کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها

۷ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

مصاحبه ی رشیدپور با سحر قریشی برای طنزپردازها موضوعی برای طنزپردازی دست و پا کرده و یک عده ی همیشه متاسف هم بهانه ای برای تاسف برای سینمای کشور پیدا کردند. 

به نظر من هر سینمایی ازین بازیگرهای درجه چندم داره و این که این آدم معلومات عمومی پایینی داره هم اصلا جای تعجب نیست. همیشه هم تو فیلم ها و سریال هایی بازی کرده که در حد و اندازه ی خودش بودند. به خاطر همچین بازیگرهایی نمیشه برای کل سینمای کشور متاسف شد.

علاوه بر این من به شخصه نمی تونم به حرف های این آدم و طنزهایی که دربارش نوشته شده بخندم. بهش انتقاد شده که بزرگ ترین شخصیت های حرفه و تخصص خودش را هم نمیشناسه، ولی خب مگه من خودم با شخصیت های برجسته تخصص خودم آشنام و بنیادی ترین اندیشه های رشته و شغلم را میشناسم؟ واقعیت اینه که من از تقریبا دو سال پیش که کلاس هام را با مرشد شروع کردم هر روز بیش تر فهمیدم چقدر بی سوادم. تلخ تر از اون این که فهمیدم چقدر اساتیدمون از مهم ترین نظریه ها و روش ها و اندیشه های رشته ای که تدریسش می کنند و دربارش می نویسند بی خبرند. نمی تونین تصور کنین چقدر کتاب تو کتابخونه ام دارم که زمانی نویسنده هاشون را متخصص می دونستم اما حالا واسم تبدیل به آینه ی دق شدن و حسرت پولی را می خورم که بابت خریدنشون دادم. چون فهمیدم چقدر سطحی نوشته شدند و می تونم قسم بخورم صاحبان این آثار متن اصلی حتی یک کتاب کلاسیک مرتبط با رشته اشون را کامل نخوندند. 

به نظر من سحر قریشی همون جاییه در سینمای ایران که باید باشه. همون احترامی را داره که باید داشته باشه و همون نوع طرفدارانی که لایقشه. اما اساتید و روشنفکران و اهل قلم و فارغ التحصیلان دانشگاه هامون چه طور؟ شمایی که بهش خندیدی چه طور؟

۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۲ ۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۷:۲۸
آیبک
زیاد اهل تماشای فیلم و سریال یا به قولی فیلم باز نیستم. فیلم های معروف زیادی هستند که از ندیدنشون شرمنده ام. قبلا هم گفتم که معمولا حتی نمی تونم دلیل لذت بردنم از تماشای یک فیلم یا خوندن یک کتاب را به زبان ساده توضیح بدم، چه برسه به این که چیزی شبیه نقد بنویسم. هیچ وقت مطمئن نیستم که ایا برداشتم از فیلم درست یا نزدیک به منظور فیلم ساز بوده یا نه. معمولا هم دیالوگ ها و صحنه هایی از فیلم نظرم را جلب و ذهنم را درگیر می کنه که مورد توجه هیچ منتقد کار درستی قرار نگرفته. اما خب هیچ کدوم از این ها باعث نمی شه که اون قدر اعتماد به نفسم را از دست بدم تا نظر خودم واسم محترم نباشه!
دیشب "Birdman" را دیدم. تمام روز بدون این که از موضوع فیلم چیزی بدونم به این فکر کرده بودم که چقدر از معمولی بودن خسته و از این در همه چیز متوسط بودن بیزارم. حتی به این نتیجه رسیده بودم که کاش لااقل در یک چیزهایی ضعیف بودم. مثلا فکر کن تنبل کلاس بودن همچین هم بد نیست. یک جورهایی خاص هستی و لااقل در انبوه متوسط ها گم نمی شی و فردیتت در توده از دست نمیره. درد Rigan هم همین بود. نمی خواست وقتی که می میره به حجم بی شکلی از لاشه های تلنبار شده ی بی هویت بپیونده. مثل وقتی که میگن "در حادثه ی سقوط هواپیما فلانی و 200 مسافر دیگر کشته شدند". ریگان می خواست اون فلانی باشه، نه یکی از 200 نفر، مثل من.

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۴ ، ۰۱:۴۶
آیبک

دوست پسر سابقم به نجوم علاقه داشت. یک چیزهایی هم سرش میشد. گاهی دعوتش می کردن برای سخنرانی. یک بار یکی از سخنرانی هاشو این جور شروع کرد:" می ترسم از آینده ی کشوری که بچه هاش دوست ندارن درباره ی دایناسورها بدونن و نمی خوان فضانورد بشن".

معلم ادبیات باحالی داشتیم. یک روز وقتی از یکی از بچه ها شنید که می خواد معلم بشه گفت:"من می خواستم دانشمند معروفی بشم و شدم این، دیگه شما که...".

این چندمین باره که از چند تا پسربچه ی ده تا چهارده ساله می پرسم می خواید چه کاره بشید و همه به جز یکی گفتن دکتر. اون یکی می خواست فضانورد بشه. چند سال استرالیا زندگی کرده بود.

این بار از دخترهای سیزده تا شونزده ساله پرسیدم ماجراجویی و سفرهای هیجان انگیز دوست دارین؟ لب ها از دو طرف آویزون شد. گفتن خونواده هامون اجازه نمیدن. اون یکی گفت اصلا تو ایران چه کار هیجان انگیزی میشه کرد؟ نمی دونم زیادی واقع بین بودن یا که چی؟

راستش من هم نگران آینده ی مملکتی ام که بچه هاش نمی تونن بزرگ آرزو کنن.

۱۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۴ ، ۲۲:۱۸
آیبک

هر زمان در هر جای دنیا، در مرکز خریدی حمله ی تروریستی اتفاق بیفتد، دست کم یک ایرانی جز قربانیان خواهد بود.

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۴ ، ۰۱:۰۳
آیبک


داره تو آشپزخونه چایی دم می کنه. کنار پنجره ایستادم، به ابرهای ضخیم تیره نگاه می کنم و احتمال بارش تا یک ساعت آینده را تخمین می زنم.

صداش از میان تلق و جیرینگ ظرف ها میاد (غیر از نوشتن هر کار دیگه ای را به شلخته ترین طرز ممکن انجام می ده): "دیدی میرن یک پیرمردی رو که عمر نوح داره از تو یک دهات پیدا می کنن و باهاش مصاحبه می کنن؟ طرف میگه من صد و بیست ساله از این دهات بیرون نیومدم و فقط انگور خوردم و... . این اصلا زندگی نکرده. فقط مثل یک گیاه زنده بوده".

دارم حساب می کنم با این معیار چند روز زندگی کردم.


*البته مرشد با این مثال داشت نکته ی درس اون روز را روشن می کرد. وگرنه تا حالا ندیدم شیوه ی زندگیش را به کسی دیکته کنه.

۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۴ ، ۱۸:۴۲
آیبک

شاید یک روز از مامان بنویسم. از این که چه آدم... بزرگیه، آره بزرگ صفت مناسبیه. یکی از خصوصیت های جالب مامان که از خونواده ی مادریش به ارث برده، دوست بودن با مرگه. این خونواده جوری تو مهمانی ها درباره ی مرگ خود و اطرافیانشون صحبت می کنن که انگار دارن از فیلمی که شب پیش دیدن میگن. جوری عزیزانشون رو در مراسم کفن و دفن همراهی می کنن که انگار کاری از کارهای روزانه است. از جوانی کفن هاشون آماده است، با دقت تاشده تو صندوقچه ها و انگار بی صبرانه منتظرن که ازش استفاده کنن. مامان بزرگ معتقد بود صاحب عزا باید خوشرو باشه چون مهمان ها عزیزش رو نکشتن! و خودش واقعا این جور بود. مامان وقتی میگه مرگ یعنی آزاد شدن از قفس به حرفش ایمان داره. کاش به مامان شبیه تر بودم.

۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۴:۴۰
آیبک

برنامه ی صد زن امشب به نقش زنان کشورهای درحال توسعه در کشاورزی و تولید محصول و سهم اون ها در مالکیت زمین اختصاص داشت. آمار میگه بیش از 40 در صد کشاورزان زن هستن ولی درصدی کمتر از 20 نشاندهنده ی زنان مالک زمینه. و این تفاوت احتمالا به میزان زیادی به حقوق و عرفی برمیگرده که سهم الارث زنان را مشخص می کنه. از طرف دیگه بازده و تولید زمین هایی که صاحبان زن داشتند کمتر از زمین هایی با مالکان مرد بوده. بررسی ها نشون میده که این تفاوت ربطی به توانایی های زنان در اداره ی زمین نداره و به دسترسی اون ها به امکاناتی مثل آب و کود و ... مربوط میشه. پیش بینی شده که اگه شرایط یکسان با مردان برای زنان کشاورز فراهم بشه تولید بیش تر محصول گرسنگی و سوتغذیه در جهان را تا 17درصد کاهش میده و شکم حدود 150 میلیون گرسنه را سیر می کنه، یعنی چیزی حدود جمعیت روسیه!

اینه که میگیم "وقتی درباره ی حقوق زنان صحبت می کنیم، درباره ی حقوق بشر صحبت می کنیم. وقتی از بهبود شرایط زنان می گیم، درواقع از بهبود شرایط انسان ها می گیم."

ولی همچنان می شنویم که واژه ی "فمنیست" به عنوان فحش استفاده میشه و این یعنی "تو یک عقده ای و عصبی ضد مرد هستی"

 

۲۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۲ ۰۶ آذر ۹۴ ، ۱۹:۴۶
آیبک