کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
جمعه, ۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۴ ب.ظ

من و مرشد 16

مرگ هر زمانی سراغ مرشد میآمد زود بود و آه و افسوس همراه داشت اما مرگ پیش از 60 سالگی آن هم برای وجود نازنینی مثل مرشد با آن همه برنامه و پروژه خیلی خیلی زود بود. دردهایش قدیمی و از زمان شکنجههایش در زندان بودند. مرشد بیهیچ کینهای مرد و شکنجهگرهایش هنوز زندهاند. چیزی که بیش از همه قلبم را مچاله میکند یادآوری ناکامیهای مرشد است. مرشد تمام عمر جنگید و همیشه خیانت دید و تنها گذاشته شد و از عشق و خلوصش سواستفاده شد.

چند روز پیش خبردار شدم که ناشرِ مهمترین کتاب مرشد، که وقتی زنده بود خیلی آزارش داده بود، در اولین چاپ کتاب در امانت خیانت کرده، و باز چیزی درونم شکست. آه خدای من ناکامیهای مرشد حتی بعد مرگش هم ادامه دارد! ناشر کاری کرده که همه ما مردم این سرزمین با امثال مرشد میکنیم: نخبه کشی و مرده خوری...

توی این مدت بعد مرگ مرشد هر زمان ازش چیزی پرسیدم مثل زمانی که زنده بود جواب گرفتم. دو شب پیش با حالی نزار پرسیدم چرا این بلاها سرت آمد و چرا باید این قدر زود میرفتی؟ صبح روز بعد محبوب‌ترین شاگردش من را محرم دانست و شبه وصیت نامهای را که برایش نوشته بود بهم داد تا بخوانم... از دیدن بزرگی روحش بی اغراق به زمینی بودنش شک کردم و جوابم را هم گرفتم: ما لیاقت داشتنش را نداشتیم.


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۰۶
آیبک

نظرات  (۴)

همیشه دلم می‌خواست که یه استاد داشته باشم توی زندگیم، یه راهنما. شایدم داشتم و نشناخته از کنارش رد شدم، نمی‌دونم ولی فقدانش رو بیشتر حس کردم. ای کاش‌های من به کنار...

این‌طور که نوشتی یعنی از دستش ندادی، روحش اون‌قدری بزرگ هست که بی‌کالبد هم می‌بینه و می‌شنوه. حضورِ غایب...
پاسخ:
همه آدم هایی که هر روز باهاشون معاشرت می کنیم می تونن راهنمای ما باشن، هرچند که خیلی راهنماهای دوست داشتنی نباشند :)
خیلی متأسفم...
همیشه فکر میکنم چه حکمتی تو کار خدا هست که گاهی دنیا رو از وجود آدمهای صلح طلب و باارزش محروم میکنه و به ادامه حیات آدمهای پست و آشوبگر کمک میکنه؟
بهرحال فهم موضوع مرگ و تولد کار آسونی نیست، نمیشه به راحتی از دور ایستاد و نتیجه گرفت هرچی اتفاق افتاده به صلاح بوده و باید چنین میشده تا صلاح و قدر خدا اتفاق بیفته.
میدونم پذیرفتن تئوری تموم شدن شیشه عمر واسه کسایی که عاشقشونیم قابل باور نیست، چون ما دوست داریم اونا هزاران سال قبل ما و بعد از ما همچنان زنده باشن و به آدمهای دنیا انگیزه و مهربونی و عشق بدن... ولی حسرت آوره که اینجور نمیشه، رنج آوره که ما مجبوریم نفسمون و با اندوه نبودن عزیزترین هامون قورت بدیم.
پاسخ:
تنها فکری که کمی دردمو التیام میده اینه که هرچند به هدفش برای ساهتن دنیایی بهتر نرسید اما زمان مرگ از خودش راضی بود و این رضایت بهترین حس دنیاست
مرشد الان خودش را آماده کرده برای ماجراجویی بعدیش. مطمئن باش زندگی بسیار بهتری در انتظارشه.
 خوش به حالت که فرصت اینو داشتی که با مرشد آشنا بشی و ازش یاد بگیری. خیلی از ما  هرگز همچین فرصتی را پیدا نمیکنیم. 
پاسخ:
هرچند وقتی که زنده بود اون قدر که باید از وجودش بهره نبردم اما تا ابد شکرگزار آشنایی با همچین انسانی هستم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی