کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آیبک در اینستاگرام: aybaknevesht

چهارشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۴:۵۴ ب.ظ

داستانِ یکی دو روز نیست

یک روز یک جایی

چند تا دوست از شهرهای مختلف دور هم نشستند. صحبت سر این است که چرا پریسا که تنها ترک این گروه است، از شوخیهای ما دلخور میشود. میگویند ما به هم خیلی چیزها به شوخی نسبت میدهیم اما تنها کسی که بیجنبه است و جدی میگیرد پریساست. اصفهانی و شیرازی گروه یادآور جوکهایی میشوند که برایشان میسازند و جنبه ی بالایشان.

اون روز اون جا

 استندآپ کمدی یک زن جوان از یکی از شبکههای ماهوارهای داخلی پخش میشود. اجرای قوی دارد و صدای شلیک خندهی مرد و زن هر چند ثانیه بلند میشود. مردها را دستهبندی کرده و هر دسته را به یک نوع غذا تشبیه کرده. از هر کدام به زبان طنز ایرادی میگیرد تا آخر به اینجا برسد که باباها تنها مردهای ارزشمند زندگی دخترها هستند یا یک همچین چیزی. اگر قضیه برعکس بود و یک مرد استندآپ کمدی با همین محتوا اما دربارهی زنها میساخت چی میشد؟

اون روزها این جاها

یک سریال طنز چند سال پیش پخش میشد که در آن زن جوانی بود که مثلا از فرط زشتی خواستگار نداشت و سنش هم بالا رفته بود. صحنههایی بود که نشان میداد مردها از دیدن خالهای صورتش مشمئز میشوند. اعتراضهایی به این نقش شد و جواب شنیدند که نباید طنز را محدود کرد. این بیننده است که باید جنبهاش را بالا ببرد.

این روزها اون جاها

حین سرک کشیدنهام در سایتها و پیجهای اروپایی و آمریکایی، کم ندیدم واکنشهایی که مثلا به نسبتی که به یک سیاهپوست یا فردی از جامعه رنگین کمانی در یک فیلم، اجرا یا خبرگزاری دادهشده اعتراض دارند. پاسخها هم اغلب این بوده که معترضان به نژادپرستی یا حامیان جامعهی رنگینکمانی دارند از آن ور بوم میافتند، وگرنه همین رفتار هر روز و همه جا با سفیدپوستها میشود.

نظر شما چیه؟ به نظر شما بعضیقومیتها، زنها، نژادها یا افرادی با گرایشهای خاص بیجنبه و تندرو شدند؟

به نظر من، در هیچ کدام از موقعیتهایی که توصیف کردم، نباید فقط همانجا، همان لحظه و همان آدم را ببینیم ،باید نگاه تاریخی داشته باشیم. در تمام سالهایی که به ترکها گفتند کله پوک (صراحت هم به خرج نمیدادم میدانستیم داریم دربارهی چی صحبت میکنیم) به اصفهان گفتند نصف جهان، مهد فرهنگ. ته صفت خساستی را هم که به اصفهانیها نسبت دادند شد زرنگی و مقتصد بودن و عقل معاش داشتن. حالا احساسات کی بیشتر زخمی شده و با کوچکترین حرفی آماده است که زخمش تازه بشود؟

به نظر من درباره‌ی زنها و سیاهپوستها هم همین طور است. اینها با خودشان یک تاریخ توهین و تحقیر را حمل میکنند. به همین خاطر هم حساس تراند هم این که در جوامع خودآگاه تر حساسیت نسبت به رفتاری که با آن ها می شود بیش تر است.

یا مثلا «دختر ترشیده» فقط معادل مونث «پیر پسر» نیست، نمیشود منکر شد. بار معنایی این دو واژه به خاطر دو تاریخ خیلی متفاوتی که پست سر دارند خیلی با هم متفاوت است، هر چند هر دو منفی باشند. یا  مثلا دستهبندی زنها یک شوخی بامزه نیست، واقعیتی زننده است (الان خودم یاد آهنگ دافی شاپ ساسی افتادم!).

بگذارید یک مثال سادهتر بزنم. شما ممکن است با دوستانتان شوخیهای جنسی کنید. اما اگر بدانید که به یکی از دوستانتان واقعا زمانی تجاوز جنسی شده و هنوزم روحش زخمی است، با او هم ازین شوخیها میکنید؟ اگر آره که خیلی بیشعورید!

من به اصفهانی ها هم نسبت بد نمی دهم و با مقابله به مثل هم مخالفم اما پریسا را هم می فهمم و الی آخر.

 

موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۹۸/۰۲/۱۱
آیبک

نظرات  (۱۰)

به نظرم این موضوع ساده ای نیست ، شاید بشه از جنبه های مختلف و جدا جدا بررسی ش کرد اما اینکه کلیت اون رو بخوای بشکافی واقعا در طول یه کامنت و یه پست نمیگنجه . 

اما در عین حال خیلی سطحی بخوام نظر بدم ، به نظرم آگاهی افراد و پیشینه ذهنی و شرایط رشد آدم ها نقش خیلی موثری داره در زمینه نژادپرستی . ضمن اینکه در کنار این مسائل که مربوط به جزء جزء آدم ها میشه ، یه سری مسائل کلان مثل موضوعات اقتصادی و سیاسی هم هست که باعث میشه در ضمیر آدم ها تاثیر منفی بذاره از این جهت . 

مثلا اگر ما نسبت به افغان ها نژاد پرستی داریم بخاطر شرایطی که از اونها تجربه می کنیم و اخباری که از افغانستان می شنویم . و وقتی این شرایط و اخبار و واقعیت هارو کنار هم میذاریم میبینیم آره لعنتی افغان ها خیلی بدبختر از ما هستن و به سختی ممکنه یکی توشون باشه که از من بهتر باشه ، در عین حال باز یه افغان هست که اینقدر خوب و بی گناه هست که نمیشه دوستش نداشت و نسبت بهش نژاد پرست بود . 

مثلا اگر من یه فرانسوی باشم که متنفر باشم از هرچی الجزایری هست ، و رو صورتشون تف کنم ، بازم یه موسیقی دان الجزایری یجایی داره پیانو میزنه و نمیشه موسیقی ش و شخصیتش رو دوست نداشت و نسبت بهش نژاد پرست بود . 

یعنی اصن این که یه آدم بنا به نژاد افراد بخواد اونارو همه رو در یک طبقه قرار بده یه چیز مسخره ای اِ که هر بچه 10 ساله ای میتونه پردازشش کنه حجم ابلهانه بودنش رو . 


اما باز اینجا به نظرم بین اون نژاد پرستی بی پایه و اساس ، با اون کمدی که گفتی تفاوت وجود داره . توی کمدی کمدین سعی می کنه یه مفهوم رو انتقال بده به ذهن افراد ، حالا این مفهوم برای انتقال قطعا به یه انتقال دهنده کلامی یا بصری نیاز داره ، با یه درک و شعور سطحی مثلا ما همه میدونیم چیزی به نام آدم زشت ، از نظر ظاهری وجود نداره به اون شکل ، اما در عین حال این حقیقت که اکثر ما در مورد توصیف یک آدم زشت از نظر ظاهری روی چه ظاهری توافق داریم مشخصه . ( یعنی من نمیگم اون که یه خال گوشتی داره کنار دماغش آدم زشتی هست ! اما وقتی من اون شخص رو توصیف می کنم تو میفهمی من سعی دارم این مفهوم رو بهت انتقال بدم که دارم در مورد یه آدم زشت حرف می زنم . ) 


در کل به نظرم به جای محدود کردن، اگر گسترش بدیم اون آگاهی و منطقی رو که نژاد پرستی رو نمیپذیره و به نوعی فرمتش رو اصن نمیخونه ، دیگه لازم نیست نگران اتفاق افتادن اون باشیم . 
پاسخ:
من با حرفات تو این کامنت مخالفتی ندارم اما اتفاقی که این جا افتاده اینه که این پست درباره این که نژادپرستی چیه؟ چه طور به وجود میاد؟ ارزش داوری نژادپرست ها و این که چی کار کنیم که اتفاق نیفته نیست.
داره میگه اون هایی که در گذشته نوعی تبعیض (نه فقط نژادی) را تجربه کردن حساس تراند و آیا میشه بهشون گفت بی جنبه یا گاهی تندرو. آیا باید ازشون انتظار داشت مثل بقیه رفتار کنند؟ آیا طنز می تونه دست روی هر موضوعی بگذاره و از همه بخواد به یک اندازه پذیرش داشته باشند؟
و البته که این پست بیش تر طرح پرسشه.
پ.ن. بله، قرار هم نیست بین نژادپرستی و اون شخصیت طنز دختر زشت شباهتی باشه
اون موقعیت‌هایی رو که گفتی می‌ذاریم کنار، با حرفایی که آخرش زدی خیلی موافقم. هروقت می‌گی جوک‌های جنسیتی نگید، می‌گم سخت نگیر بابا، چه بی‌جنبه‌ای، خب درمورد پسرا هم همینا رو می‌گن! در صورتی که به قول خودت، این درد مال امروز و اینجا نیست، بلکه ریشه داره. ریشه‌هایی تقریبا به بلندی تاریخ بشریت.
پاسخ:
یک عیب دیگه اش اینه که کلیشه های جنسیتی رو بازتولید می کنه.
*می‌گن
به نظرم توی پاسخ یکم روشن تر بیان کردی مساله رو . فکر می کنم نه تنها نژاد پرستی ،بلکه قسمت اعظمی از مسائل دیگری هم که بشر باهاش دست و پنجه نرم می کنه از این ناشی میشه که بشر اونقدر باهوش نیست که از پس قضاوت بر بیاد در اکثر مواقع . 

من الان می گم یه نمونه محلی و کوچیک از نژاد پرستی چطور بوجود میاد . الان سال 1240 شمسی اِ و مردم محلی اینجا دارن با لذت در توده های کوچیک و روستا های مختلفی که دورشون پر از زمین های کشاورزی مرغوب هست زندگی می کنن . همینطوری زندگی می کنن و سال به سال میان جلو ، همه همدیگه رو تقریبا میشناسن و همه از درآمد و زندگی خوبی برخوردارن و به نوعی تقسیم املاک و دارایی ها به صورت نرمالی بین مردم صورت گرفته و برقرار هست . 
حالا چند سالی می گذره و کم کم از اون سمت کشور ، جایی که زمین های کشاورزی مرغوبی اصلا نداره و همیشه تحت تاثیر بلایای طبیعی هست و قحطی و بیماری هم سراغشون اومده ، کم کم به سمت اینجا که مردم دارن به خوبی زندگیشون رو می کنن مهاجرت می کنن ، در طول سالیان سال ، رفته رفته جمعیتشون اضافه میشه ، اضافه بر جمعیتی که از قبل وجود داشته و با توجه به اینکه از جای دیگه ای اومدن و چیزی هم ندارن عمومشون فقیر هستن و با توجه به غریبه بودنشون نرخ خلاف کاری و بزه کاری شون هم بیشتر هست . 

پس الان سال 1290شمسی شده ، مردم تقریبا به دو دسته تقسیم شدن ، مردم محلی که عمده دارایی رو در اختیار دارن و در زندگیشون آسایش و آرامش دارن ، در کنار مردم مهاجری که مجبورن برای این مردم محلی کار کنن تا بتونن پولی برای زندگی دریافت کنن . و در کنار این کار کردن و پول جمع کردن قطعا داره تولید مثل صورت می گیره و تشکیل خانواده . و در کنار تمام اونها باز این وسط عده ای هستن که با توجه به بیماری یا اعتیادی که دارن دست به کار هایی میزنن که قبل از اون اتفاق نمیوفتاده در اینجا ، یا نرخش به شدت کم بوده . مثل دزدی . 

حالا سال 1330 شمسی شده ، بچه های مهاجر ها بزرگ شدن ، با بچه های مردم محلی تلفیق شدن و این وسط یه چیزایی رد و بدل میشه ، خانواده های مهاجر ها که عمدتا از سواد و آگاهی کمتری برخوردار بودن نتونستن بچه های خوبی تربیت کنن در اغلب موارد و حالا این باید این بچه ها با بچه های محلی ها باهم برن یه مدرسه ، از یک مکان عمومی استفاده کنن . از یک حق در تمامی موارد عمومی برخوردار باشن . در کنار این موارد ، محلی ها با توجه به دارایی کمی که داشتن رو آوردن به زاغه نشینی و کناره های شهر رو شروع کردن به گسترش دادن که مکان ایده آلی شده برای انواع امور خلاف و مخرب . 

حالا سال 1370 شمسی شده ، دیگه تقریبا آثاری از جامعه محلی ایده آل سال 1240 نمونده و ورود مهاجرین نرخ های منفی رو کشیده بالا و نرخ های مثبت رو کشیده پایین ، که خب طبیعی اِ هرچی آدم بیشتر بشه منابع کمتری میرسه به آدم ها و همین میشه جرقه ای برای بقیه چیز ها . 

خب حالا برگردیم و به این سیر 130 ساله نگاه بندازیم ، ببینیم آیا مردم محلی این حق رو دارن که نسبت به این نژاد مهاجر بدبین باشن ، آیا اگر در مرحله اول از ورودشون جلوگیری می کردن و رفتار بدی از خودشون نشون میدادن تا مهاجرین وارد نشن ، الان آسایش بیشتری برای خودشون و فرزندانشون فراهم نبود ؟ آیا جامعه سالم تری الان نداشتن ؟؟ آیا جامعه مهاجر نسبت به عدم کفایت در تربیت فرزندانش و وارد کردن مثلا مواد مخدر و گسترش نرخ دزدی و خلاف مسوول نیست ؟؟ 


این اتفاق شاید سورس اصلی اکثر نژادپرستی های دور تا دور جهان باشه . حالا تو میتونی قضاوت صحیحی داشته باشی نسبت بهش ؟ میتونی نسبت به جامعه مهاجر با توجه به تاثیرات مخربی که میتونه داشته باشه و یا حتی داره و اثبات شده خوشبین باشی ؟؟ 
پاسخ:
کامنت مفصل خوبیه. می تونی پستش کنی تو وبلاگت. حیفه. چون به این پست که ربطی نداره.
:))))))) ضمن اینکه من توی خط دوم پاسخ قبلی کلمه آخر رو جای نیست ، هست متوجه شدم اشتباها . شاید چون فکر کردم تو قسمت اول سوالات واضح تر مطرح شده . 

توش بخش دومی که منظورت بوده ، من فکر می کنم بخش بزرگیش به منشاء قضایا ( چه تبعیض چه تجاوز چه مرگ چه اعتیاد و .... ) برمیگرده . و باقی اون پراکنده س در چیز های دیگه باز که لازمه قسمت به قسمت مطرح بشه تا به برداشت نسبی صحیحی بشه رسید . من انتظار دارم خودت بیشتر باز کنی این مساله رو و سعی کنی فاکتور هایی که توی این قسمت تاثیر گذار هست رو لیست کنی . 
پاسخ:
انتظار داری؟ :))
متاسفانه روشن تر از این نمی تونم توضیح بدم. تا حالا برای چهار خط حرف پنج تا مثال نزده بودم
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۶:۵۶ ام اسی خوشبخت
دقیقا مثل اینه که دست زخمی یک شخص رو بکنید داخل ظرف نمک و بگید انقدر حساس نباش, دو ساعت پیش دستتو چاقو بریده, چه ارتباطی به الان داره؟
بماند که این توهین و تحقیر و آزار و اذیت ها فقط مربوط به گذشته نیستن, همین امروز هم این اتفاق ها میوفته. اکثر آدمها بدون فکر حرف میزنن, بدون اینکه لحظه ای فکر کنن آیا حرفشون ممکنه تاثیر بدی داشته باشه یا نه.
پاسخ:
آره هنوزم اتفاق می افته متاسفانه
مرسی عالی بود
پاسخ:
آدرس وبلاگت چه مشکلی داره که باز نمیشه؟
به نظرم تحلیلی که در مورد تاریخی بودن بعضی افکار و عقده ها و حقارت ها کردی درسته، این رو میشه از تجربه تک تک افراد به تجربه یک قوم و ملت تعمیمش داد. تو سریال بینگ بنگ یه جایی لئونارد حین تعارف غذا به مهمونش میگه امیدوارم گرسنه باشی، شلدون میگه چه جالب، جمله ای که تو فرهنگ ما یه تعارف خوب محسوب میشه تو سودان یه تحقیره... 
من با اینکه در موضع فمینیستی تقریبا بی طرفم، ولی گاهی فکر میکنم سالها باید بگذره و ارزشهای برابر به زن و مرد داده بشه تا این تفکر که زن ضعیفه و جنس دوم محسوب میشه از ناخودآگاه جمعی ما پاک بشه، چون بارها دیده میشه حتی با وجود حقوق بعضاً مساوی یا شایدم بیشتر به زنها در یه سری موقعیتها، باز هم این نگاه جنسی و از بالا به پایین حس میشه و هر زنی با کمی جزئی بینی میتونه رنجیده بشه...! در مورد نژادپرستی هم همینطوره.
در پاسخ به الکس وات که جمعیت بومی و مهاجر رو با هم مقایسه کرد تا به برتری نژادی پاسخ مثبتی بده، میخوام بدونم واقعا کی تعریف کرده هرکی زودتر به ملک و نون و نوایی برسه حق مالکیت و محروم کردن بنده های دیگه خدا رو داره؟ چرا هیچکس از اول واسمون تعریف نکرد اگه مالمون رو تقسیم کنیم (مالی که به ارث رسیده و خون و عرقی پاش نریختیم) دنیا بهم میریزه و از سهم ما کم میشه و ما فقیرتر میشیم؟ فکر میکنم پاسخ دین به این قضیه کاملا روشن بوده، ولی تاریخ ثابت کرده همیشه آدمها برعکسش و عمل میکنن و خب نتیجه ای که میبینیم این شده...
پاسخ:
اگه اون دیالوگو خودم می شنیدم شاید نظرمو جلب نمی کرد اما این جا بعد این پیش زمینه چقدر به نظرم عمیق میاد.
اصلاح میکنم، سریال بیگ بنگ Big Bang Theory
دقیقا داستان امروز و فردامون نیست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی