کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

همیشه مخالف و معترض به ظلم باشیم، نه طرفدار مظلوم.

۶ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۱ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۰۴:۱۱
آیبک

یک تصمیماتی در زندگی هستند که نتیجه شان دست کم گاهی و در شرایطی آدم را دچار احساس حماقت می کند. مثل تصمیم به ادامه تحصیل وقتی بیکاری بی داد می کند، مثل ترک تحصیل وقتی موج به سمت ادامه تحصیل در حرکت است. مثل تصمیم به ازدواج وقتی هیچ زوج امیدوارکننده ای اطرافت نمی بینی یا مثل بچه دار شدن. اگر این احساس حماقت گاه و بی گاه باشد طبیعی است و نشانه ی داشتن ذهنی نقاد و البته که شک در درستی تصمیم سرآغاز ایمان به آن است. اما عده ای دچار احساس مدام حماقت هستند و گاهی هم از آن بی خبر. این ها همان هایی هستند که وقتی می گویی قصد ازدواج نداری، گویی ناگهان درگیر بحثی ناموسی می شوند و برای مجاب کردن تو به ازدواج کلی هم از خودشان مایه می گذارند. با این ها بحث نکنید. فقط برای بهبود زندگی مشترکشان دعا کنید. اما مثلا اگر متاهلی تا پیش از پرسیدن نظرش سکوت کرد و بعد هم به آرامی و کوتاه جواب داد یعنی با خودش و تصمیمش در صلح است. یا اگر دانشجویی در جواب شما که گفتید " آخر این همه درس خوندن چیه" لبخندی را بدرقه ی راهتان کرد تا فلان جایش، این یعنی این آدم آگاهانه تصمیم گرفته و شما باید کمتر دهانت را پیش نخبه ها باز کنی. نکته ی آخر این که اگر خود شما از آن دسته آدم هایی هستید که خیال می کنید در مقابل هر مخالفی باید برای اثبات درستی تصمیمتان تا پای مرگ بجنگید، تلاش کنید به احساس حماقت پنهان درونتان آگاه شوید و برای آن چاره جویی کنید.

۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۰
آیبک
داشتم شام می خوردم و به این فکر می کردم که عجب روزی بود. چه طور از شدت خوشحالی قلبم نایستاد؟ این همه خبر خوب کرور کرور؟چی کار کنم با این همه خوشی؟... که یهو دندونم شکست!
حالا این حس بدِ مدامِ توی دهنم هر لحظه بهم یادآوری می کنه که سپاسگزار خدایی باشم که حواسش هست بندگانش اور دوز نکنند.
۸ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۴:۱۵
آیبک

دیشب مهمان برنامه ی (اگر اشتباه نکنم) ورزش سه داورزنی رئیس فدراسیون والیبال بود. کاش همه این برنامه را می دیدیم، حرف های داورزنی را می شنیدیم و متوجه تفاوت های روشن یک مدیر موفق و تاثیرگذار با سایرین می شدیم.

 اولین روز ریاست، آقای داورزنی روی برد اتاقش شعاری می نویسد با این مضمون که " ما می توانیم چون می خواهیم" و اهداف فدراسیون را هم که یکی رفتن به المپیک بود زیر این شعار مشخص می کند.  در طول چند سال ریاست هم تمام تلاشش این بوده که به تمام افراد در تمام سطوح فدراسیون این را بقبولاند که ما می توانیم.اگر این برنامه را ندیدید لااقل رزومه آقای داورزنی را بخوانید وببینید تحصیلات و تجربه ی مرتبط با شغل یعنی چی و نتیجه اش می شود چی.

بعد از آخرین موفقیت تیم والیبال کشور علی کریمی در حساب اینستاگرامش نوشت:" کاش امثال داورزنی ها در ورزش ما بیش تر بشه...". من میگم کاش همه ما تلاش کنیم یک پا داورزنی بشیم.

۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۹
آیبک

به جای خواندن کتاب ها و مجلات موفقیت چند تا از آدم های به نظر خودم موفق اطرافم را شناسایی کردم و فهرستی از ویژگی های شخصیتی که احتمالا در موفقیتشان موثر بوده تهیه کردم. آدم هایی که به واسطه دوستی های چند ساله آن قدر می شناختمشان که بدانم نه هوش فوق العاده ای دارند و نه موقعیتی خاص. فهرست شامل ویژگی های مشترکی بود مثل معاشرت با آدم های موفق و باانگیزه، توانایی بزرگ آرزو کردن، داشتن تصویری روشن از اهداف و آرزوها و عشق به آن ها. عشقی که باعث می شود لحظه ای از آرزوهایشان چشم برندارند تا نگاهی تردیدآمیز به توانایی هایشان بیندازند و یا چشم بگردانند و ببینند در مقایسه با رقیبان کجا ایستادند. عشقی که باعث می شود برای آرزوهایشان هزینه بدهند. این هزینه می تواند دست کشیدن از لذت ها و آرزوهای کوچک تری باشد که آدم های ناموفق را به خود مشغول کرده.

مدت ها بود حس می کردم فهرستم کامل نیست و پازل موفقیتم یک تکه ی گم شده دارد. این آدم ها بی شک یک ویژگی دیگه هم داشتند که آن ها را  از آدم های ناموفقی که مدعی تمام ویژگی های این فهرست ناتمام بودند متمایز می کرد. تا این که بالاخره کشفش کردم. آن ها حسود نبودند. حتی ذره ای!

۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۱
آیبک
یکی از فواید وبلاگ خوانی، آن هم به مدت طولانی، این است که می بینی بلاگرهایی که پیش تر از روزهای سخت می نوشتند حالا از شادی می نویسند. وقتی مثل من از این موارد زیاد ببینی بالاخره باور می کنی که بعد هر سختی آسانیست.
۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۰۹
آیبک

اخیرا چند تا کنسرت، اون هم سنتی، به بهانه ی نارضایتی خانواده ایثارگران و شهدا لغو شده. میگم بهانه چون به قول یک بنده خدایی این "نارضایتی خانواده شهدا" چیزیه به مظلومیت واژه ی ارزش ها و مرغ عزا و عروسی یک عده شده و به حسب نیاز ازش استفاده می شه.

 از دیروز هم که عکس های بازیگران در جشنواره کن در شبکه های اجتماعی پخش شده ورد زبان یک عده این شده که " ما شهید دادیم برای حفظ اسلام و ...". بماند که برای من همیشه سوال بوده که چرا خون شهدا فقط به مو و برجستگی ها حساسه و انگار بقیه را زیرسیبیلی رد می کنه و از کی تا حالا حجاب از اصول دین یا حتی فروع دین شده؟ البته اگه از نظر عده ای تمام دین نباشه.

دستمون از شهیدان که حساب و کتاب اون دنیا را هم به چشم دیدند کوتاهه، از جانبازان هم که کسی خبری نمی گیره تا جواب بدن از چی دلگیرترن. اما من 4 سال دبیرستان شاهد رفتم و با بچه های شهدا و ایثارگران  درس خوندم. دغدغه ی اون هایی که ما دیدیم بیش تر این بود که کاش ذره بین ها و انتظارات خاص از روشون برداشته می شد، کاش می تونستند مثل بقیه دخترها رفتار کنند، لباس بپوشند و دنبال علایقشون برند. کاش فقط غیرت یک پدر شامل حالشون می شد، نه تعصبات بیجای یک جماعت بی غیرت.


 

۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۱۸
آیبک