کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها

۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

آدم باید خیلی خوش شانس باشه که مثل من تختش زیر کلید لامپ باشه. نعمت کمی نیست این که وقتی جات گرم و پلک هات سنگین میشه بتونی کتابی که مشغول خوندنش بودی را کنار بگذاری و بدون بیرون اومدن از زیر پتو و ترک کردن تخت خواب، با یک اشاره شست پا لامپو خاموش کنی. نمی دونم کجا تو زندگیم چه کار صوابی کردم که مستحق چنین پاداشی شدم.

۷ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۷
آیبک

آخر یک روز رو به روش می ایستم و میگم:

" I love you. I know it's not ladylike to say it, but I'm not a lady, and I don't pretend to be"

۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۲
آیبک


برای گونه ای از آدمیزاد اهمیت دادن به حیوانات در آب دادن به اونها قبل سربریدنشان خلاصه میشه. از نظر این گونه رسیدگی بیش تر به حیوانات ادا و اطوار و روشنفکرنماییه که بی شک از رفاه زدگی ناشی میشه. این گونه هست تا به فعالان و مدافعان حقوق حیوانات انسان های ستم دیده و فقیر دنیا را یادآوری کنه. هرچند فعالیت خود این گونه در دفاع از حقوق مردم مظلوم در حد یک عکس و دو خط نوشته در حساب اینستاگرام است اما خیلی علاقمنده که اقداماتی را که برای جلوگیری از رنج موجوداتی زنده صورت می گیره بی ارزش جلوه بده، موجودات زنده ای که عواطف و سیستم عصبی دارند و درست مثل ما زجر می کشند.

من که نتونستم منشا رفتار این گونه را در هیچ دین و مسلک و تفکری پیدا کنم.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۴۴
آیبک

من میان سه شهر سرگردانم. هر سه شهر را هم متاسفانه یا خوشبختانه دوست دارم. پس همیشه دلتنگم. دلتنگ آن‌هایی که دوستشان دارم و این جا نیستند و آن جا هستند. دلتنگ کارهایی که این جا نمی‌توانم انجام بدهم و آن‌جا می‌توانم. برای خوشی‌های اینجاییم باید خوشی‌های آن جاییم را هزینه کنم. این راحت نیست. اما کم کم دارم یاد می‌گیرم که هر جا هستم بودنم را غنیمت ببینم. قدر بودن در کنار آن‌هایی را که دوستشان دارم بدانم و با تمام وجود از خوشی های اینجاییم لذت ببرم. ناخوشی‌های اینجاییم را هم به خاطر بسپارم تا به وقتش از دلتنگی‌ام بکاهند! خلاصه این که دارم کم کم یاد می گیرم که باید همین لحظه و همین جا خوش باشم که اگر نباشم خوشی‌ام در هیچ جا و هیچ زمان دیگری هم تضمین شده نیست. همیشه یک چیزهایی به دست می‌آوریم و یک چیزهایی از دست می‌دهیم. یک مشکلاتی حل می‌شوند و یک مشکلاتی که هیچ فکرش را هم نمی‌کردیم ظاهر می‌شوند. انتظار کلا چیز بدیست به خصوص اگر منتظر آسودگی باشیم که هیچ وقت از راه نمی‌رسد.

الان هم دارم به توصیه‌های خودم عمل می‌کنم و تنهاییم را با هوشیاری مزه مزه می‌کنم، یک جوری که زود تمام نشود، بس که خوب است، هرچند که برای داشتنش خیلی از دوست داشتنی‌هایم را قربانی کردم.

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۴۰
آیبک

می دونم که می دونید که خوشگلید، می دونم خودتونو دوست دارید اما گاهی به خودتون اضافی برسید تا فراموش نکنید پتانسیل اینو دارید که حتی ازین هم خوشگل تر باشید.


(انگشتانش را میان موهای بعد عمری اتو کشیده اش فرو می برد و به تصویر سه رخش در آینه لبخندی از رضایت و حتی چشمک ریز شیطونی می زند)

۴ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۲۷
آیبک
تصویر آن دختر عریان و وحشت زده در جنگ ویتنام، آن کودک سرگردان و گریان بوسنیایی، جسد آن پسربچه سوری در ساحل و این بار هم جسد معلق دختربچه روهینگیایی در آب. این ها ثبت شدند تا فراموش نکنیم که این است واقعی ترین چهره جنگ. جنگ فراتر از دلاوری سربازان و هوشیاری فرماندهان و پیروزی جبهه حق و نوشیدن داوطلبانه شربت شیرین شهادت است. جنگ صحنه آهسته تیر خوردن و افتادن مقتدرانه، نوای سوزناک پس زمینه و یک پایان عزتمندانه نیست. قربانیان اصلی هر جنگی هیچ نقشی در به وجود آمدن آن نداشتند.
۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۳
آیبک

دو گروه هستند که فقط با تغییر در نگرششان می توانند بزرگ ترین موانع را از سر راه حضور زنان در ورزشگاه بردارند و کلا به رفع تبعیض جنسیتی و ارتقای فرهنگ جمعی کمک کنند.

یک گروه زنان بی علاقه به فوتبال و محیط ورزشگاه هستند که نمی توانند مسیله امکان حضور زنان در ورزشگاه را فراتر از یک تصمیم و تمایل شخصی یا اختلال هرمونی چند تا گیس بریده ببینند!

گروه دوم هم مردانی که هنوز نمی دانند که این یک رسوایی ملی در حد ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان است نه مسیله ای صرفا زنانه (هرچند زنان هم انسانند محض اطلاع) 

این دو گروه اغلب بهانه های پوسیده ای دارند مثل این که: ما با مشکلات وخیم تر و جدی تری در زمینه حقوق زنان مواجه ایم". من اطمینان می دهم که شما دست روی هر موضوعی ای در زمینه تبعیض جنسیتی بگذارید با همین جمله رو به رو میشوید. این عده یا نمی فهمند یا خودشان را به نفهمی می زنند که وخامت بعضی تبعیض ها دقیقا به خاطر ابتدایی و اولیه بودنشان است. از طرف دیگر بی توجهی به ظواهر بی توجهی به تفکری است که در این ظواهر بازتاب پیدا کرده. بماند که من کلا نمی فهمم چه طور یک مسیله اجتماعی، فرهنگی، حقوقی می تواند بی اهمیت و شخصی تلقی شود.

بهانه دوم این است که محیط مناسب حضور زنان نیست. باید گفت با آن تعریفی که شما از "مناسب" دارید، فقط پستوی خانه مناسب زنان است. در جامعه ای که فقط خود زنان مسیول امنیتشان هستند هیچ جا امن نیست. در ضمن شما اگر جایی را مناسب نمی بینید یا انگیزه ای برای حضور در آنجا ندارید فقط و فقط می توانید برای خودتان تصمیم بگیرید، شما هیچ صلاحیتی برای این که به جای دیگران فکر کنید ندارید. علایق و انگیزه ها و توانایی های دیگران با ما فرق دارد و به ما مربوط نیست اما تبعیض جنسیتی و معضل اجتماعی و رسوایی ملی به همه ما مربوط است. با صرف گفتن "الان محیط برای حضور زنان مناسب نیست" به "هیچ وقت محیط مناسب نخواهد شد" کمک می کنیم. چون معلوم نمی کنیم پس این روند مناسب شدن بالاخره باید از کجا شروع شود.

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۵
آیبک

فلسفه علم، نویسنده سمیر اُکاشا، مترجم هومن پناهنده، نشر فرهنگ معاصر

چند روز پیش این کتاب را روی میز برادرم پیدا کردم. اول قصد داشتم فقط یک نگاهی به آن بندازم اما تا ته خواندمش! بس که زبانش بی تکلف و ترجمه اش روان و مثال‌هایش برای جا انداختن مطلب هوشمندانه بود. کمترین فایده‌ای که این کتاب کوچک برای خواننده ناآشنا به این موضوعات می تواند داشته باشد این است که می‌فهمد چه طور دعواها همچنان به قوت خود باقیست و هر چیزی که تا به حال "پاسخ قطعی" تصور می‌کرده تنها یک "گزینه" در برابر یک پرسش بوده. یادم هست یک بار یکی همین جا در جریان بحثی فاتحه یکی از "ایسم" ها را خوانده بود. مثلا فکر کن یک نفر بیاید با قطعیت بگوید ثابت شده که دوره ایده‌الیسم تمام شده یا مثلا غلط بودن نسبیت‌گرایی سال هاست که بر اندیشمندان روشن شده مگر این که کوردل و معاند باشند! یا وجود خدا را به روش ملاصدرا ثابت کند و آن‌هایی را که نپذیرند ضالین بخواند. و به این ترتیب به راحتی خاک بریزد روی سال‌ها بحث و به چالش کشید‌ها و پرسش ایجاد کردن‌ها و پاسخ یافتن‌های میان طرف های دعوا.

حرف این است که تو می توانی در پارادایم فکری ات موضع ات را انتخاب کنی و پایش بایستی اما این که با فرض بدیهی بودن همه چیز قضیه را ساده کنی و به این ترتیب به نتیجه مطلوبت برسی راهش نیست. لابد قضیه این قدرها هم بدیهی نیست که هنوز هم نزاع ها ادامه دارد، به پرسش‌های قدیمی پاسخ‌های جدید داده می‌شود و برای پاسخ‌های قدیمی پرسش‌های جدید مطرح می‌شود.

برای ما که در کلاس هایی درس خواندیم که معلم حرف اول و آخر را می زد و خبری از بحث و چالش و امکان پاسخ‌های مختلف نبود و در جامعه ای که "تکثر" خطر تلقی می شود و ایجاد ترس می کند و صداهای مختلف قربانی توهم وحدت می شوند، سخت است که تصور کنیم که اتفاقا تداوم پرسش و پاسخ و گفتگوست که می تواند باعث تعالی بشود نه عَلَم کردن چیزی به عنوان حقیقت مطلق.

به نظر من ساده انگاری و بدیهی جلوه دادن مسائل از دو گروه سر می زند. یکی گروهی که اصلا ذهن ساده ای دارند و نمی توانند پیچیده تر فکر کنند. یکی هم گروهی که نفعشان در تک صدایی و حفظ قدرتشان مشروط به بدیهی و حل شده جلوه دادن مسائل پیچیده است. اگر فکر می‌کنیم که جز گروه اول نیستیم بهتر است یاور گروه دوم هم نباشیم و البته که باید بدانیم در عصر ارتباطات و وفور انواع کتاب و رسانه بی خبری از دعواها و چسبیدن به دم دست ترین پاسخ ها و ترسیدن از نقد و چالش هیچ توجیهی ندارد.

۲ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۴
آیبک

خانواده ی خیلی آبروداری هستند = دخترها و پسرهای این خانواده به عشقشان نرسیدند/ آرزوهایشان در سینه مرد / خیلی از جسارت ها در نطفه خفه شد و به تحقق رویایی نرسید / بهشان تجاوز شد و دم نزدند / برای حرف و نظر مردم زندگی کردند / از تغییر ترسیدند / تظاهر کردند به چیزی که نبودند و چیزهایی که نداشتند/ فریادهایشان در گلو ماند و بغض شد / به کسی که دوستش نداشتند متعهد ماندند / به زندگی مشترکی که نمی خواستند ادامه دادند / تحمل کردند/ و تحمل کردند / ... / و مردند.

۶ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۵۴
آیبک