخلاف عرف اون روزهای سمپاد که همه به عنوان سمبل هوش ریاضی میشناختنش ما دو سه تا معلم ادبیات داشتیم که به شیوۀ خیلی متفاوت سعی داشتن ادبیات ما رو تقویت کنن (همشون هم آدمهای موفقی بودن و دو تا از اون 3 نفر الان دانشگاههای خوب امریکا دانشجو شدن و بعد مشغول تدریس) برای ما کلی نوآوری ادبیات داشتن و یکیشون در کوچکترین کارش برای ما آخر ساعت کلاس مشاعره برقرار می کرد و اون انگیزه خیلی زیادی شد ما بریم شعر حفظ کنیم از حافظ و پروین اعتصامی. توجهی که اون موقع به ما شد باعث شد بخشی از استعداد خودمون رو تقویت کنیم که هنوزم که هنوزه حافظه شعری من بین اطرافیان یکی از بهترینهاست نه به این دلیل که من با استعدادترین بودم بلکه فقط و فقط دلیلش این بوده که تو اون سن خاص دیدم اگر این استعداد رو پرورش بدم در مقابلش تحسین معلم ادبیات رو دریافت می کنم.
پاسخ:
فکر می کنم پدر و مادر خودت هم تا مقاطع بالا تحصیل کردند، اساتید دانشگاه یا همچین چیزی بودن نه؟
پدرم کارشناس ارشد دانشگاه تهران (شیمی) و مادرم کارشناس تو همون رشته پدرم دانشگاه تهران
مادرم معلم بود و پدرم هیئت علمی هست (تو دانشگاه های وزارت نفت)
در مورد الگو تا اندازه ای موافقم.اینکه فرد موفقی را الگوی خودت قرار بدهی,اما در مورد بچه های پزشک و مهندس ها نه چندان.من در دانشگاه شاغل بودم.اکثر بچه زرنگ ها بچه های طبقه متوسط به پایین بودند که سعی میکردند با درس خواندن خودشان را از این وضعیت نجات دهند.
پاسخ:
اما تجربه من تو دانشگاه هم همینو بهم ثابت کرده. با دانشجوهایی که از خونواده های تحصیل کرده و مرفه میان و حال تلاش کردن ندارن کاری ندارم، اون هایی رو می گم که هدف دارن و انتظارات هم ازشون بالاست. تجربه من میگه اون ها از آینده اشون مطمئن ترن، موفقیت را سهل الوصول تر می بینن و در نتیجه هدف های بزرگ تری دارن.
گاهی ما الگو واسه خودمون انتخاب می کنیم و گاهی الگو پیش روی ما هست و بهمون یادآوری می کنه که یکی با همین امکاناتی که الان در دسترس داریم به کجا رسیده پس ما هم می تونیم به کجا برسیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی