کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

هیچ وقت مطمین نمیشی اصلی ترین و واقعی ترین اهداف و خواسته هات در زندگی چیه تا وقتی که به کسی یا چیزی حسادت می کنی.


۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۲
آیبک

می گن به بچه ها یاد بدید که "آدم ها بد نیستند، آدم ها کارهای بد می کنند".

 اگه بچه ها در کنارش یاد نگیرن که "آدم ها خوب نیستند، آدم ها کارهای خوب می کنند" تربیت ما ناقصه و مشتی ساده لوح تربیت کردیم.

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۳
آیبک

یکی از بدترین انواع فقر، فقر همراه با سوسولیته. مثلا نگرانی که کرم ضدآفتابت پیش از واریز حقوق آخر ماهت تموم بشه، از یک جایی به بعد از شامپوت قطره چکانی استفاده می کنی، با داروخونه چی بیهوده چونه می زنی که بهت یک چشم پاک کن باکیفیت اما ارزون بده...

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۰۸ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۶
آیبک

آدمیزاد می تونه خیلی غیرقابل پیش بینی باشه اما اغلب مثل یک معادله است اگه بلد باشی از معلوم ها به مجهول ها می رسی و از خود سوژه هم بهتر می شناسیش. با این نگاه همه واست تبدیل به موردی برای مطالعه میشن تا موفق به کشف راه حل معادله بشی.

مثلا مدتی هست که من مشغول مطالعه روی گونه ای از آدمیزاد هستم که از هر فرصتی برای اسکی رفتن رو عن بزرگان استفاده می کنه. مثلا میگه:" کیارستمی خیلی از وضعیت سینمای ایران شاکیه. تو دورهمی دیشب می گفت." به طور نامحسوس یعنی ما با کیارستمی اینا هم پیاله و نداریم. یا "فلانی، بزرگ ترین تاجر فرش ایران رفیق فابریک بابامه" کلا اینا از خودشون چیزی ندارن. باید مثل زالو به یکی بچسبن تا هویت پیدا کنن. گونه ی جالبیه، هرچند اصلا نادر نیست.

۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۴
آیبک
جایی خوندم که دو تا پ.و.ر.ن استار به نام  بعد سه سال آشنایی و نامزدی و اینا قصد دارن که ازدواج کنن. گفتم بگم شما هم در جریان باشین.
آقاهه شرط گذاشته که خانوم نباید دیگه با مردهای دیگه پرفورم داشته باشه. خانومه رو سر دو راهی انتخاب میان عشقش و کارش که کلی واسش زحمت کشیده گذاشته. مرد است دیگر، غیرتی است دیگر.
البته آقاهه هم چنان به هنرش ادامه می ده. مرد است دیگر. خرج زندگی بر دوشش است دیگر.
۱۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۱ ۰۵ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۱
آیبک

می خواستم از دوست پزشکم که داره تخصص هم می خونه بنویسم. از این که یک روز یک پیامی فرستاد و خدمات آرایشی را با ویزیت های پزشکان مقایسه کرد و با حساب دود چراغ هایی که خورده بود و شب هایی که کشیک ایستاده بود، این طور نتیجه گرفت که بیچاره ما پزشک ها با این ویزیت های مفتمون.

خواستم بیام این جا این طور تخلیه ی خشم کنم که آخه ابله!  با کجای مغز نداشته ات به این نتیجه رسیدی که شغلی که بابتش قسم خوردی رو با خدمات لوکسی مثل آرایشگری مقایسه کنی؟! ...و خیلی حرف های دیگه.

اما از وقتی عکس ها و سلفی های یک عده دانشجوی پزشکی رو با جسد و قلب و چشم ملت دیدم فقط عاجزانه از خداوند می خوام که ما رو محتاج این بندگان آدم خوارش نکنه.

۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۳۰
آیبک

نویسنده ها، مترجم ها و مدرس ها همه یک یا چند واژه ی محبوب یا تکیه کلام دارن. مثلا ما یک استادی داشتیم که نود درصد جملاتش با "گویی" شروع می شد یکی دیگه بود اصلا انگار با عبارت "به مثابه ی" عشقبازی می کرد. نویسنده ای میشناسم که به گمان من "تناوردگی" واژه ی محبوبشه. تکیه کلام مرشد ما هم "گه" هست :|

حالا از وقتی تکالیفم رو فرستادم جرءت نمی کنم ایمیلمو باز کنم. می ترسم در جواب ایمیل مشق هام که این بار خیلی حساس بود و ارزیابی مرشد واسم مهم، نوشته باشه:

بسیار گه بود. دوستدارت مرشد

۱۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۵۰
آیبک

همانا زبان عاجز است از شرح ژرفای حس سبکبالی وقت ترک آخرین جلسه ی امتحان خرداد ماه. 

حالا من به لطف تکالیفی که مرشد به دوشم می گذاره هر چند هفته یک بار این حس را وقت فشردن گزینه ی سند ایمیل تجربه می کنم به یاد دوران مدرسه.

هر روز صبح به امید تمام شدن این تکالیف بیدار میشم. به امید روزی که صبح از خواب بیداربشم و میل و کاموام را دست بگیرم. موسیقی گوش بدم و ببافم. تلویزیون تماشا کنم و ببافم. فنجان چایم کنارم باشه و ببافم. رویا ببافم و ببافم.

از هنر عاشق بافتنم.

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۴ ، ۱۵:۲۶
آیبک

بچه بود که ازدواج کرد. چند سال بعدش هم جدا شد. حالا بعد ده سال فکر می کرد مرد زندگی اش را پیدا کرده. چند ماه با هم رفت و آمد کرده بودند. پیش مشاور رفته بودند. سبک و سنگین کرده بودند. همه چیز خوب بود تا این که بحث مهریه پیش آمد. آقای خواستگار گفت مهریه خط قرمز من است و بیش تر از چهارده تا سکه امکان ندارد. زن گفت قبول اما اعتماد پدر فقط با مهریه بالا جلب می شد. 

گفتم آخه مگه زندگی قبلیتو مهریه ی بالا نجات داد؟ گفت نه اما این اصرارش به مهریه پایین بابامو نگران کرده. با هر مرد دیگه ای هم که صحبت کردم همه گفتن اصلا قبول نکن، این میزان مهریه یعنی هروقت نخواستمت بری گمشی!! شما زن ها ما مردها رو نمیشناسین...

این اولین بار نیست که می بینم مردها خودشان را عوضی معرفی می کنند پیش تر بارها و بارها دیدم و شنیدم. پرسشی که پیش میآید این است که آیا مردها واقعا این قدر که خودشان اصرار دارند، عوضی هستند؟ یا دوست دارند عوضی به نظر برسند؟ قبل ترها نظر خودم این بود که مردها دوست دارند عوضی به نظر برسند و این برایشان مایه ی افتخار است اما حالا فکر می کنم این مفتخر به عوضی بودن خود نشان از عوضیت است.

 برای عوضی بودن فقط کافیست اراده کنی. حالا در چیزی که همه از پسش برمی آیند چه افتخاریست، دیگه الله اعلم.

نظر نهایی من این است که آدم ها با عوضی معرفی کردن خودشان از خودشان سلب مسیولیت می کنند.


۱۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۴ ، ۲۳:۵۶
آیبک

روایت داریم که هر کس در این دنیا به گمان خود زرنگی کرده و گل وسط هندوانه را تنها بخورد، در آن دنیا فقط ته خیار نصیبش می شود. 

۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۰۲:۰۴
آیبک