کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آیبک در اینستاگرام: aybaknevesht

يكشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۸، ۰۲:۱۷ ب.ظ

به خاطر اون یک درصد

فکر کنم قبلا هم گفتم  که وبلاگ هیچ وقت برای من حکم دفتر خاطرات شخصی را نداشته. من دوست دارم خونده بشم. با این حال، بعد چند سال نوشتن تعداد دنبال کنندههام این جا به 160 نفر هم نمیرسند و تو اینستاگرام هم هنوز 50 نفر هم دنبالم نمیکنند. شاید چون زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم، با این که وبلاگهایی هستند که مرتب میخونمشون. یا چون پستهای بلند جدی میگذارم که خیلی‌ها حوصله خواندنش را ندارند. در واقع چون وبلاگ دفتر خاطراتم نیست و جنبه سرگرمی و خودمانی و شخصی بودنش ضعیفه. مثلا من خودم همیشه از به روز شدن وبلاگهایی که قلم طنازی دارند و روزمرههایشان را خیلی خودمانی و با چاشنی طنز تعریف میکنند ذوق میکنم، مخصوصا اگه کوتاه نویس باشند! با این حال همچنان برای نوشتن انگیزه دارم. انگیزهام بیشتر میشه اما کمتر نه. البته گاهی که انگار بلاگ به خواب زمستانی طوری میره، دست منم بیرمق میشه و سخت سمت نوشتن میره.

از کامنتها و دایرکتهای قند تودلآبکنِ گهگاهی که بگذریم، چند روز پیش به چیزی برخوردم که هر بار با یادآوریش چشمهام برق میزنه و برای نوشتن جون میگیرم. زیر یک پست جنجالی یکی از حسابهای پربازدید اینستاگرامی یکی کامنتی گذاشته بود و یکی از حرفهای نسبتا پرتکرار من را همراه یک اصطلاح غیرعاریتی خودساختهام آورده بود. گفتم آیبک فکر کن اگه فقط یک درصد این احتمال وجود داشته باشه که این کامنت نتیجه خوندن چند تا از پستهای تو باشه و فقط همزمانی یک ایده مشترک تو ذهن دو تا آدم بیربط نباشه، همین یک درصد احتمال بهت شوق نوشتن نمیده؟ یک ایده چقدر میتونه از خودت دور بشه و به سفرهای دور و دراز بره و بعدها یک جایی از زبان یکی دیگه دوباره بشنویش. حرفهای ناآرام ذهنت را روی کاغذ یا توی یک پست مینویسی و با این کار تبدیلشون میکنی به واقعیت بیرونی و گاهی اون قدر تا جاهایی که فکرش را نمیکنی سیر میکنه که یک جایی که فکرش را نمیکنی دوباره ملاقاتش میکنی. تازه این پایان سفرش نیست.  

موافقین ۱۴ مخالفین ۱ ۹۸/۰۸/۰۵
آیبک

نظرات  (۱۲)

بی تعارف من همیشه اینجا را دوست دارم 

ففط تازگی ها تنبل شدم در کامنت گداشتن 

ولی توبنویس ..من نوشته هات را دوست دارم ...رشد و رویش داره 

پاسخ:
خوشحالم که این جا رو دوست داری

من نوشته های شما را می خوانم، 

پاسخ:
ممنونم که کامنت گذاشتی و اعلام کردی. باعث دلگریمه :)
۰۵ آبان ۹۸ ، ۱۹:۱۱ • عالیس •

دقیقا منم دوست دارم که دیگران بخونن نوشته‌هامو.

این چیزایی که گفتی درباره‌ی من هم صدق می‌کنه.هرچند که نمیشه تاثیر تنبل بودن مردم در خوندن یک متن بلند رو نادیده گرفت. خیلی‌ها کپشن پست و استوری اینستا رو هم نمی‌خونن. امیدوارم که بتونیم یه تکونی به وضعیت فعلی وبلاگستان بدیم.

:(

تو فضای مجازی

یا باید خیلی در نوشتن خوب باشید

یا خیلی در کامنت گذاشتن و توجه کردن

برای تاثیر گذاری همون شبکه‌های اجتماعی بهتره

۰۶ آبان ۹۸ ، ۰۸:۱۹ بلاگر کبیر ^_^

آیبک من اینستاتو آنفالو کردم چون نوشته ها عین همینجا بود و من ترجیح دادم از همینجا بخونمت.

ولی اینو بگم بهت همیشه دور آدم حسابی هایی که حرف حساب میرنن خلوته. مردم حال و حوصله ی حرفای درست حسابی رو ندارن انگار. 

من گاهی تعجب میکنم میبینم کل پست یه دوستی درباره مهمونی ها و منوی غذاش و قورمه پختن و تمیزی خونه و کیفیت هم آغوشی آخر شبش و چیزی که برای صبحانه ترجیحشه بخوره بوده ولی مثلا هشتاد و پنج تا کامنت هم پاشه :/

یا پیج های اینستا رو ببین... 

خلاصه که اوضاع خرابه خواهر. تو برای چهار نفر آدمی که به نوشته هات اهمیت میدن بنویس

پاسخ:
عه! متوجه نشدم آنفالو کردی :)) نه همیشه هم عین هم نیست. مخصوصا استوری ها
۰۶ آبان ۹۸ ، ۱۶:۲۸ ام اسی خوشبخت

این روزها آدم ها کمتر حوصله خوندن متن طولانی و جدی دارن, صبر و حوصله بشریت کلا کم شده و خب یکی از دلایلش شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام هست که متن های کوتاه رو بین مردم رواج دادن. کانال های مرتبط با کتاب اکثرا چند هزار نفر عضو دارن که یکی دو خط از یک کتاب مینویسند اما اکثریت اعضای همین کانال ها کتاب نمیخونن!

اما بقول شما همون یک درصد هم ارزشش رو داره :)

پاسخ:
من نمی تونم ایراد بگیرم چون خودم هم حوصله متن های بلندو ندارم مگر این که شروعش واسم جذاب باشه و بتونه منو با خودش بکشه و ببره
۲۱ آبان ۹۸ ، ۱۲:۰۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

ما ساکت هم که باشیم ولی هستیم:-)

 

سلام

امروز خیلی اتفاقی به وبلاگتان سر زدم و چند تا از پست ها تون رو خوندم و انقدر برام جذاب بود که به خودم قول دادم هر روز اینجا رو چک کنم تا مطالب جدیدتان را بخونم. موفق باشید :)

پاسخ:
سلام. تبلیغاتی بود؟

خیر در وبلاگ های بروز شده

پاسخ:
خب پس خوش اومدی :))

در مورد اون میل به خونده شدن، حس شما رو مقایسه میکنم با وقتی که خودم وب ورزشی داشتم و همینقدر دوست داشتم خونده بشم و چقدر ذوق میکردم وقتی میدیدم یک مقاله یا ترجمه ی بلاگ ورزشی خودم حتی بدون منبع جاهای دیگه منتشر شده. ولی مشکل این بود که منم اصول کاری و درستی چهارچوب مقالات خودم برام از انگولک کردن هیجانات مخاطبینم مهمتر بود. آیبک نوشت هم همیشه روندش همین بوده. قوت و قوام و کیفیت مطالبش از ذائقه مخاطبین مهمتره پس خیلی هم این پرمخاطب نبودن به قیمت کیفیت بالای انتقال افکار نویسنده عجیب نیست.

از منظر شخصی خودم؛ آیبک برای من جایگاه یه معلم داره و با پرسه زدن توی آیبکنوشت اندیشیدن رو تمرین میکنم و این ویژگی این معلم عالی بوده که همیشه اصرار به اندیشیدن مخاطبینش داره نه نه اصرار به القای یه اندیشه ی خاص. برای همینم هست من همیشه قفلی میزنم روی وبهایی که اکثرا هم با نظراتشون مخالفم در گذشته آقای همکار و بدمست و حالا آیبک. مقایسه ی مطالب این وبها مد نظرم نیست اصلا. صرفا اشتراک نویسنده ها هز نظر دعوت مخاطب به ورزش ذهنی مد نظرمه.

راستی اصطلاحی که من از اینجا یادگرفتم اینه:  پروین بغچه نیست من بیارمش بخواد خودش میاد :)) همیشه به شهرزاد میگم به قول مرشدِ آیبک پروین بغچه نیست.. :))

پاسخ:
ممنون از این همه تعریف و تشویق و انگیزه ای که بهم دادی :)
مرشد اینجا، مرشد اونجا، مرشد همه جا :))

همیشه بنویس

به خوندن هرازگاهیه اینجا علاقه دارم 

ناهید. 

پاسخ:
ناهید هم استانی؟؟!

آره همون ناهیدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی