کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها

هیچ صنفی به اندازه ی راننده های تاکسی به تنهایی نشان دهنده ی درون و بیرون تمامی مردم سرزمینم نیست. راننده تاکسی ها حاوی روح و منش فشرده ی ما ایرانی ها هستند. شاید چون فرم مخصوصی ندارن. من راننده تاکسی با زیرپوش و پیژامه و دم پایی هم دیدم. شاید هم چون از اقتضائات شغلشان گرفتن ژست خاصی نیست. راننده پشت یک میز نیست و تو طرف دیگه اش نایستادی. همه کنار هم توی تاکسی می شینیم و برای مدتی جایگاه و مسیر و مقصد یکسانی داریم. از طرفی با یک راننده تاکسی خیلی بیش تر از مثلا گرفتن نان از یک نانوا وقت میگذرونی و گاهی محکومی به این که تا آخر مسیر بهش گوش بدی.

از علل احتمالی که بگذریم می رسیم به دلایل. موارد زیر فقط دو نمونه از تجربیات من در برخورد با راننده تاکسی هاست.

1.مسافر یک تاکسی هستم. تاکسی دیگه ای می پیچه جلوی ما تا مسافری را بقاپه. راننده میگه: می بینی؟ از همه یک مشت گشنه ساختن.

وقت پیاده شدن همین راننده می خواست کرایه ی مسیر نهایت ششصد تومانی رو از من هزار بگیره. خواستم وقت پیاده شدن بگم از یک عده هم دزد ساختن که جرئت نکردم. فکر کردم احتمالا دزدی نداریم که دست و پا و دهن هرز نداشته باشه.

جز اینه که متهم کردن دیگران و ندیدن عیوب خود از ویژگی های بارز ماست؟

2.مسافرهای یک تاکسی خطی یک مسیر پرترافیک طولانی هستیم. راننده تقریبا تمام مسیر در بی کفایتی و بدجنسی حکومت می گه. نزدیک به پایان مسیر یکی حوصله به خرج میده و می گه. کرایه تاکسی ها رو هم هی می برن بالا مگه ما چقدر درامد داریم. راننده فوری میگه نه آقا! ملت خیلی خوب هم پول دارن.

جز اینه که به وقتش  نه از ملت و نه از حکومت بودن از خصوصیات بارز ماست؟

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۲۵
آیبک

اون بالا که نوشته مرکز مدیریت، دوسش دارم. انگار تو پایگاه فضایی ناسا نشستم.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۸
آیبک

پیش دکتر میم بودم. دخترش تماس گرفت که دارم یک سفر با دوست ها می رم دوبی. دکتر میم هم گفت چه فکر خوبی! پول لازم نداری دخترم؟


هم کلاس دوران دانشگاهم تو اینستاگرام  عکس از سفر ایتالیاش گذاشته، با خواهرش کنار دریا با بیکینی. مامانش هم کامنت گذاشته و قربون صدقه اشان رفته.


موندم این هایی که برای سفرهاشان حامی مالی گردن کلفت دارن و دلهره ی خالی شدن جیبشان را ندارن، این ها که نیازی به پنهان کاری نمی بینن، خانواده می دونه کجا می رن و چی کار می کنن، این ها اصلا می فهمن هیجان سفر یعنی چی؟


فراموش نکنین از ملزومات یک سفر هیجان انگیز جیب خالی و خانواده ی گیره!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۵۱
آیبک
یک پدرهایی هستن که بعد رفتنشان تنها بحرانی که ممکنه خانواده دچارش بشه بحران مالیه.

یک مادرهایی هم هستن که با رفتنشان شاید فقط خانواده را دچار سوتغذیه کنن.

اینا از همون اول هم نباید پدر و مادر می شدن.
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۶
آیبک