کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۶ ب.ظ

با اهل قلم

قرار بود ادامه پست قبل را بنویسم اما راستش چند روزه من و «بزرگ علوی» گیس و گیس‌کشی داریم. فکر کردم بیام اینجا مطرحش کنم شاید بزرگی بیاد پادرمیونی!

چند سال بود که «چشم‌هایش» را تو قفسه کتاب‌های برادرم می‌دیدم ولی هیچ وقت انتخاب همدیگه نبودیم. تا این که دو روز پیش به ناچار و از بی داستانی و بی‌رمانی منتقلش کردم به کتابخونه خودم. از همون صفحه اول فهمیدم چرا هیچ وقت چشم دیدن همدیگه را نداشتیم. شاید اگه به تازگی خوندن رمان بی‌همتای «جن‌نامه» هوشنگ گلشیری را تمام نکرده بودم و قبلش از طریق دو تا از بهترین آثار فریبا وفی با قلمش اخت نشده‌بودم این قدر «چشم‌هایش» علوی توی ذوقم نمی‌زد و منو یاد داستان‌هایی که خودم تو بچگی می‌نوشتم نمی‌انداخت! لحن این کتاب به نظرم به شدت تصنعیه. به زور و زحمت می‌خواد که در خواننده برای ادامه دادن کنجکاوی ایجاد کنه. همه توصیفات این کتاب مخصوصا از احساسات شخصیت‌ها برای من اغراق‌آمیز و نچسبه. اگر در قسمت نویسنده  به جای بزرگ علوی مثلا نوشته بود فهیمه رحیمی یا میم مودب‌پور احتمالا من مشکلی با این کتاب نداشتم اما چرا نویسنده‌ای که اسم خودش و آثارشو در کتاب‌های مدرسه‌امون هم‌تراز بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر به خاطر سپردیم؟ دارم فکر می‌کنم که اگه علوی در اعتراض به استبداد قلم نمی‌زد هم این قدر نویسنده به‌نامی می‌شد؟

در عوض قلم فریبا وفی ملموس، خودمانی و پراحساس. مهارتش در توصیفات و استعاره‌ها کمک می‌کنه که خودتو توی داستان ببینی و با شخصیت‌ها هم‌ذات پنداری کنی و گاه گاهی با خوندن جمله‌ای که به عمق جانت می‌شینه زمزمه کنی : اوه! آره، می‌فهممت. «رویای تبت» ش را خیلی دوست داشتم.

و جن‌نامه... پروردگارا! آیا انصافه که همچین کتابی در وطنش و بین هم‌زبانانش این قدر مهجور باشه؟ جن‌نامه عریان‌ترین رمانیه که تا به حال خوندم. تو با جن‌نامه خودت را می‌خونی، خودت، شهرت، مردمت، عمه و پسرعمو و بقال و ...! گلشیری از همون فصل اول (مجلس اول) با قدرت قلمش مسحورت می‌کنه و هر چی جلوتر می‌ری شمه‌های بیش‌تری از هنرش را رو می‌کنه و داستان اوج می‌گیره و اوج می‌گیره تا این که وقتی صفحه آخرش را می‌خونی و کتابو می‌بندی می‌گی : گلشیری! شوربخت اون‌هایی که در زبان مادریشون نویسندگانی چون تو ندارند.


پ.ن. به مناسبت روز قلم با دو روز تاخیر؟

موافقین ۵ مخالفین ۱ ۹۷/۰۴/۱۶
آیبک

نظرات  (۷)

بنظرم فرق گلشیری و علوی مثل همین کارگردانای خودمونن
بعضیاشون خودشونن و واسه دل خودشون میسازن و عالی میسازن. بعضیا یه بار یه چیز خوب میسازن، یه بار به سفارش فلان ارگان، یه بار بخاطر فلان واقعه، یه بار مخصوص ماه رمضون ، یبار هم زن فیلمنامه نویس میگیرن و مجبورن هرچی اون مینویسه، بسازن! 
از نظر زمان هم باشه ، گلشیری و علوی هم هم عصر بودن، اما خب، الانم خیلیا هم عصرن،، هم مودب پور داریم، هم مستور، هم رضا قاسمی.
احتمالا زمان قدیمتر (و همینطور الان) توی مدارس و جامعه، طرز فکر غالب بیشتر براشون مهمه تا ادبیات! واسه همین خیلی کتابا رو مهجورانه باید از بازار سیاه خرید :-/
پاسخ:
معلوم شد بزرگ و ریش سفید بلاگستان توییا!
دو تا یکی صفحاتشو می خونم تا زودتر تموم شه. با این امید که آخرش غافلگیر بشم و بگم آها پس واسه اینه که معروفه!

من هم با تموم شدن چشم هایش به خودم گفتم این بود کتابی که میگفتن یکی از بهترین رمان های ایرانیه؟! به نظرم داستانش خیلی ساده و قابل حدس بود. :-/
پاسخ:
تموم شد و هیچ چیز امیدوارکننده ای نداشت
عه من اون قسمت بزرگ و ریش سفید و پادرمیونی یادم رفت :-))
صحبت کنم جمیعا بیان به خوابت، روبوسی کنین یه صلوات بفرستین بره... البته فک کنم وزرای آموزش پرورش هم باید بیان :-)
پاسخ:
واقعا تقصیر علوی نیس. اون بیچاره احتمالا ادعایی نداشت. یادداشت نویسنده آخر کتابو خوندم که چقدر حسرت داشت ازین که نویسنده نشد!
من دارم فکر میکنم چی میشه که از کتاب چشمهایش بزرگ علوی خوشت نیاد؟ به نظر من یه جواب داره: شرایط روحی، سن و سال و سلیقه مطالعه که به مرور زمان عوض میشه. مثلا من توی 15 سالگی بیشتر کتابای م.مودب پور برام جذاب بود تا دنیای سوفی یوستین گردر... بعد که آنا کارنینا و بینوایان و زن سی ساله بالزاک و اینجور کتابا رو خوندم، دیگه حتی حوصله ام نیومد کتاب بامداد خمار رو ورق بزنم. 
یه چیز دیگه هم اینکه شرایط روحی و موقعیت عاطفی که درگیرش هستم همیشه تعیین میکنه چی بخونم، الان که از یه شکست عشقی بیرون اومدم کتاب جستارهایی در باب عشق آلن دو باتن عالی بود، وقتی درگیر مولانا و کتاب ملت عشق شدم، خوندن کتاب گاندی برام جذاب بود. 
به خاطر اینا فکر میکنم هرکتابی توی یه سن و موقعیتی برای کسی جذاب میشه و میتونه باهاش ارتباط بگیره، مثلا کی میتونه بعد خوندن کتابای خالد حسینی و زویا پیرزاد بیاد سبک داستانای عاشقانه سایت نودوهشتیا رو ترجیح بده؟ فضای فکری آدم کلا عوض میشه به مرور...
پاسخ:
وقتی به یک نویسنده لقب یکی از بزرگ ترین نویسندگان معاصر و به اثرش یکی از مهم ترین رمان های صد سال اخیر میدیم و تو کتاب های درسی ازش یاد می کنیم در حالی که اسم خیلی های دیگه رو نمیاریم یا در حاشیه میاریم، اون موقع دیگه بحث حال روحی و سن و سال من و تو نیس. این کتاب باید از نظر ادبی چیزی واسه عرضه داشته باشه
دقیقا واسه ی منم همینطور بود. چشم هایش انقدر ناامیدم کرد که دیگه چیزی از بزرگ علوی نخوندم. از طرف دیگه قلم فریبا وفی فوفوق العادست. رویای تبت هم بنظر من بهترین اثرش بود.با این اوصاف حتما باید جن نامه رو هم بخونم :)
پاسخ:
جن نامه ناامیدت نمی کنه. فقط خوندنش حوصله می خواد که یک کتابخون حرفه ای مثل تو حتما داره :-)
منم با شما موافقم. به جز توصیف فضای خفقان و استبداد بقیه رمان قابل حدس، کلیشه ای و بازاری بود. نویسنده در انتقال احساسات زن داستان خیلی ناتوان بود. به عنوان یک زن نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. فکر هم نمی کنم صرفا به خاطر مرد بودن نویسنده باشه چون تو بقیه داستانهای کوتاهش این کار رو به خوبی انجام داده یا مثلا افغانی در شوهر آهو خانم بسیار احساسات آهو رو خوب توصیف کرده. کلا نویسنده در توصیف حالات مرد داستان یا همون ماکان هم ناتوانه. اصلا شخصیت قابل درکی نبود و من متوجه تضاد عشقش با مبارزاتش نمیشدم.
پاسخ:
توصیف احساساتو که دیگه نگو. من هنوز نفهمیدم حرف حساب سه شخصیت اصلی چی بود!
توی پاسخ نظرات متوجه شدم نقدت در اصل به چکسی هست
همونطور که گفتی "احتمالن" خودش ادعایی نداشته
حالا از پست بگذریم و از علوی بگم
چشمهایش رو دوست نداشتم و در عوض عاشق روایت هستم,۵۳ نفر هم که رمان نیست و نباید مقایسه ش کرد اما جزو اثار عالی این نویسنده هست
با نظر یه مریم موافقم و ناراحتم که بعضی کتابها در جایی که باید در مسیرم قرار نگرفت
خیلی کنجکاو شدم اون دو کتابی هم که نام بردی رو بخونم

پاسخ:
نقدم به این اثره که خیلی ضعیفه چه علوی ادعا داشته باشه و چه نداشته باشه و به کسانی که بزرگش کردن، درحالی که خیلی از نویسندگان بزرگمون نادیده گرفته شدن.
منم با نظر مریم به طور کلی موافقم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی