کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آیبک در اینستاگرام: aybaknevesht

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۳۹ ق.ظ

حساسیت اجتماعی

بهش میگم دیدی چند تا از خدمههای جدید چقدر کم سن و سالاند؟ میگه نه متوجه نشدم. پول میگیرند دیگه. اینجا محیط زنانه است امنیت دارند. خیلی بهتر از کار کردن خونهی مردمه.

جوابش واسم جالب بود. هم از این نظر که چقدر زود جنبههای مثبت قضیه را پیدا کرد. هم این که فکر نمیکردم واکنش به کار کردن دخترهای نوجوان، اون هم شستن سرویسهای بهداشتی این باشه. البته منی هم که توجه کرده بودم واکنش موثری نشان ندادم اما فکر میکنم اگه از یک ساختمان سیصد نفره دویست نفر به اطرافشون حساسیت بیشتری نشان میدادند وضعیت این نمیشد.

شما به حساسیت اجتماعیتون چه نمرهای میدید؟ من توجه و حساسیتم نسبت به اطرافم را بالاتر از سطح میانگین جامعه (که به نظرم خیلی پایینه) ارزیابی میکنم. مثلا دیروز طبق معمول مانیتورهای کوچیک توی مترو داشتند انیمیشنهای کوتاه آموزشی دربارهی آداب استفاده از مترو نشان میدادند. تو جفت انیمیشنی که دیدم از کلیشههای جنسیتی برای دادن چاشنی طنز به موضوع استفاده شده بود. اولی این که پدرها بچهداری و مراقبت از فرزندانشون را بلد نیستند، دومی هم این که زنها ترسو هستند و زود غش میکنند.

من پدرهایی را دیدم که بیشتر از همسرشون به سلامت جسمی و روحی فرزندشون اهمیت میدادند. گیرم که آمار پدرهای نابلد بالاتر از مادرهای این چنینیه. راهش بازنمایش و بازتولید این کمبوده؟ راهش طنز ساختن و عادیسازیه؟ ما طنز هشداردهنده هم داریم که نسبت به یک ضعف اجتماعی حساسیت ایجاد میکنه و میخواهد ارزشهای سالمتری بسازه اما اینی که از در و دیوارهای ما میریزه بازتولید کلیشههای مریضه. تو این مورد انگار القا میکنند که بخشی از مرد بودن این حواسپرتی و بیتوجهی به فرزنده. آقایون، لطفا یکم به توهینهایی که بهتون میشه حساس باشید!

دربارهی کلیشهی ترسو و غشی بودن زنها هم که چیزی ندارم بگم. فقط این که بیاید کلا کمی بیشتر حساس باشیم. ناخودآگاهمون را ندیم دست هر بیسرو پایی که هر جور دلش خواست بهش شکل بده.

موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۹۸/۰۸/۲۷
آیبک

نظرات  (۴)

۲۷ آبان ۹۸ ، ۱۱:۴۶ سورمه بانو

مساله به طور کلی حساسیت و تفکر انتقادیه. دلیل کمبودش از نظر من سیستم آموزشیه. ما یاد نگرفتیم به هر پدیده‌ای با شک نگاه کنیم. به ما اجازه فکر کردن و سوال پرسیدن و اعتراض کردن کمتر داده شده و البته همدلی هم پایینه. همدلی عنصریه که باعث می شه من خودم رو جای آدمها بذارم و مشکلاتشون رو بفهمم.

پاسخ:
تفکر انتقادی، لفظ دقیقش همینه

کلیپهای مترو واقعا افتضاحن. چه از نظر محتوایی، چه ساختاری. انگار چندتا نوجوون بی‌تجربه و کم سن می‌سازنشون.

تنها موردی که به نظرم بینشون خوبه، یه مورد آموزش زبان اشاره‌س که حالا شاید همونجا یادش هم نگیری، اما با توجه به شرایط مترو که نباید صدا داشته باشه و اینا، استفادهٔ خوبی‌ه.

 

درمورد اون دخترها هم، حالا سوای این قضیه، دختر نوجوونی که خانواده‌ش نیاز مالی دارن، واقعا باید بره کجا کار کنه؟ اگه کشور نرمالی داشتیم، احتمالا یه موسساتی براشون در نظر گرفته می‌شد، یا یه سری مشاغل خاص مثلا...

پاسخ:
اون آموزش زبان اشاره رو ندیدم.
درستش اینه که اونا اون ساعت سر کلاس درسشون باشند

حالا جدای از بحث کلی ولی ماها ترمک که بودیم تنها کسی که توی سالن تشریح با دیدن جسد غش کرد یک پسر بود،تنها کسی که توی آزمایشگاه فیزیولوژی موقع خونگیری غش کرد پسر بود و توی اتاق عمل بیمارستان زنان تنها کسی که با دیدن عمل سزارین غش کرد بازم پسر بود:))))

پاسخ:
:)))) پیش میاد دیگه!
۲۸ آبان ۹۸ ، ۰۸:۰۹ ام اسی خوشبخت

جامعه به آدم هایی مثل ما میگه منفی نگر, ناامید و کلی برچسب دیگه! تا مجبورمون کنن مثل خودشون فکر کنیم, مثل خودشون عمل کنیم, مثل خودشون بی تفاوت باشیم. چیزی به اسم تفکر انتقادی اینجا جایگاهی نداره!

پاسخ:
دقیقا مدام برچسب می خوریم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی