کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

یادم نمیاد آخرین فیلم ایرانی که دیدم و بدون احساس تاسف و سرخوردگی برای حال و روز عده ای بخت برگشته ازش لذت بردم چی بود (البته منظورم از این حرف اصلا اعتراض به ساخت این نوع فیلم ها نیست) اما حالا قطعا یکی از اون ها فیلم "اژدها وارد می شود" است.

داستان همان رقابت قصه (اسطوره) و تاریخه که به طرز هنرمندانه ای با ذهن پیچیده ی فیلمساز به نمایش درامده. با استفاده از حضور عناصر واقعی مثل کتاب ملکوت، ذکر نام فیلم های ابراهیم گلستان، سازمان اطلاعاتی ساواک، وحضور شخصیت های واقعی مثل لیلی گلستان، سعید حجاریان، صادق زیباکلام و خود کارگردان، گاهی تاریخ در رقابت با قصه جلو می افتد و گاهی قصه، با بهم خوردن رابطه ی علی و معلولی و پررنگ شدن زبان نماد و استعاره نسبت به تاریخ (به مثابه علم) بر داستان فیلم مسلط می شود. زمانی مطمئن میشوی که فیلم ساز غیر از "نور... صدا... تصویر... حرکت" از مباحث دیگری هم سردرمیاورد و از آن ها در اثرش استفاده کرده که به سکوت، طعم، شعر، نغمه های محلی اشاره میشه یعنی همان عناصری که امثال هایدگر، فیلسوف آلمانی، در شکل گرفتن تاریخ دخیل می دانند در حالی که در تاریخ نگاری، با صرف تکیه بر مکتوبات،  این عناصر مغفول می مانند.

احتمالا بیش تر افرادی که این فیلم را دیدند تا پایان داستان دنبال جواب سوال هایی مثل "بالاخره اون زیر چه خبر بود؟" یا "چقدرش راست بود و چقدر مانی حقیقی ما رو سرکارگذاشت؟" بودند. اما به نظر من خود فیلم دنبال پاسخ این پرسش بود که " آیا با این اوضاع اصلا می شود حقیقت تاریخی را پیدا کرد، ازش گفت و نوشت؟"

حرف آخر این که به نظرم این فیلم سنجه خوبیست برای این که ببینید با وجود ژست های فکورانه ای که می گیرید اندیشه اسطوره ای چقدر بر ذهن شما سیطره داره :)

و حرف آخرتر این که همین روزها ،یعنی اوایل ماه محرم، برای دیدن همچین فیلمی مناسب است.

نکته ی جالب دیگه ای که الان به یادم اومد استفاده ی فیلمساز از سخن بزرگان برای باورپذیر کردن قصه اشه!

راستی! با تشکر از امیرحسین قدسی طراح صحنه فیلم.

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۳:۵۵
آیبک