کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها

۱۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

با تو خیلی خوش می گذشت. خیلی چیزها دارم که از اون روزها تعریف کنم اما فوبیای از تو نوشتن دارم. چون هر وقت می خوام از تو بنویسم یادم میاد وقتی با هم بیرون می رفتیم از هر ده نفری که از کنارمون رد می شدن  با شش نفر احوال پرسی می کردی! همچین روابط عمومی این احتمال رو ایجاد می کنه که از میون خواننده های این جا هم چند نفر تو رو بشناسن!
هرچند به امید پیدا کردن مردی باشعورتر و خوش اخلاق تر ترکت کردم  اما مطمئنم باحال تر از تو هم دیگه پیدا نمیشه.
این بود نهایت عاشقانه نویسی من.
۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۲۲
آیبک

توی این موج و هیاهوی مچ گیری بلاگرهای دزد من هم رفتم بخش مالکیت معنوی وبلاگم را بررسی کردم و دیدم شکر خدا از بس چرت می نویسم مصونم از این دزدی ها. فقط یکی عکس پروفایلم را کپی کرده بود.

من علاقه ی خاصی به عکس گرفتن از پاهام دارم. امروز خواستم یک عکس از پاهام با ناخن های لاک زده کنار دریا تو اینستاگرام بگذارم. اما وقتی هشتگ مربوطه را جستجو کردم دیدم یا خدا! فیتیش پا! و به کل منصرف شدم.

حالا اومدم از اونی که عکس پاهای منو کپی کرده عاجزانه بخوام که جون عزیزش دیگه با پاهای من نزنه!



۱۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۰
آیبک

یک عده آدم هستند که پیش از این که آزاردهنده و رو اعصاب دونده باشند به شدت مایه ی تعجب اند. مثل این هایی که بدون دانستن نظرت درباره ی ازدواج یا کمترین آشنایی با معیارهات با پشتکاری خستگی ناپذیر واست دنبال همسراند. خدا قوت اسکل!

۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۴۴
آیبک

خواستم بنویسم هیچ چیز دردناک تر از دیدن گریه ی بچه ها نیست اما یادم اومد بچه ها گاهی گریه می کنن واسه داشتن چیزی که به صلاحشون نیست، به خاطر جدا شدن از چیزی که واسشون خطرناک بوده یا درد واکسنی که حیاتی بوده. تماشای هیچ کدوم از این گریه ها لااقل برای من دردناک نیست.

اما هنوز نتونستم چیزی جگرسوزتر از گریه ی بچه ای که از ترس گریه می کنه پیدا کنم.

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۳۱
آیبک

خواهرزاده ی یک ساله ام دیشب خونه ی ما خوابید، توی اتاق من. وقتی بعد از جمع و جور کردن ظرف های شام برگشتم اتاق و چشمم بهش افتاد یک لحظه قلبم قفل شد. به حالت اون پسربچه ی سوری غرق شده کنار ساحل خوابیده بود...

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۳۰
آیبک


سمفونی کتری و قوری در نیمه  های شب... دل انگیز و پرخاطره...


۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۳۱
آیبک

در رویاهایم، زنیست که برای خودش غذاهای گیاهی می پزد و لازم نمی بیند سلیقه ی هیچ بنی بشری و مخصوصا این گوشت خوارها را لحاظ کند.

۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۳۳
آیبک

همیشه در استفاده از "دوستت دارم" حساس و محتاط بودم و هستم. معتقدم به زبان آوردنش مسئولیت بزرگی رو دوش آدم می گذاره.

مدت ها از خودم می پرسیدم آیا واقعا دوسش داشتی؟ تو هم یک زمانی عاشق بودی؟ بعد دیدن " a short film about love" به این نتیجه رسیدم که اگه عاشقی یعنی دوست داشتن بی توقع و بی هیچ انتظاری، پس من یک عاشق تمام عیار بودم اما خیلی فروتنانه انکارش می کردم.

اما انگار این احتیاط امثال من در به زبان آوردن "دوستت دارم" میدان رو برای یک عده زبان نفهم و پرمدعا و خودخواه باز گذاشته تا هر جایی به کار ببرنش و بعد هم قطار قطار توقعی که پشت سرش میاد.

 

۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۳۹
آیبک

من واقعا تعجب می کنم وقتی میبینم هنوز مردهایی هستن که مانع حضور همسرانشان در جامعه میشن. باور همچین ظلمی اون هم در قرن بیست و یکم واقعا سخته! آخه برادر من چرا به خودت ظلم می کنی؟ یعنی شما با این همه تحصیلات هنوز نمی دونی که زن ها وقتی وارد اجتماع میشن این فرصتو پیدا می کنن که پای درد دل همدیگه بشینن و بفهمن که مردها همه یک گیر و گوری دارن؟ تازه بعضی ها خدا رو هم شکر می کنن بابت این شوهر که لااقل فلان جور نیس! بعد میان خونه واست قرمه سبزی هم می پزن. کانون خونواده گرم میشه. شما هم به آرامش می رسی. باور کن!

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۳۹
آیبک

امروز روز خاصی بود. چون از معدود روزهایی بود که روز خاصی نبود. 

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۲۸
آیبک