کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آیبک در اینستاگرام: aybaknevesht

دوشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۸، ۰۸:۵۰ ب.ظ

بدن

شنیدید که اینستاگرام تصمیم گرفته تبلیغات لاغری و زیبایی را محدود کنه و این طرفداران کارزار «نگاه مثبت به بدن» را خوشحال کرده؟

قبلا فقط مجذوب بدن و صورت مدلها و بازیگرها تو مجلههای مد و فیلمهای هالیوودی میشدیم اما امروز کافیه حساب اینستاگرامت را باز کنی تا بهت القا بشه حتی بین بچه محلهات هم بیریختترینی. حسابهای کاربری مربوط به جراحیهای زیبایی و رژیمهای معجزهآسا که پر شدن کیسهشان بسته به اینه که ما حس خوبی به بدنمان نداشته باشیم، دارند حسابی از این ظرفیت ایجاد شده استفاده میکنند.  در کنار این همه مدلهای نوظهور و تبلیغات زیبایی یک عده هم دارند با body-shaming مبارزه میکنند و تلاش میکنند نگاه مثبت به بدن را ترویج کنند. تا اونجایی که من دیدم بین صفحات فارسیزبان فقط چند تا حساب پربازدید که عمدهی موضوعاتشان فمنیستیه دربارهی body-shaming هم مطلب میگذارند. معمولا هم به خاطر پیشفرضهای منفی که درباره فمنیستها وجود داره خیلیها متوجه اصل حرفشان نمیشن. مثلا یک پیشفرض جهانی اینه که فمنیستها یک عده زن ترشیدهی زشت پشمالو هستند که چون هیچ مردی نگاهشون نمیکنه میخوان اهمیت دادن به ظاهر را ضدارزش جلوه بدن تا از این راه خودشون را از عقدهی حقارت نجات بدن  :))

همون اوایل آشنایی من و مرشد قرار شد مقالهای دربارهی بدن بنویسم. یکی از پیشفرضهای فرعی ما این بود که مثلا این زهدی که بین راهبان مسیحی میبینیم (منظورم بیشتر تو سدههای میانه است) و داستانهایی که از تحقیر بدن و بیتوجهی و  گاهی آسیب رساندن اونها به بدنهاشون میشنویم، ریشه در هستیشناسی یونان باستان (اون هم از افلاطون به بعد) دارند. بعدِ کمی تحقیق برگشتم پیش مرشد و گفتم یونانیها که اتفاقا خیلی به بدنهاشون اهمیت میدادند. داشتن بدن ورزیده و عضلات بزرگ واسشون ارزش بوده، فعالیتها و آموزشهای جسمانی برای داشتن بدنی زیبا جزئی از برنامههای آموزشی فرزندان طبقات بالای اجتماع بوده. این که با پیشفرض «سرکوب بدن» در یونان باستان مغایرت داره. مرشد فقط گفت اتفاقا و دقیقا همون هم یعنی سرکوب بدن و دوزاریم افتاد.

هر توجه به بدنی اهمیت دادن به بدن نیست. این که برای سلامت روانی و جسمانیت ورزش یا حمام کنی یک چیزه، این که ورزش کنی تا به یک شکل خاص درش بیاری یا جوری نسبت به موهای بدنت وسواس پیدا کنی که انگار نباید کسی از وجودشان باخبر بشه، یک چیز دیگه. این که بدنت را سرمایه ات بدونی و به سالم بودن غذات اهمیت بدی یک چیزه، این که غذا خوردن بشه واست عامل عذاب وجدان یک چیز دیگه. این که باور کنی فلان فرم و اندازه یعنی زیبایی و بدون توجه به تفاوتهای بدنیِ ناشی از ژنتیک و محیط و سبک فردی زندگی بخوای به زور به یک شکل درش بیاری یعنی داری سرکوبش میکنی. مثل مادر و پدری که نمیخوان بچهاشون را با ویژگیها و استعدادهای خاص خودش بپذیرند و به زور میخوان اونو براساس معیارها و ارزشهای القا شدهی اجتماع تبدیل کنند به یک آدم مورد تایید اکثریت و برای این منظور ویژگیهای منحصر به فرد و از همه مهمتر شادابی و اعتماد به نفس بچه را هر روز بیشتر سرکوب میکنند.

فکر می کنی مثلا فلان زاهد مسیحی خیلی احمق بود که برای نزدیکتر شدن به خدا ماهها حمام نمیرفت؟ نه بیشتر از من و تویی که با پیروی از استاندارهای تحمیلی بدنمان را به زحمت میندازیم. اونا لااقل برای خدا این کارو میکردند!

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۷/۰۱
آیبک

نظرات  (۱۰)

۰۱ مهر ۹۸ ، ۲۲:۲۴ کلمنتاین ‌‌

یه چیزی بگم آیبک. من خیلی قدیم ترها فکر میکردم این حس پذیرش بدن یه چیزیه که واقعا اونقدرا درونی نمیشه. یعنی فکر میکردم آدما ممکنه به جایی برسن که هرجوری هستن بدنشون رو نمایش بدن، ولی اون رضایت درونی به دست نمیاد به صورت عمیق. ولی بعدها خودم تجربه ش کردم. البته نمیدونم این صد در صده یا نه. ولی میدونم زیاده. یه جوری همه مراقبت هام به سمت انتظار شخص خودم رفته که گاهی فکر میکنم اگه آینه ها منو اونجوری که خودم خوشم میاد  نشون بدن ولو اینکه واقعا اون نباشم و چشم دیگران چیز دیگه ای ببینه هم برام کافیه.

پاسخ:
منم فکر می کردم نمیشه اما وقتی پیشرفت خودمو دیدم فهمیدم که میشه. فهمیدم وقتی میگن خودتونو اون طور که هستین دوست داشته باشین یعنی چی. اعتماد به نفس و خود دوستی برقی میشه تو چشم هات و کیفیتی به تمام حرکات بدنت میده که خواه یا ناخواه به چشم بقیه هم جذاب میشی.

پس اینجوری که تو میگی ریشه این حساسیت های افراطی به بدن و بحث کلی پرداختن یا نپرداختن به بدن خیلی قدمت داره. فکر میکردم تا حالا بخاطر بازار عکسهای  فوری و اینستاگرامی و آینه های متعدده که آدما انقدر درگیر ظاهرشون میشن و کلاً نمایش خوب و خوشتیپ و خوش هیکل بودن انقدر ارزش داره که میشه از فکرای پشت این ظاهر صرفنظر کرد! احساس من اینه که توجه به بدن تا اونجایی که سالم باشه، قوی باشه و انرژی داشته باشه تا به کارات برسی و توی راه زندگی اذیتت نکنه مهمه، و ظاهر تا اونجایی که بهت حس امنیت و اعتماد به نفس بده و تمیز و مرتب باشه. بحثای عرفانی هم پشت این قضیه هم نهایت به این میرسه که این بدن مرکبیه که باید سوارش رو به سلامت به مقصد برسونه، و مرکب مریض و ضعیف نمیتونه...

بحث حول این موضوع رو دوست دارم همیشه، شاید دغدغه جوانها همین باشه که هم جسماً سالم و خوب باشن و هم روحاً قوی و پربار. 

پاسخ:
آره قدمت داره. یک ایرادی که به بعضی از این زهاد می گیرند اینه که شما از فرط انکار و تحقیر بدن افتادین به دام توجه بی اندازه به بدن. داستان یک مقداری از قدمت این بحث ها درباره ی بدن هم همینه.

چند وقت پیش یه متنی میخوندم درمورد «میل های انسان» و اینکه دنیا تبدیل شده به بازار امیال. و همین شبکه های اجتماعی و تبلیغات، باعث شدن یه انتظاراتی بوجود بیاد و بعضی ها هم برای رفع امیال و رسیدن به بعضی نتیجه های دلخواه، میرن سمت اون تغییرات (عمل های زیبایی و ارایشها و بدنسازی و...)

همین وسواس و حساس شدن هم نتیجه همینه. البته اونقدرررر مسائل در این باره گسترده و متفاوته که سخته درموردش کوتاه نتیجه گرفت. مثلا یکی میره ورزش ، برای سلامتی، اما یکی از ده نوع دارو و امپول و قرص شمیایی و خوب و بد استفاده میکنه برای رسیدن به یه استاندارد فضایی بدنسازی! حالا این آدمها چند دسته ان. بعضیاشون فقط برای میل به دیده شدن و رسیدن به اون شکل خاص و پیج اینستا و... اینا. اما بعضیا مربی بدنسازی ان و شغلشون از این راهه، و مثل یه بنگاه املاک که شاید برای رسیدن به هدفشون یه چیزایی رو زیرپا میذارن، اونا هم خیلی چیزا رو به جون میخرن، تا شغلشون ارتقا پیدا بکنه.

اهمیت به هر چیزی ازجمله بدن هم در حالت نادرست به افراط و تفریط میرسه. افراط و تفریط هم استانداردهای اجباری و غیر واقعی بوجود میارن.

مثلا من همیشه با همینی که هستم کنار اومدم، حال کردم، زندگی کردم، غصه نخوردم. ورزش برای تفریح و سلامتی میکردم، سفر و تفریحم هم برای خودم بوده، نه برای رسیدن به اجبار به یک استاندارد اجباری و پذیرفته شده. با هیچ حرف و پیش فرضی هم کاری نداشتم. ولی «نمایش» شده جزئی از سبک زندگی مردم. چه نمایش بدن و زندگی، چه نمایش در ادعاها و عقاید!

پاسخ:
آره یک مشکل اصلی همین استانداردهای به قول تو فضایی و غیرواقعیه، یکی دیگه هم به نظر من این که چرا اصلا باید برای زیبایی استانداردی وجود داشته باشه؟ چرا تفاوت در ظاهر و تفاوت در سلیقه خودش عین زیبایی نباشه؟
۰۳ مهر ۹۸ ، ۱۵:۱۳ بلاگر کبیر ^_^

من از بدن خودم متنفر نیستم ولی ازش رضایت هم ندارم.وزنم به اونجا که دلم نمیخواد رسیده و اگه ورزش میکنم پررنگ ترین دلیلش خوش فرم شدنمه و وقتی برنجمو حذف میکنم و نهارمو کلا سالاد میخورم باز برای اینه وگرنه ولم کنن دوست دارم هر روز پلو فسنجون بخورم...

 

الان من دارم بدنمو سرکوب میکنم با توجه به اینکه من برای دیگران و نظراتشون این کارا رو نمیکنم و فقط میخوام جلو آینه از بدن خودم خوشم بیاد؟

پاسخ:
نه به نظر من این سرکوب نیست. تو و بدنت دو چیز جداگانه نیستین. یک کل رو تشکیل میدین: خود. و تو باید این اختیارو داشته باشی که برای خودت تصمیم بگیری. فقط معمولا تاکید رو اینه که خودتو در هر صورت دوست داشته باشی، از پیمودن مسیری که برای رسیدن به هدفت برای ظاهر انتخاب کردی لذت ببری، مخصوصا از دیدن این که چقدر بااراده ای! و حواست باشه به خودت آسیب نزنی و هدفت هم غیرواقعی نباشه.

چون معیارها، توسط رسانه های قوی اعلام میشه.

یه سریال هیولا ساختن، به طنزترین روایت، توش هی خانوادا پولدارا رفتن «مارچوبه» خوردن.

توی این چند ماه ده تا کارخونه مارچوبه زدن و کلی هم فروش دارن! دیگه معیارهای در سطح جهانی بجای خود

پاسخ:
کارخونه؟ تو کارخونه با مارچوبه چی کار می کنن؟
۰۴ مهر ۹۸ ، ۲۳:۲۶ • عالیس •

بنده می‌ایستم و تشویق می‌کنم.

اسیر شدیم از دست این آدما. نمی‌ذارن دو دیقه با خیال راحت زندگی کنیم.

پاسخ:
بنده هم ذوق می کنم :))

  خیلی جالب بود.

 

  خوشمان آمد!

پاسخ:
خدا را شکر

+در نگاه به دیگران توی این مورد از خودم کاملا راضی هستم. همیشه با صدا عاشق شدم و هیچ وقت بدن اطرافیان در هیچ سطحی برام مهم نبوده و مطمئنم هیچ وقت باعث نشدم اطرافیانم کوچکترین شرمندگی بابت فرم و ظاهر بدن خودشون داشته باشن.

+البته این رو هم اضافه کنم که وب آیبک خودش رو از لیست منابعی که باعث بادی شیمینگ شده مبرا ندونه. من به عنوان مخاطبی که هیچوقت دورۀ بدنسازی نرفته فقط دوجا از این حقیقت خجالت کشیدم یکی کلاس زبان بود و دختر خیلی عاقلی (از نظر من) که به تیچر جواب میداد بدن مرد هرچند خیلی muscular نباید باشه ولی عه لیتل ماسل ایز نسسری :| یکی دیگه هم وب آیبک بود که اونم در قالب یک نویسندۀ خیلی عاقل (از نظر من) در توصیف یک فیلم و بازیگر قدیمی (اسمش یادم نیست) گفته بودین تعجب و حظ می کنید با امکانات اون زمان چجور انقدر بدن خوبی داشتن این بازیگرا. این دو نظر از منظر دو فرد عاقل تنها دفعاتی بود که تونسته بود اون بادی شیمینگ ماهیچه ای نبودن رو توی من بیدار کنه.

+ به نظرم نوع و علت تغییر مهمه توی این نگرش کلی. من خودم خیلی لاغر بودم، و همیشه این لاغر بودن رو دوست داشتم، ولی 5 ساله به دلیل کم تحرکی خیک آوردم و خیلی دلم برای فرم سابق بدن خودم تنگ میشه. مخصوصا که دلیل این خیک یه علت منفی "کم تحرکی" هست. از اون بدتر تمام آدمهای موفق و فعال و دوست داشتنی که این ماهها توی محیطهای کاری میبینم همشون شکمهای تو رفته چسبیده به کمر دارن با استخونهای بیرون زده و این باعث شده همیشه حسرت برگشتن به اون شهاب استخونی رو داشته باشم.

+بحث راهب و ریاضت و .... شده، اینم همیشه تو ذهن من جذاب بوده که چجور بزرگای دین و عرفان که اهل ورزش نیستن، با کم خوری رعایت اصول ساده در تغذیه و سحرخیزی و به موقع خوردن و .... سالها بیشتر و سالمتر از مردم عادی عمر می کنن.

پاسخ:
+البته که من خودمو نه در گذشته و حال و نه حتی آینده از این جور اشتباه ها مبرا نمی دونم اما اینی که گفتی ازون موارد نیست. پستی که گفتی اینه.
حرفت مثل این می مونه که هیچ کی از علایق جنسی و ظاهری که تو یک زن می پسنده و واسش جذابه حرف نزنه که مبادا به منِ آیبک که اون ویژگی ها رو ندارم بربخوره. اگه کسی بگه اون زن چه موهای لخت بلند زیبایی داره من برای داشتن موهای کوتاه فرفریم خجالت نمی کشم چون اون آدم نظر شخصیشو گفته و اگه نظر هر کی واسه من مسئله باشه مشکل از منه، من موهامو دوست دارم و زیبایی اون زن به معنی زشت بودن من نیست و اون آدم هم نگفته همه ی زن ها باید موهای بلندی داشته باشند وگرنه زشت اند یا زن نیستن یا کلا زن ها وظیفه دارند برای من جذاب باشند!
نه این آدم خیالی که ازش حرف زدم و نه من هیچ کدوم نه نقشی در صنعت مد یا پورن داریم که تعریفمون از زیبایی را به بقیه القا کنیم و ازین طریق سودی نصیبمون بشه. نه تولیدکننده ی لوازم آرایشی و داروهای لاغری و... هستیم . ما فقط دو تا آدمیم که حق داریم از علایقمون حرف بزنیم.
+برای من تحرک بیش تر از  ظاهر روی روح و روان تاثیر داره

بسته بندی و فروش!

مث خیارشور

پاسخ:
عمده ی مصرف مارچوبه به صورت سرخ شده و bake شده است که راحت از میوه فروشی میشه خریدش. کشت یا وارداتش زیاد بشه معقوله اما کارخونه نه.

شاید تو راحت بخری :-))

الان اینجا مارچوبه توی میوه فروشی شده کیلویی ۳۸۰ هزار تومن.

کارخونه ایش بشکل کنسرو ۳۰۰ گرمی هم ۹۰ تومن!

خرداد کیلویی ۱۱۰ بود

پاسخ:
چون نمی خورم قیمت دستم نیست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی