کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
جمعه, ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۳۶ ق.ظ

انسان احترام می خواهد

 می گفت (مذکر):

به زن ها عشق بورزید، کم نه. به زن باید زیاد عشق ورزید. زن ها بیش از هر چیز عشق می خواهند.

دوست ما هم جواب داده بود:

زن ها بیش از هر چیز احترام می خواهند. وگرنه آن مردی که زنش را کتک می زند هم می گوید زنش را دوست دارد. آن پسری که روی صورت دختری اسید پاشید هم می گوید آن قدر عاشقش بود که نمی توانست جواب رد بشنود.

و من فکر کردم چقدر درست می گوید. من عمیق ترین بی احترامی ها را از طرف مردهایی احساس کردم که مدعی بودند دوستم دارند و متعجب مانده بودند که چرا رفت؟ من که خیلی بهش عشق داده بودم! کجا عاشق تر از من پیدا می کند؟


پ. ن. بی احترامی فقط این نیست که به کسی فحش بدهیم. بی احترامی می تواند پنهان تر اما مخرب تر باشد. وقتی باورش نداری. وقتی نمی خواهی توانایی هایش را ببینی. وقتی علایق و فعالیت هایش را بی اهمیت می دانی، وقتی برای همفکری جدیش نمی گیری،...




موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۱
آیبک

نظرات  (۵)

چقدر چقدر چقدر حرف دوستت خوب بود..
بی احترامی میتونه این باشه که به خودت اجازه بدی باهاش طوری رفتارکنی انگاربرده توعه و نه اینکه اونم یه انسانه که میتونهخودش واسه خودش تصمیم بگیره حالا تو هی بهش عشق بده؟باورمیکنه اصلا؟
دقیقا دقیقا..
یه چند روزی میشه وبلاگتو میخونم. اتفاقی توی یه فید آرشیو شده پیدات کردم. راستش اینقدر دلم واسه بلاگ خوندن تنگ شده که یادم رفته بود هنوزم کسایی هستن مینویسن.
هم بهم انگیزه نوشتن دادی و هم یه خواننده خوب پیدا کردی :))

پاسخ:
خدا رو شکر :)
1.فکر میکنم این جمله که زنا از راه گوش دلباخته میشن و مردها از راه چشم، باعث شد هم مردا حرفای چرب و نرم تر تحویل بدن و هم زنا قیافه بزک دوزک کرده تر... بعد یه سری هوا برشون داشت که اگه از اول رابطه یا هرجا خطری حس شد ادعای دوست داشتن و عشق و عاشقی کنن دیگه کار تمومه و رابطه درست و گل و بلبل شده... این شد که ما دخترا عادت کردیم از اول رابطه این جمله های آبکی و سطحی رو بشنویم تا دلمون خوش بشه که چه دلرباهایی هستیم. خب طبیعتاً واسه همه زمان میبره تا بفهمن این آواز دهل شنیدن از دور خوشه و پاش که بیفته کو حرف و کو عمل؟!
2.احساس من اینه که بیشترین چیزی که هرکسی توی رابطه میخواد فهمیده شدن و درک شدن ماهیت چیزیه که هست، حالا اون رابطه چه دوستی باشه، چه خانوادگی و چه هر محیط اجتماعی و بین فردی دیگه... اینکه به اسم دوست داشتن ضربه هایی رو بهم وارد کنیم و بعد ادعامون بشه به خاطر عشق بوده، تو هیچ منطق و قلبی جای نداره. احترام هم نوعی پذیرفتن و دوست داشتن بی قید و شرطه، نه شرط و شروط گذاشتن واسه آدما و تنبیه و تشویق کردنشون بخاطر رسیدن به معیارهای شخصی ما... .
پاسخ:
زن ها احترام می خوان چون انسانن، عشق هم می خوان چون انسان عشق می خواد. یادشون می ره زن ها خیلی ساده انسان هستند. همینو بفهمند دیگه لازم به چرب زبانی هم نیست.
ذهنم پر از بحثه در مورد این پست می تونم حدود 40 تا پاراگراف نظر شخصیمو بنویسم.

در مورد این تضاد عشق و نفرت، عشق و کتک، عشق و اسید، عشق و لجبازی. یه وقتایی عاشق میشیم، سناریو منطبق بر اون چیزی که باب میل ما بوده پیش نمیره و از یه نقطه ای شروع می کنیم به کاشتن بذر نفرت و لجبازی. این داستان عشق و نفرت چون تو همه داستانای عشقی ما مبتلا ها تکرار میشه پس احتمالا میره تو حیطه تله های شخصیتی خودمون. راه حلش هم قطعا برمیگرده به تصحیح الگوهای خودمون چه در انتخاب و چه در رفتار بعد شروع رابطه. واقعا گاهی خسته میشیم از اینکه این همه رابطه با عشق شروع می شه و با نفرت تمام ادامه پیدا می کنه. (ما مهرطلبا اکثرا این مشکل رو داریم چون غالبا فکر می کنیم شریک عاطفیمون اونجوری که باید مثل ما برا رابطه دلسوزی نکرده و همیشه حس می کنیم تو رابطه علیرغم عشقی که وسط گذاشتیم سرمون کلاه رفته).

در مورد عشق و احترام؟ به نظرم عشق زیر مجموعه احترامه. احترام رو من بهش می گم ارزش قائل شدن برا خواسته های طرف مقابل. اینکه گاهی هم سعی کنیم موقعیت رو از چشم طرف مقابل ببینیم و یکم از خودخواهی خودمون کم کنیم ببینیم در لحظه طرف مقابل چی میخواد، و بدون لجبازی و خودخواهی اون رو به خواسته ش برسونیم. گاهی میدونیم طرف عشق میخواد عشق بازی می خواد ولی حالا که در موضع ضعف قرار گرفته به فکر انتقام و لجبازی می افتیم. لج میکنیم که علی الخصوص امشب به اون هوسش نرسونیمش، امشب اون غذا رو براش تهیه نکنیم، امشب اون خوشحالی رو که روحشو جلا میده ازش دریغ کنیم تا کیف کنیم دلمون خنک شه. مثال این مردم آزاری رو دو دوتا مرد دیدم، خوشگل ترین و هات ترین زنها رو دارن ولی تو بحث رابطه فیزیکی میرن دنبال صیغه و رابطه پولی. جفت زنا هم هم با من درد دل کردن یکیشون میگفت شوهرش اومد خونه بهش گفت رفتم پنجاه تومن دادم خودمو خالی کردم :|
این عشق ندادنه میاد در زیرمجموعه اون احترام نذاشتنه قرار میگیره.
توضیح اینکه اون یکی زن متأهل زن بابای خودمه. بابام دختر هم سن من گرفته 150 تا سکه هم مهرش کرده ولی لج کرده میره دنبال صیغه ساعتی و کثافت کاری. جامعمون مریضه. مریض. مریض. مریض. مریض

پینوشت اینکه باید دید مرز این خودخواهی و از خودگذشتگی باید کجا باشه. امروز با شهرزاد بحث می کردم در مورد دوست دختر خودم و مهرطلبی یکطرفه ای که من تو رابطه باهاش داشتم و حالا گویا به زعم شهرزاد دارم درمون میشم و به فاز خودخواهی لازم برای خروج از مهرطلبی رسیدم. خودم الآن دنبال اینم این نقطه تعادل رو توی رابطه پیدا کنم.
پاسخ:
ما از همه انتظار احترام داریم اما از همه انتظار عشق نداریم. پس این دو تا جدا از هم می تونن در نظر گرفته بشن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی