کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
دوشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۶ ب.ظ

مهرانه

 10 صبح کلاس ریاضیات داشتم و ساعت ده دقیقه به 10 بود. ده دقیقه وقت داشتم که لباس بپوشم و خودم را به دانشگاه برسانم. کافی نبود. داشتم تعداد غیبتهایم را میشمردم تا ببینم آیا با توجه به این که تازه اول ترم است یک غیبت دیگر عاقلانه است یا نه که از خواب بیدار شدم، شاید هم از کابوس. من در ریاضیات ضعیف نبودم، بدم هم ازش نمیآمد. شاید حتی فکر میکردم دوستش هم دارم اما روزگار این شانس را بهم داد تا بفهمم دوست داشتن رشته و لذت بردن از درس خواندن یعنی چه. وقتی رشتهات را دوست داری کلاسهای 8 صبح زجرآور نیست. ارائه‌ها و کنفرانسها بیشترهیجانانگیزند تا ترسناک و حاشیه کتابهایت پر است از قلبهای کوچولو. وقتی شغلت را دوست داشتهباشی هم همینطور است.

یک ترم استاد نازنینی داشتیم که جلسه اول کلاس ما را نصیحتی کرد برای تمام ترم یا تمام طول تحصیل، شاید هم تمام عمر. گفت شمایی که دارید دانشگاه دولتی درس می خوانید بدانید که برای تحصیل رایگان شما از جیب همه این مردم هزینه ای پرداخت شده. همان مردی که لباس و دست هایش خاکی است و دارد برگ های زیر پایت را جارو می کند، حتی او. جوری درس بخوانید که دینی به گردنتان نماند.

من دانشجوی به اندازه کافی درس خوانی نبودم و بابتش پشیمانم و حسرت به دل دارم اما هیچ وقت دودر کردن کلاس ها افتخارم نبوده. معنی این سرخود تعطیل کردن کلاس ها را هم هیچ وقت نفهمیدم. شما اگر فهمیدید به من هم بگویید لطفا.



موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۰۲
آیبک

نظرات  (۱۰)

من هم چنین دانشجویی نبودم و در واقع خیلی هم منضبط و‌درس خون بودم.ولی یه دختری تو کلاسمون بود که از افتخارات بزرگش پیچوندن کلاسها و درس نخوندن بود و آخر سر هم در بیشتر مواقع با تقلب و التماس به استاد نمره می آورد.و البته الان اون داره ارشد میخونه(نمیدونم چه دانشگاهی)و من با لیسانس تو خونه نشستم.
پاسخ:
تو کار درست رو انجام دادی و دینی گردنت نیست، اگه واست مهمه که نباشه و این ربطی به این که دیگران چی کار کردن و الان چی کار می کنن نداره.
یه فایل ویدئو 43 ثانیه ای تو تلگرام پخش شد چند ماه قبل از دکتر خسروی استاد دانشگاه تهران در مورد "کپی کردن و تقلب" . فوق العاده بود اون 43 ثانیه، یکی از ده کلیپ خوب و به درد بخور که من تو 4 سال تو تلگرام دیدم. حتما حتما حتما ببینیدش واقعا ارزشش رو داره.

+یکی از افتخاراتم اینه که حتی یک ثانیه هم بدون مشکل واقعا حاد و موجه هیچ کلاسی هیچ تکلیفی و هیچ وظیفه ای رو نپیچوندم. (به خاطر انجام ندادنشون تا مرز اخراج هم داشتم میرفتم ولی تن به کپی کردن و تقلب ندادم). آرمانشهر از نظر من شهریه که همه هم سو با هم تلاش میکنن. از نظر من یک بالک از افراد باهوش که هر کی داره یه سمت شنا میکنه و تلاش میکنن با خلاف عرف و وظیفه عمل کردن خودشون رو متمایز جلوه بدن هیچ ارزشی برای جامعه نداره. در تکفر من مورچه های کارگر یا یک گردان نظامی همجهت جوامع ایدالی هستن مثلا. هرچند خودم سمپادی هستم ولی به نظرم خدمتی که آدمای با پشتکار به جامعه بشر می کنن رو هیچ وقت یه تیزهوش نمی تونه تنها با تکیه بر هوشش (بدون عملگرایی) ارائه بده. کلام آخر به قول مرتضی حنانۀ عزیز که حرفشو پشت بعضی کتابهای موسیقی نوشتن: "با پشتکار می توان جای نبوغ را گرفت"
پاسخ:
فکر کنم دیدم اون ویدئو رو. وضع دانشگاه های ما از نظر کپی که خیلی خرابه. دانشجو که جای خودش، اساتید  هم تو کار کپی ان.
خب راستش برای من واژه هایی مثل تیزهوشی خیلی نامفهوم و تعریف نشده است. آدم ها استعدادهای مختلف دارن که اگه شرایطش باشه بروز پیدا می کنه. ازون جایی که آموزش پرورش معیار درستی برای کشف استعدادها نداره و تعریفش از هوش خیلی محدوده، بر اساس همون معیارهای محدود تعداد محدودی را هم انتخاب می کنه و اسمشو می گذاره مثلا سمپادی.
من خیلی کلاس پیچوندم، اما نه به خاطر افتخارش، معمولا سفر بودم
تقلب هم کردم،، ولی خب سعی کردم جبرانش کنم. سعی کردم بیشتر از چیزی که دانشگاه (از نظر درسی) ارائه میده، یاد بگیرم توی کارم استفاده کنم. هرچند وظیفه دانشگاه، آماده کردن افراد برای تعاملات بهتر در جامعه بعد از دانشگاهشونه. نه فقط درس. اینکه بدونن، درسی که میخونن و چیزی که یاد میگیرن، مثل آدم توی کارشون استفاده بکنن و یادگرفته هاشونو یاد بدن و از کارشون نزنن و توی جامعه مث حیوون نباشن. مثل اینهمه حیوونی که با معدل بالای ۱۸_۱۹ از دانشگاه فارغ التحصیل شدن و میشن
پاسخ:
آره درسته. در واقع دانشگاه برای شما کاری نکرد، شما به دانشگاه خدمت کردی :)
یه نصیحت های اون استادتون تاثیری نداشت؟!
پاسخ:
یکی از آخرین ترم های مقطع آخر بود. دیر نصیحتمون کرد :-)) ایشالا واسه ادامه زندگی به کار می بندم.
خارج از بحث اصلی پست
(آموزش پرورش و سمپاد؟!
الآن رو نمی دونم من خروجی 85 علامه حلی هستم و زمان ما سمپاد هیچ ربطی به آموزش پرورش نداشت :)
حتی میگفتن و میگن سمپاد توطئۀ امریکاست برای غربالگری نبوغ برای سو استفاده امریکا از طریق مهاجرت بعد قبولی در دانشگاه - حرفی که همین دو سال قبل پای منبر نماینده وزارت اطلاعات تو پادگان شنیدم - خیلی دنبال نمی کنم ولی می دونم آموزش پرورش خودش خیلی تلاش کرد اون سمپاد با اون شیوۀ قدیم رو از ریشه با تبر بزنه و فکر کنم موفق هم شده.
با بقیه حرفها موافقم و اینکه سمپاد خیلی تک بعدی رو یک جنبۀ هوش دانش آموز پذیرفت ولی سمپادی که من ازش حرف زدم به هیچ وجه هیچ ربطی به آموزش و پرورش نداشته و همیشه تر تضاد و عناد با هم بودن :) )
پاسخ:
پس به چی ربط داره؟ یک سیستم کاملا جدا و متفاوت آموزش و پرورش دانش آموز در کشوره؟ پس چرا مدرسه ها افتخارشون تعداد بالای خروجی های قبول شده تو این مدارسه؟ منظورم از آموزش و پرورش یک سیستمه نه وزارتش که حالا چون این مستقیما زیر نظر اون نیست قضیه تفاوت کنه، که واقعا نمی کنه
احسنت
درود بر اون استاد
در مورد ریاضیات...بله بسیار بسیار زیباست و البته برای من دوست داشتنی
زبان خلقت، زبان علم، چیزی که دانستنش به شما قدرت میدهد، چیزی که اگر از سایر علوم حذفش کنی، هیچ موضوعه وجهه علمی به خودش نمیگیرد...
با این حال، تنها عده کمی زیباییش را می شناسند و درک میکنند
به قول مریم میرزاخانی، نازنین از دست رفته، زیابیی ریاضیات خودش را برای کسی نشان می دهد که صبور باشد
(کلا از موضوع پستت خارج شدم فک کنم)
پاسخ:
این نظر شما درباره نسبت ریاضی با علوم دیگه چند قرن پیش زیاد طرفدار داشت، الان دیگه نه
۰۷ مهر ۹۷ ، ۲۲:۵۷ Mohammad Mahdi ..
تحصیل رایگان کجا بود؟ اگه نتونی مدرکو آزاد کنی تا قرون آخرشو ازت میگیرن!
پاسخ:
منظورت اینه که اگه بخوای مدرکتو زودتر از زمان تعیین شده آزاد کنی؟
۰۸ مهر ۹۷ ، ۰۰:۱۷ Mohammad Mahdi ..
آره...منظورم زودتر از زمان تعیین شده ست...به هرحال تعهد خدمت وجود داره. یعنی رایگان نیست. راه هایی برای آزادسازی بدون پول هست اما برای پسرها نیاز به کارت پایان خدمت داره. سنگ اندازی به تمامی اشکال.
پاسخ:
من سنگ اندازی نمی دونمش. اگه بخوای مدرکتو آزاد کنی تا بری دانشی که با استفاده از منابع این کشور بدست آوردیو جای دیگه ای استفاده کنی باید معادلشو پرداخت کنی و اگر نه که همچنان هیچی
طرفدار داشتن یا نداشتن، وجود یک واقعیت را تحت تاثیر قرار نمیده
این روزها مرزهای بین رشته های مختلف فازی شده و در برخی موارد قابل تشخیص نیست
اما در باب اون نظر همین بس که حتی در علوم انسانی یا پزشکی نیز زمانی یک نتیجه گیری تخصصی مورد قبول قرار میگیرد که دست کم در یک جامعه آماری مناسب به آزمایش گذاشته شده باشد و تحلیلی آماری از آن وجود داشته باشد (آمار نیز بخشی از ریاضیات است). سایر علوم که جای خود دارد. نمیتوان استنتاج را حذف کرد، حتی در گفتگوهای روزمره. همین استنتاج بخشی از علم منطق ریاضی است

پاسخ:
واقعیت؟ واقعیت چیه؟ وجودی در بیرون یا ساخته ذهن یا؟
یک زمانی یک عده آدم اندیشه ساز اومدن گفتن علم زمانی علم است که ساختار و مبنا و زبانش ریاضی باشد، بعد مدتی یک عده اندیشمند دیگه اومدن این تفکرو به چالش کشیدن چون تفکر قبلی پیامدهای منفی داشت، مثلا در همین پزشکی، چون با انسان به مثابه ماشینی رفتار میشه که بر اساس قوانین فیزیک و ریاضی عمل می کنه. 
در واقع وقتی میگیم طرفدار منظورمون مثل طرفدارای فوتبال نیس. داریم درباره جریان سازهای فکری صحبت می کنیم. حالا اگه شما فکر می کنی به واقعیت دسترسی داری و این اندیشمندان نه، دیگه بحثش جداست.
من تعصب خاصی در این مورد ندارم
حرفی که زدم، بر پایه دانسته های خودم بود و البته تحصیلات در دو رشته مختلف (که یکیش ریاضی هستش) و شرکت داشتن در همایشها و کنگره های مختلف و شرکت در جلسات دفاع از رساله و پایان نامه های رشته های مختلف و ... اما هیچکدام دلیل بر این نمی شود که آنچه میگویم واقعیت محض است.
مساله بعدی این است که تا به مطلبی اشراف نداشته باشیم نمیتوانیم آن را قضاوت کنیم. یک زمانی دیدگاه علم صفر و یکی یا بنا به فرمایش شما ماشینی بود، اما سالهاست که با پیدایش منطق فازی (نظام چند ارزشی بجای نظام دو ارزشی که کل علم و فن و تکنولوژی تا آن زمان بر پایه آن استوار بود) از حالت صفر و یکی درآمده. این را هم بگویم که با همه این اوصاف، حرف قبلی (کامنت قبلی) من نیز همچنان در حال حاضر صادق است. (تا آنجا که من می بینیم و میدانم)
نتیجه اینکه نظر من همان است که بود اما به نظر شما هم احترام قایلم و چون نمیتوانم ردش کنم نفی هم نمیکنم، اما اجازه بدید نپذیرم مگر آنکه اطلاعات معتبری در این خصوص به من بدهید که خیلی هم خوشحال خواهم شد.


پاسخ:
اگه به جواب من به کامنت اولت برگردی می بینی که نخواستم قبول کنی اون غلطه و این درست. خواستم بگم. خلاف نظر تو هم وجود داره و طرفدار هم کم نداره، شاید بخوای بدونی و جای دیگه این قدر به قطع و یقین دربارش صحبت نکنی. دربارش هم می تونی در کتاب های فلسفه و تاریخ علم بخونی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی