کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
سه شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۳۶ ب.ظ

مادر شدن یا نشدن، مسیله این نیست

به نوشتهای در اینستاگرام برخوردم درباره اینکه مادر شدن یا مادر نشدن یک انتخاب است. زنها بر اساس علاقهشان و شناختی که از تواناییها و شرایط و آمادگیشان دارند تصمیم میگیرند که آیا مادر بشوند یا نه. همان طور که از زنی که میخواهد مادر شود نمی پرسند چرا، از زنی که نمیخواهد این نقش را بپذیرد هم نباید پرسید. در واقع چه چیزی باعث میشود که خودمان را برای تجسس و فهمیدن دلیل انتخاب یک نفر درباره موضوعی کاملا شخصی محق بدانیم؟ وقتی برابر تصمیم یک زن برای مادر نشدن موضع میگیریم و تلاش میکنیم راضیاش کنیم به انجام کار درست!! یعنی آن زن را برای داشتن چنین انتخابی به اندازه کافی عاقل و بالغ نمیدانیم پس چطور برای پذیرفتن نقش مهم و حساس مادری تشویقش میکنیم؟!

یاد پستهایی افتادم که به عدم علاقهام به مادر شدن اشاره کرده بودم و کامنتهایی که میگفتند دارم اشتباه میکنم، انتخاب درست چیه و احتمالا چه ایرادهای شخصیتی دارم که نمیخواهم این نقش را بپذیرم (شگفتا که بیش تر این کامنت ها هم از طرف مردها بود)! و یاد جوابهای خودم افتادم و عصبانی شدم. از جوابهای خودم عصبانی شدم. چرا فکر میکردم باید به این حرفها جواب بدهم؟ آیا توضیح دادن به این معنی نیست که خودم هم برای خودم چنین حقی قائل نبودم؟ آیا این خود من نبودم که انتخاب کردم دیگری من را به پرسش بگیرد؟

تصمیم گرفتم از این بعد به پرسشهایی که به زندگی خصوصی و شخصیام مربوط میشود، هر کجا و به هر کس، جوری جواب بدهم که آخرین جواب باشد. این حداقل احترامی است که میتوانم برای خودم قائل بشوم. شاید راحتترین جواب این باشد بگویم "سوال شما خیلی شخصیه!" یا دل خنک کننده تر "سوال شما خیلی شخصی و به ادبانه است!" یا یک جوری با تعجب که انگار از قلب سوئیس آمده ام می پرسم "برای چی می پرسین؟؟"  چون بعضی بندههای خدا واقعا نمیدانند که سوالشان بی ادبانه است. شاید رسالت ما این است که بهشان یاد بدهیم که مرز ممنوع و غیر ممنوع کجاست و از کجا به بعد سوالهایشان بیادبانه میشود. از آن مهمتر این که حریم شخصی من را خودم مشخص میکنم و نه عرف.

من ایمان دارم وقتی ما برای خودمان و دیگران حتی در زندگی شخصی حق انتخاب قائل نیستیم و خودمان و دیگران را برای داشتن چنین حقی عاقل و بالغ نمیدانیم حکومتی هم نصیبمان میشود که برای ما حق انتخابی قائل نیست و درباره امورات اتاق خوابمان هم تصمیم میگیرد. این آخری را برای خودمان گفتم که از اوضاع راضی نیستیم اگر شما راضی هستید همین فرمان ادامه بدهید. خیلی هم عالی.


موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۷
آیبک

نظرات  (۳)

من سعی می‌کنم بین فضول‌ها و کنجکاوها تفاوت قائل بشم. یه آدمایی هستن که حضور دارن برای فرو کردن انگشت تو اشتباه میکنی تو چشم بقیه و حرص درآوردن. یه سری‌ها هم ذهنشون درگیره و دنبال این هستن که قضیه رو از زاویه دید یک نفر دیگه نگاه کنن و جنبه های دیگه موضوع رو ببینن. مثلا همین قضیه مادر شدن برای من خیلی جای سوال داره. و من تا اونجایی که ادب حکم میکنه از زن هایی که مادر شدن و مدل ذهنیشون رو تا حدودی میشناسم این سوال رو میپرسم. 
البته که مرز نوع پرسشی که تو گفتی و بیان و تفکری که من ازش حرف می‌زنم صدها کیلومتر فاصله است. فقط خواستم از این زاویه هم بهش نگاه کنیم :)
پاسخ:
درسته. می فهمم. برای اون جور کنجکاوی هامون می تونیم از ادبیاتی استفاده کنیم که معلوم باشه متوجه حریم خصوصی طرف مقابلمون هستیم و با اجازه خودش ازش بگذریم
۲۸ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۴۱ بلاگر کبیر ^_^
تشویق...
پاسخ:
:)
باور نمی کنی ایبک برای منی که خیلی خیلی بچه دوست دارم و اولم ازدواج با همسرم تصمیم گرفتیم زود بچه دار بشیم هم دقیقا ادبیات برعکس بیان میشد .همه با یه لحن دلسوزانه ی مسخره یی می گفتن : وای چه زود مریم برو عشق و حال تو بکن یا بچه میخوای چیکار هنوز وقت داری و از این حرف ها حتی برای بچه های بعدی هم من همینقدر تحت فشار بودم و باید به همه توضیح میدادم که چرا با این اوضاع اقتصادی هی بچه میارم برای چی؟ 😐انگار از جیب اونا بچه هامو بزرگ میکردم ،کاش منم اون موقع یاد می داشتم و جواب ملت و همونجا میزاشتم کف دستشون والا  .
پاسخ:
داستان همون پدر و پسر و خره است. هر کار کنی ملت یک چیزی دارن که بگن.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی