کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۱۹ ق.ظ

رنگ

تسلیت گفتن برای من همیشه کار خیلی سختی بوده، به دلایل و علت های مختلف. یکی اینکه همیشه فکر می کردم صاحب عزا و کسی که داغش هنوز تازه است حوصله آدم ها را ندارد و با اکراه به تسلیت ها جواب می دهد. همیشه تعجب می کردم که مامان و بابا گاهی با وجود خستگی یا دوری راه یا داغی هوا خودشان را به مراسم عزای یک آشنایی که خیلی هم نزدیک حساب نمی شود می رسانند. گاهی بهشان می گفتم آخه وسط آن همه اشک و آه و گریه کی متوجه حضور یا غیاب شما می شود؟! تا این با مرگ مرشد خودم شدم صاحب عزا.

من از هیچ کدام از دوستان دنیای غیرمجازیم انتظاری برای تسلیت و پیام های محبت آمیز و اظهار همدردی نداشتم و هیچ ناراحتی از کسی به دل ندارم اما آن هایی که به خودشان زحمت پیام یا تماسی برای اظهار همدردی دادند برایم خیلی عزیزتر شدند. تازه فهمیدم چرا مامان و بابا بین خواهر و برادرهایشان در چشم دوست و آشنا عزیزترند. فکر می کنم باید حرف مامان را باور کنم که در جواب من گفت "شاید بعد یک مدت فراموش کنی کی تو مراسم عروسیت بود و کی نبود اما چهره هایی که تو مراسم از دست رفتن عزیزت دیدی هیچ وقت از خاطرت نمیره".

خیلی مواظب بودم که این پست شبیه گلایه نشه. هدفم این بود که بگویم اگر مثل من از تسلیت گفتن فراری هستید، روی خودتان کار کنید. صاحب عزا اگر نخواهد مراسم نمی گیرد یا اگر حوصله نداشته باشد به پیام هایش نگاه نمی اندازد یا اگر انداخت و دلش نخواست جواب نمی دهد، شما رنگتان را در حد توان به این دنیا بپاشید.

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۳
آیبک

نظرات  (۱۶)

دقیقا درسته حرف مادرتون گویا
و همیشه به صورت کاملا واضح پیام دو خطی خاص شما مهرماه 94 در مورد تسلیت فوت مادرم کاملا یادمه و همیشه تو ذهنم مرور می کنمش! فقط به طرز عجیبی اسم مستعارتون تو اون پیام یادم نمیاد خیلی وقته فشار میارم به مغزم :)
ببخشید دیر شده ولی تسلیت میگم هرچند دیر ولی خوب اتفاقی بود که من رو ناراحت کرد.
پاسخ:
خب خدا رو شکر که یادت نمیاد :)) چون مایه آبروریزی بود. اون ایمیل دوران جاهلیتمه
تو که به شیوه دیگه ای تسلیت گفته بودی. البته من از دوستان اینجا که اصلا انتظار ندارم واقعا
چند روز پیش پدرزن یکی از دوستام فوت کرد، داشت میگفت زنم و مادر زنم خیلی بیقراری میکنن. بهش گفتم بذار چند روز بگذره و مراسم ختم بگیرن، درست میشه.
امروز داشت تعریف میکرد، میگفت آقا این مراسم ختم خیلی خوبه... همین که اینهمه آدم اومدن و تسلیت گفتن، خیلی گرم و خوب بود، امروز خیلی آرومتر شدن...

پاسخ:
امیدوارم مراسم ختم هیچ وقت از مد نیفته !
شما رنگتان را در حد توان به این دنیا بپاشید.

+ و من هم تا همین چند لحظه قبل...یعنی قبل از خوندن این حرف ها درست مثل شما فکر می کردم!

خدا به شما و مادرتون خیر بده
و عزیز از دست رفته تون "مرشد" رو قرین رحمت خودش کنه ان شاءالله

مرشد نمرده ولی...فقط...چشم را باید شست
پاسخ:
خیلی ممنونم :-)
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۰۲ هلیا استاد
منم دقیقا همچین دیدگاهی دارم. فکر کنم باید که تغییرش بدم 
پاسخ:
 فقط قراره این پیام ضمنی کوتاهو منتقل کنیم که " از کنار غمت بی تفاوت نمی گذرم".
شاید الان گفتنش لوس بنظر بیاد اما من واقعا به همین دلیل پیامی نذاشتم چون احساس کردم گفتن جمله ی تسلیت میگم از نگاه کسی که دردی عمیق رو تجربه کرده جمله ی"زکی" رو به دنبال خودش میاره.
اما واقعا از غم شما غمگین شدم...
پاسخ:
کاملا می فهمم. من هیچ انتظاری نداشتم
چه خوب که این و اینجا گفتی. من تجربه مشابهی ندارم ولی موقع سختی های زندگیم هرچند دوست دارم توی تنهاییم غرق بشم و کسی کاری به کارم نداشته باشه، ولی همون دست محبتی که کسی صرفا از سر وظیفه روی شونت میزنه یا پیام مختصری که به یادت هستم و میدونم که دلگیر و خسته ای، آدم و خیلی دلگرم میکنه به وجود آدمها... درسته که وقتی از این طرف نگاه میکنی خیلی سخته ابراز جملات تکراری تسلیت به کسی که واقعا حس میکنی تو اون موقعیت فرقی هم براش نداشته باشه، و هر چند من سعی میکنم همیشه جمله های خودم و انتخاب کنم نه تکرار مکررات، ولی از طرف مقابل این همدردیا بدجور تسکین دهنده است، هرچند اون موقع متوجه نشی. اونقدر که شاید ماهها و سالها یادت بمونه دوست دور و نزدیکی تو اون موقعیت یادی ازت نکرد یا ترسید مزاحم تنهاییت بشه.حالا اگه اون دوست یا یار نزدیکی باشه، اوضاع خیلی بدتره، وقتی حتی این جمله مختصر و نگه : برام انقدر عزیزی که غمت غم منه، رنجت رنج منه، فقط بدون کنارت هستم...
پاسخ:
کامنتت خیلی بهتر و کاملتر تر از پست بود. مرسی
در راستای این پست یه خاطره بگم: خواهر همکارم چند روز پیش فوت کرده، امروز مراس ختمشه. تماس گرفتن که شما لازم نیست زحمت بکشید سبد گل سفارش بدید، من خودم از طرف شما و شرکت دیگه ای که به واسطه ما باهاش کار میکنه، سبد گل سفارش میدم که بیارن. خواستم بدونید بعضی هم اینجوری خود تسکین دهنده هستن از طرف دیگران، خوشا به حالشون!
پاسخ:
:-))) مردم یک چیزیشون میشه ها!
وای ایبک من دوتا از دوست های صمیمی دوران کارشناسی رو به خاطر اینکه نرفتم و خودمو گم و گور کردم تو سخت ترین شرایطشان یعنی از دست دادن پدر و مادرشون، از دست دادم و هنوز که هنوزه بعد ۱۰ -۱۲ سال احساس بدم همراهمه . بلد نبودم چطوری دلداریشون بدم با اینکه سه روز تو خوابگاه یکریز گریه کردم اما بلد نبودم احساسم رو بهشون نشون بدم.خودمو مخفی کردم.چقدر شرمسارم الان.البته الان اوضاع فرق کرده و تو این سالها چیزهایی یاد گرفتم بخصوص بعد از ازدست دادن پسر کوچولوی خودم و فوت عموی عزیزم.
پاسخ:
میفهم چی میگی، منم ازین کارها کردم
آخ مریم! حتی تصور بزرگی غم از دست دادن بچه هم در توانم نیست، خیلی متاسفم
اتفاقا من هم می خواستم بهت تسلیت بگم فکر کردم ناراحت میشی باز... 
و همینطور با این تفکر به هیچکس تسلیت نمیگم -_- 
تو اولیش باش.

غم آخرت باشه عزیزم. 
پاسخ:
ممنونم :-)
احتمال دلخور شدن از همدردی ندیدن خیلی بالاتر از اذیت شدن بابت یک اظهار همدردی مختصره ( باز هم میگم منظورم اصلا خودم نیستم)
منم غم از دست دادن بزرگی مثل مرشد رو تجربه کردم و بعد از دو سال و چند ماه هنوز باهاش کنار نیومدم. فقط پذیرفتمش.
اظهار همدردی نه فقط برای از دست دادن عزیز که برای هر اتفاقی که برای آدم میفته میتونه حال آدم رو تغییر بده و فضای درونش رو عوض کنه. 
امیدوارم خاطراتشون موجب آرامشت باشه :)

پاسخ:
سختی و درد واسه همه ما هست. دیر یا زود گیرمون میندازه. اونجاست که می فهمیم همه همیشه در معرض تهدیدیم و این خاصیت این دنیاست. تنها راه کم کردن این دردها هم اینه که به وقتش کنار هم بمونیم
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۳۹ بلاگر کبیر ^_^
عید امسال دوست نزدیکم برادرزادشو از دست داد... خیلی کنارش وقت گذروندیم و سعی کردیم به معنی واقعی کنارش باشیم (البته خودشم کاملا راه میداد) اما اولین تماسی که بعد شنیدن مصیبتشون برقرار کردم... تقریبا برای برقراریش جون کندم انقدر نابلد بودم.
پاسخ:
اوایل انگار خجالت می کشیدم که مثلا من بابا دارم و دوستم دیگه نداره!! انگار تو یک ماشین خوب سواری و دوستت زیر بارون پیاده میره! حالا فکر می کنم درد نوبتیه. کنار هم می مونیم تا از پسش برایم
ممنونم.وقتی عزیزت رو از دست میدی انگار هم زمان خودت هم داری با مرگ میجنگی.از ترس و وحشت تنهایی بعد از مرگ و هی خودتو جای عزیزت میزاری که الان تنهاست و...برای همین نیاز به همراه داری.کتاب هنر عشق ورزیدن اریک فروم هم همین رو میگه که انسان ها برای فرار از تنهایی ( که خواه ناخواه همیشه با ماست) به هزار جور راه دست میزنه.برای همین فکر نکنم مراسم ختم وبرنامه های دیگه بعد فوت هیچ وقت از مد بیفته.
من بعد مرگ عزیزکم فکر میکردم که خودم هم خواهم مرد و از ترس مرگ چندین ماه اصلا شب ها نمی خوابیدم. کتاب خیره به خورشید اروین یالوم خیلی کمکم کرد و البته کمک های همسرم و خواهرم هم همینطور

پاسخ:
تنهاست... درباره مرشد همچین حسی نداشتم شاید چون در نظرم همیشه جنگجویی بود که از پس مرگ هم برمیاد اما می فهمم چی میگی. می تونه دقیقا همین طور باشه
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۰۶ شیمیست خط خطی
خیلی وقت بود اینجا سر نزده بودم. الان فهمیدم مرشد رو از دست دادی. متاسفم و غمگین شدم که آدم منحصر بفردی که روایتش می‌کردی دیگه اینجا نیست :(
پاسخ:
آره، واقعا مرشد یکی بود
۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۸ جــری بانو
واقعا ادم تو غم بیشتر احتیاج داره تنها نباشه تا تو شادی

واقعا حرف مامانت درسته :)
پاسخ:
آره، شریک شادی هم بودن که هنر نیست :)
سلام
خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم، قبل از اینکه احساس ناخوشایندی که سرنزدن و بی اطلاع بودن از شما بهم دست بده خبر درگذشت مرشد ناراحتم کرد. از اهمیت ایشون برای شما آگاه بودم و مطالب زیادی از ایشون در وبلاگتون خونده بودم...از دست دادن انسانهای گرانبها و عزیز علاوه بر غم و اندوهشون، احساس غربت و گاها ناامنی به دنبال خودش میاره.  من که عزیزترینم را در زندگی از دست داده ام، به خوبی  اندوه و حفره های خالی عمیقی که هیچگاه پر نخواهد شد را درک میکنم و از صمیم قلب برای شما آرزوی صبر و آرامش میکنم. خصوصا در مواقعی که به یکباره بر اساس مراودات گذشته جای خالی ایشان را ناگهان احساس میکنید.
براتون شادمانی بی سبب آرزو دارم.
پاسخ:
سلام. خیلی ممنونم از محبتت
آیبک عزیز، بعد از مدت ها به وبلاگت سر زدم و این پست رو دیدم.  باورم نمیشه مرشد دیگه نیست، خیلی ناراحت شدم. تسلیت میگم. 
پاسخ:
ممنونم فرانچسکای عزیز. من هم متاسفانه مدت ها ازت بی خبر بودم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی