کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۷ ق.ظ

پرسشی حیاتی

برای من هیچ وقت وبلاگ حکم دفتر خاطرات شخصی را نداشته. حتی یک کاربردش هم این نبوده. دوست دارم هر چه بیشتر خوانده بشوم. برای همین وقتی میبینم در وبلاگی لینک شدم یا در قسمت پیوندهای روزانه جایی هم به یکی از پستهای من داده شده خیلی ذوق میکنم. مخصوصا که خودم خیلی کم در وبلاگها کامنتی می گذارم و قسمت پیوندهایم هم فعال نیست. کلا در این وبلاگم خیلی خودمحور شدم.

به خاطر همین علاقه به خوانده شدن می خواهم وقتی از پستهای وبلاگم جایی استفاده میشود نام و نشانی هم از وبلاگم باشد، اما راستش را بخواهید مشکلی با کپی کاری ندارم. چون در هر صورت خوانده شدن را به خوانده نشدن ترجیح می دهم، حالا با اسم من نشد با یک اسم دیگر. با این حال به قسمت مالکیت معنوی زیاد سرک می کشم، نه برای مچ گیری، برای اینکه بفهمم کدام مطلبم بیشتر مورد توجه قرار گرفته (حالا فکر نکنید خیلی خودم را جدی می گیرم. بیش تر از سر کنجکاوی برای کشف سلیقههای جمعی است).

حالا همه این مقدمه چینیها را کردم تا بگویم گاهی چیزهای عجیبی در قسمت مالکیت معنوی ام میبینم. مثلا در دو هفته گذشته شاید نزدیک به 70 بار پست قدیمی «من خوشبختم» کپی شده! یا گاهی کامنت ها و جواب کامنت ها کپی شدند. واقعا چرا؟؟ فکر نمی کنم هیچ کدام از پست هایم ارزش کپی برداری داشته باشند اما بعضی دیگه واقعا ارزشش را ندارند!

من خیلی خیلی کنجکاوم که بدانم چرا بعضی مطالب و کامنت ها و جواب کامنت ها کپی می شوند. لطفا اگر تا به حال این کار را کردید بیایید توضیح بدید. گفتم که مشکلی با کپی و نیاوردن نام و نشان وبلاگم ندارم اما باز هم اگر ترجیح می دهید به صورت ناشناس یا کامنت خصوصی، اما حتما بگویید این هایی که کپی می کنید به چه کارتان می آید؟

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۱۰
آیبک

نظرات  (۱۱)

میدونی گاهی وقتها یه پست رو میخونی، یهو میری توو فکر ... توو فکر که میری ، چشمات جلوتو نمیبینه، هی متن ها رو الکی با ماوس سِلِکت میکنی و کپی میکتی و باز چند خط پایینتر ، باز چند تا کامنت پایینتر.... و همچنان توو فکر...
این یه مورد.
دوم اینکه بعضیا مریضن! یا زرنگ :-)) میان یه کلمه هایی رو پشت سر هم کپی میکنن که یه جمله ای رو بگن... 
من این قسمت رو سال به سال چک میکنم، ولی این موردو دیدم!

پاسخ:
شگفتا! اینجا که هیچکی این جوری فکر نمی کنه. تو اونجا از هم سلولی هات بپرس این جوری فکر می کنن؟ :))
27 آگوست ساعت (4 روز قبل) ساعت 20:15 من پست "آیبک چگونه خوشبخت شد" رو کپی کردم تلگرام شهرزاد فرستادم بخونه
در واقع سر میز شام باهم داشتیم در مورد موضوعش بحث می کردیم هرچی یادم بود تعریف کردم گوشی دم دستم نبود گفتم حالا اصل پست رو برات میفرستم تلگرام بعدا

پاسخ:
میشه واسه خودمم بفرستی؟ یادم نمیاد همچین پستی :)))
شاید منظورت آیبک چه طور محبوب شده.
مرسی که جواب دادی. به شهرزاد هم سلام برسون :)
اینا از توو سلول، کد میفرستن، چه برسه به کامپیوتر!
الان یه کد با بچه ها برات فرستادیم :-) با کپی کاری
پاسخ:
بچه ها رو ببوس
ببخشید پست "محبوب چگونه محبوب شد" رو!
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۱۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
یادم نمیاد تا حالا کامنتی کپی کرده باشم:|
پاسخ:
خیلی تو وبلاگ من اتفاق می افته اما گویا
من گاهی کپی میکنم تو نت‌هام پیست می‌کنم. یا برای کسی میفرستم. معمولا هم تهش لینک مطلبو میزنم. آدما این روزا خیلی تنبل شدن لینک خالی رو باز نمیکنن :)
پاسخ:
منم ازین جور تنبلی ها دارم :-))
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۱۲ بلاگر کبیر ^_^
کامنت یکی دیگه رو میان کپی میکنن ؟ شاید یکی کلکسیونر کامنته :)))

منم برم اون قسمت وبلاگمو چک کنم... قبلا یکی پستهام رو کپی میکرد بعد من قفل راست کلیک خریدم.بعد مدتش تموم شد دیگه گفتم ولش کن :) 
پاسخ:
پست های تو که همه درباره زندگی شخصیته. شاید یکی داره ازت مدرک جمع می کنه :-))
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۱۶ بلاگر کبیر ^_^
رفتم چک کردم... افتضاح بود...  چقدر عکسام کپی شده بودن :\  فردا پس فردا تو اینستا عکسامو نبینم صلوات :))
پاسخ:
دوست دارن خب. عکس هاتو جمع می کنن :-))
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۲۸ خاموشى که روشنش کردى
من یک بار یه پستى رو کپى کردم تو نت گوشیم
یه بارم از یه پستت اسکرین شات گرفتم
جفتشون رو واسه خودم نگه داشتم که بعدا یادم باشه درباره ى چیزایی که تو پستت گفته بودى مطالعه کنم
چون موضوعش رو دوست داشتم
راضى باش خلاصه

پاسخ:
راضی ام صد در صد
فقط میگی کدوم پست بود که دوست داشتی موضوعشو؟
منم یک بار کامنت شهاب تو پست آخرین منو مرشد رو کپی کردم.چند بار هم آدرس وبلاگ تو برای چند نفر فرستادم.
پاسخ:
من هم اون شعرو خیلی دوست داشتم
۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۵ خاموشى که روشنش کردى
آره هر دوتاش واسه همین یکى دو ماهِ اخیر بود
یه مدت بود تو هر کتابى که میخوندم یه ردى از بودا بود و من تقریبا هیچى ازش نمیدونستم بعدش دیدم تو یه پستت از سوره نیلوفر بودایی گفتى ، اونو عکس گرفتم ازش که یادم باشه از بودا یه چیزایى بخونم
یکیش هم درباره تورات و انجیل و عهد عتیق و... اینا بود اونم چون اطلاعاتم درباره ش کم بود نگه ش داشتم که بخونم درباره ش
ولى کلا پستاتو دوست دارم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی