کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
سه شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۹ ب.ظ

نادیه

امسال جایزه صلح نوبل به «نادیه مراد» و «دنیز موکوگ»   رسید، به خاطر تلاشهایشان برای پایان دادن به تجاوز به عنوان یک سلاح جنگی. نادیه فعال حقوق بشر ایزدی است که به وسیله داعش به بردگی جنسی گرفتهشده بود.

شاید 14 سالم بود، مردی توی تاکسی دستش را روی رانهایم گذاشت و فشار داد هنوز فراموش نکردهام و از یادآوریاش مچاله میشوم. شاید 18 سالم بود، توی اتوبوس تقریبا خالی نشسته بودم تا راه بیفتد. صورتم را برگرداندم مردی پایین پلهها روبهروی در پشتی اتوبوس ایستاده بود، زیپ شلوارش را باز کرده بود و گرفته بود دستش و تکانش میداد. من فراموش نکردهام و هر بار با یادآوریش احساس ناامنی و نفرت میکنم. و این درباره همه تجربههای ریز و درشتم از مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن صدق میکند. من ضعیف نیستم. من حق دارم فراموش نکنم. حق دارم که هنوز از یادآوری این اتفاقات پر از خشم و نفرت و ترس بشوم اما نادیه... نمیتوانم تصور کنم که چطور زنی که مدتی برده جنسی بوده بلند میشود و به عنوان فعال حقوق بشر برای رساندن صدای امثال خودش تلاش میکند. او بیشک یک ابرانسان است. خواستم بگویم او پیامبر زمانه است اما نه! معجزهای به کمکش نیامد. آتش برایش گلستان نشد. بعد به صلیب کشیده شدن به آغوش پدر برنگشت. اتفاقا بعد تحمل نهایت رنج یک انسان رسالتش آغاز شد. مثل ققنوسی از میان آتش بلند شد. خدا به پای نادیهها سجده میکند. 

#ابرانسان ها

موافقین ۶ مخالفین ۱ ۹۷/۰۷/۱۷
آیبک

نظرات  (۴)

۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۱:۵۴ سورمه بانو
عالی
من دختر نیستم اما هردو تجربه ای که شما داشتید را در زمان کودکی و نوجوانی داشته ام. :(
پاسخ:
آره لازم نیس حتما زن باشی. 
واکنشت چی بود اون لحظه؟
ممممم.... تجاوز...
طبق معمول  همیشه بعد خوندن پستهای با بحث مشابه این پست من فقط و فقط ذهنم پر از بحث و مکالمه س بدون داشتن هیچ نظر قطعی نهایی.
تو اخبار دنیا من تمرکزم 90 درصد رو اخبار فوتبال بوده، و همیشه از نوجوانی برام یه جورایی هم جالب بوده و هم "یک الگو" بوده که از دیدشون اکثرا دو نوع جرم جنسی برجسته وجود داره علی رغم تمام آزادیها، یکی همین تجاوز یا Assault مثل ماجرای پدر برادران نویل که یادمه یکی هم بحث خیانت یا cheating scandal که در واژه ی کلی تر و مزمنتر تو اخبار affair میگفتن مثل صدتا ماجرای معروف مثل دیوید بکام و وین رونی و ماجرای معروف گیگز با زن داداشش و دو خانم دیگه و جان تری با همسر وین بریج و ... که همگی وجهه ی ماورایی این اسطوره ها رو خورد کرد و ریخت تو جامعۀ بریتانیا. در حدی که تا قبل این ماجرا ها اگر می گفتن باید به کسایی مثل گیگز یا بکام لقب سلطنتی "سِر" اعطا بشه، الان دیگه هیچ کس این ادعا رو نداره. تازه ترین مورد هم که مورد کریس رونالدو هست که دادگاهی شده.

تجربه شخصی - تا قبل فوت مادرم فوتبال با زندگی من عجین بود و دیکته گوی اول زندگیم، همین داستانها و اخبار فوتبالی باعث شده Assault یا تجاوز خط قرمز پررنگ من در این بخش باشه و فقط یه بار یادمه حول و حوش 15 سالگی بحبوحۀ بلوغ از رو هوس خودم به حریم شخصی یه بنده خدایی تجاوز کردم که هنوزم هر وقت یادش می افتم میبینم رو ذهن خودم به عنوان فرد متجاوز بعد 15 سال چه تأثیر بدی گذاشته اون حرکت خدا به داد خود نفر قربانی برسه. از اون نقطه این خط قرمز رو پررنگ برای خودم حفظ کردم و شکر خدا نتیجه ش این بود که حتی دو سال و نیم تنها دوست دختر همشهری خودم رو هم بوس نکردم وقتی دیدم خودش راضی نیست.

خوراک ذهنی - داستانها و ژانرها - چیزی که احتمالا باید بیشتر مراقبش بود مخصوصا تو نسلهای جوان. بگذریم که الآن همه موظف هستن تو ساخت ژانر تجاوز یا موارد مشابهش اول مصاحبه ای از بازیگر پخش کنن که بگه با رضایت و صرفا با فانتزی ذهنی خودش در این ژانر شرکت کرده (که همش چرته فقط برا پوله)، ولی باید خیلی بیشتر از این ها مراقب این خوراک مغزی بود. قطعا اگر یک روز بچه دار بشم یکی از اصلیترین دغدغه هام همین هست که به بچه م یاد بدم بدونه در عین آزاد بودن به عنوان فرزند من چجور به به حقوق بقیه احترام بذاره و اگر اون بچه پسر بود اعتقاد به آزادی جنسی خودش در عین احترام به حقوق جنسی دیگران یکی از اصلیترین چالشهای پیش روی من خواهد بود.

جمله آخرتون: سجدۀ خدا به بنده ش :/ یکم این خدا مضحکه. نمی دونم تو ذهنتون در لحظۀ نگارش دقیقا چه تعریفی از خدا داشتین. خیلی مهم نیست. بچسبیم به بحث اصلی :دی
پاسخ:
امیدوارم در تربیت فرزندت موفق باشی :)
اگه بچه ات دختر هم بود اینا رو بهش یاد بده. زن هم می تونه متجاوز جنسی باشه
( الان که بارها و بارها مرور کردم یادم اومد. در تلفیق بخش تجربۀ شخصی و بخش خوراک ذهنی: دقیقا یادم اومد که اون سال تازه کتاب یوسف و زلیخا رو از مشهد خریده بودیم و ماجرای عطر زدن زلیخا برا اغوای یوسف رو بارها و بارها خونده بودم تو خلوت خودم. متأثر از هوس و این خوراک مغزی خودم سعی داشتم با عطر و ... یه بچه ای رو اغوا کنم به زور بوسش کنم :|
وای وای... تو ذهنم رژه میرن این متریال و خوراکهای مزخرف مغزی. کلیپ رقص عجیب و نامتعارفی که لیلا فروهر برا آهنگ بازار مکاره اون سالها ساخته بود. یه فیلمی که داییم بچگیم جلو من دید که چندتا دختر هندی یه پسر رو دزدیدن شکنجش می کردن. و هزارتا مثال دیگه از بچگی یادمه دیدم و تو ذهنم حک شده و شکل دهنده ی خیلی فانتزیهای عجیب غریب تو ذهن من بوده.
بیشتر برا والدین و آدمای متأهل میگم، واقعا خره اون پدر یا مادری که این متریال مورد دار رو بدون هیچ کنترلی (چه در قالب کتاب قفسه های کتابخونه، چه فیلمهای ماهواره، چه کلیپهای رقص و ...) در دسترس ذهن آمادۀ کاشت بچه قرار میده. بچه ای که به قول استادمون ذهنش مثل یه هارد سفید و فرمت شده آماده پذیرش هر اتفاق عجیب و جدیده.... )
پاسخ:
خوبه که این پست باعث شد این قدر ذهنتو کندوکاو کنی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی