کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آیبک در اینستاگرام: aybaknevesht

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
يكشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۲:۲۱ ق.ظ

همدلی

یکی از علایق من مطالعه و پژوهش درباره ادیان و آیین‌های مختلفه، منظورم هم از مطالعه جدی‌تر از صرف یک کنجکاوی کوتاه مدته. همیشه هم با پیروان همه‌ی ادیان از ابتدایی و باستانی بگیر تا نوظهور و جدید هم‌دلی داشتم، به جز دو مورد: نیاکان پرستی و یهودیت.

نیاکان پرستی شکلی از دین‌ورزیه که معمولا خالق و پروردگار در اون موضوعیت نداره و پیروان هم هر وقت حاجت یا درد‌دلی داشته باشند به نیاکان از دست رفتشون رو میارن و از اون‌ها کمک می‌خوان. من عزیزی را از دست نداده بودم و برام قابل درک نبود که چطور میشه امید بست به فرض به وجودی که تا همین چند وقت پیش روی زمین و به اندازه خود ما ضعیف بوده و حالا جسمش پوسیده و به اصطلاح ما دستش از قبل هم از دنیا کوتاه‌تره! تا این که مرشد فوت شد و به خودم اومدم و دیدم دارم حرف‌هامو به مرشد می‌زنم و خواسته‌هامو به اون میگم و گوش شیطون کر چقدر خوب هم حاجت میده :))

یهودیت از این هم واسم نچسب‌تر بود. عهدعتیق را می‌گشتم دنبال یک حرف حساب و در عجب بودم که این یهودی‌ها دلشون واقعا به چی خوشه. تا این که با یک فیلسوف و متاله یهودی قرن بیستمی آشنا شدم. با فرشته دربارش صحبت کردم و کلی ازش ایراد گرفتم و غر زدم که آخه مگه از تو یهودیت حرف حساب برای قرن بیست و یکم درمیاد. فرشته هم کلی حال کرد باهام که عجب شاگرد جسوری گیرش اومده و چه نگاه انتقادی داره و بی‌پروا به چالش می‌کشه! از آشنایی من با این فیلسوف چند ماه گذشت و به واسطه‌اش با چند تا متفکر یهودی دیگه هم آشنا شدم و کمی حواسم جمع شد و تا حدودی فهمیدم با کیا طرفم اما هنوز باهاش همدلی احساس نمی‌کردم. تا این که چند شب پیش تو یکی از آثار تفسیریش از عهد عتیق به عبارتی رسیدم که انگار واسه من اونجا بود، ده بار خوندمش و باهاش زار زدم!(منم گونه‌ای‌ام واسه خودم). فکر می‌کنم حالا دیگه می‌تونیم با هم دوست باشیم :))

پیام اخلاقی این که ما مرکز دنیا نیستیم و شاید این دنیا اصلا مرکزی نداره.

موافقین ۱۶ مخالفین ۱ ۹۹/۰۲/۲۱
آیبک

نظرات  (۳)

الان جا داشت اون عبارت رو‌ می‌نوشتین برامون:)

پاسخ:
ننوشتم چون می دونم به کارتون نمیاد. باید پیش زمینه اش وجود داشته باشه. گذشته از پیش زمینه ی روحی و چالش های شخصی باید بدونی کجا و چرا نویسنده اینو میگه و داره به چی و کی جواب میده.
حالا واسه این که نشون بدم اصراری هم به نگفتنش ندارم میگم :))
"God is perhaps nothing but this permanent refusal of a history that would come to terms with our private tears"

سلام

میدونى من چندتا سوال دارم و واقعا نمیدونم اینجا جاش هست که بپرسم یا نه. حالا من میپرسم، اگه دوست داشتى و  وقت و حوصله ش رو داشتى خوشحال میشم کمکم کنى :)

سوالم اینه که من اگه بخوام راجع به یه دینى، یا به طور کلى ادیان مطالعه کنم، از کجا باید شروع کنم؟ چطور منابع خوب و معتبر در موردشون پیدا کنم؟ 

راستش من الان میخوام بخونم دین چیه؟ چرا آدما میرن سراغ دین و چه ادیانى در دنیا وجود داره، آیا کتابى هست که اطلاعات رو به صورت کلى بهم بده؟

 ممنونم 

پاسخ:
سلام
درباره این که دین چیه و چرا آدم ها میرن سراغش فکر می کنم کتاب "هفت نظریه در باب دین" از دانیل پالس کتاب خوبی باشه.
عمر ما برای شناخت علمی همه ادیان جهان قد نمیده اما اگه درباره دین خاصی یا اطلاعاتی کلی درباره ی ادیان بزرگ جهان کنجکاوی می تونم بهت کتاب معرفی کنم.
اگه خواستی می تونی ایمیلتو بگذاری واسم، شاید در آینده ی دور یک حرکتی زدم و اون موقع بتونم از طریق ایمیل خبرت کنم :))
یه سری حرف مبهم زدی که فقط خودت میدونی اخرش میگی ما مرکز عالم نیستیم؟ 
متفکر یهود ، نیاکان پرست ، کنجکاوی درمورد دین ها؟
مطالعه عهد عتیق و تصمیم درمورد یهودیت مثل اینه که نطق ها و کتابای سواگارت و جیم باکر یا حسن آقامیری و پناهیان رو گوش بدیم و بخونیم و بعد در مورد مسیحیت و اسلام نظر بدیم! 
خب یک اسم کتابی یا ادم بگو . کدوم متفکر یهود؟ کدوم اثار تفسیری؟ کدوم عبارت؟ شوخی میکنی با نوشتن این متن ها؟!
پاسخ:
نوشتن تو وبلاگ دلایل متفاوتی داره، یکیش هم می تونه شوخی باشه!
تصمیمی درباره ی یهودیت گرفتم؟
خدایی با چه منطقی مطالعه ی عهد عتیق رو به گوش دادن به حرف های این آدم ها تشبیه کردی؟! :))
Emmanuel Levinas
Franz Rosenzweig
Nine Talmudic readings
difficult Freedom
Beyond the verse
برای مثال
اینم اون عبارت:
God is perhaps nothing but this permanent refusal of a history that would come to terms with our private tears"
به نسرین هم گفتم، بعید می دونم به کارتون بیاد
God is perhaps nothing but this permanent refusal of a history that would come to terms with our private tears"

برگرفته شده از aybaknevesht.blog.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی