کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

محبوب ترین مطالب
پیوندها

۴ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است


از کتاب «نون نوشتن» محمود دولت آبادی:

"ادبیات رئالیستی در وجه اقتصادی خود، نباید تبدیل به گلایه تهیدستان از ثروتمندان بشود. ادبیات، در این خصوص باید بتواند توانایی ها و استعدادهای آدمیان را به آن ها بشناساند. القای حالت «حق به جانب» توده ها -که خود به اندازه کافی از آن برخوردار هستند- یک جلوه از روان شناسی «گداپروری» است. ما به توده های محروم نباید تلقین کنیم که دلتان به حال خودتان بسوزد، چون حق با شماست! ما به عنوان نویسنده، شاید بتوانیم به آدمیان این ظرفیت ها را بشناسانیم که می توانند در سرنوشت و تاریخ خود سهمی داشته باشند; و این که آن ها هم در مقابل سرنوشت و زندگانی خود، مسئولیت دارند. بنابراین، دلسوزی های آبکی، الزاما باید از پهنه ی ادبیات ما رخت بربندند و جای خود را به تحلیل دقیق و عمیق و همه جانبه ی زندگی مردم سم کوب شده ایران بدهند. شاید این تحلیل همه جانبه به مردم ما این امکان را بدهد تا نسبت به خود و سرنوشت خود، مطالعه جدی را آغاز کنند. زیرا این مردم سرانجام باید خود را بشناسند، ارزش های پنهانی خود را کشف کنند و از پوسته ای که آن ها را در خود حبس کرده است بیرون بیایند. در این سمت و جهت، امیدوارم که ادبیات بتواند به نسبت توانش، فریضه خود را ادا کند."


بگذرم از این که چقدر موافق سطر به سطر و واژه به واژه این نوشته ام، به نظرم این دقیقا همان دیدگاهیست که از یک نویسنده ادبیات رئالیستی  انتظار میرود و چیزی که به وجدم میاورد ویژگی غیرمنفعلانه بودنش است که به این راحتی در اندیشه و عمل هر روشنفکر ایرانی پیدا نمی شود.

اگر موافق این نگاه نسبت به توده های محروم جامعه نیستید لطفا دلیلش را توضیح بدهید و اگر مثل من موافقید، شعارهای مخصوصا اوایل انقلاب را در حمایت از تهیدستان به یاد بیاورید و به افکاری که از طریق فیلم ها و سریال ها هنوز هم در این باره در جامعه نشر پیدا می کند فکر کنید. طبق این نوشته نتیجه آن شعارها و تزریق آن افکار چه بوده؟ غیر از این که گداهای حق به جانب، نالان، ترحم برانگیز و منفعلی شدیم که مدام انگشت اتهام را به سمت دیگری می گیریم و منتظریم تا منجیمان از راه برسد و ارثمان را به ما برگرداند؟!

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۸
آیبک


بالاخره "مرگ ایوان ایلیچ" را خواندم. راستش اصلا نمی دانستم که داستان بلندی نیست وگرنه زودتر  سراغش می رفتم.

خواندنش را توصیه می کنم. چون امکانش هست که داستان موفق شود شما را وادار کند خود را جای ایوان ایلیچ بگذارید، با او همزاد پنداری کنید و بخورید به صخره های واقعیت، اما پیش از آن که مثل ایوان فرصت را از دست بدهید تغییری در سبک و روند زندگیتان ایجاد کنید. اگر هم هیچ به کارتان نیامد عیبی ندارد. آن قدر داستان بلند و وقت گیری نیست که بابت پیشنهادش به من فحش بدهید :)


پ.ن. شاید تغییر زیادی هم لازم نیست. فقط باید عاشق باشیم.

۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۰:۳۱
آیبک

حتما در خبرها خواندید یا شنیدید که هاروی واینستین، تهیه کننده سرشناس هالیوود شاید بعد نزدیک به 30 سال تجاوز به بازیگران و مدل‌های زن جوان و تازه‌کار رسوا شده است. برای من خیلی تکان‌دهنده و ناراحت‌کننده بود روبه‌رو شدن با این واقعیت که حتی در جایی مثل آمریکا و حتی هنگامی که قربانیان زنان قدرتمند و مشهوری شده‌اند هنوز هم تجاوزها اغلب گزارش نمی‌شوند.

نه، قرار نیست نتیجه بگیرم که ما هم دقیقا همان جایی ایستادیم که کشوری مثل آمریکا بعد تلاش برای فرهنگ‌سازی و حمایت از قربانیان تجاوز جنسی ایستاده است. ما هنوز هم تعریف مشخصی از تجاوز جنسی نداریم. ما انواع تجاوز جنسی را نمی‌شناسیم. فکر می‌کنیم لابد واینستین همه‌ی این بازیگران و مدل‌های جوان را به زور خوابانده و فرو کرده و نمی‌دانیم که استفاده از موقعیت اجتماعی و شغلی و وعده و پیشنهاد پاداش و ترفیع در قبال نوعی عمل جنسی یا تهدید به اخراج و تنزل رتبه و حتی متلک‌های خیابانی و شوخی‌های جنسی که باعث معذب شدن فرد مقابل بشود هم در دسته انواع تجاوز جنسی قرار می‌گیرد.

واکنش به ادعای صدف طاهریان را با واکنش به شکایات این بازیگران هالیوود در آمریکا مقایسه کنید. واینستین تنهاست. همه از او بیزارند. حتی برادرش او را یک فاسد وهرزه خوانده. کلینتون اعلام کرده که کمک‌های مالی که واینستین در جریان انتخابات به دموکرات‌ها کرده را به او بازمی گرداند. این عاقبت یک متهم به تجاوز در آمریکاست. آن هم تجاوز به مدل هایی که به حداقل پوشش اکتفا می‌کنند و بازیگرانی که در س/ک.سی‌تر به نظر رسیدن با هم رقابت می‌کنند.

 حالا ما این جا هنوز باید در عقول عادت کرده به سرزنش قربانی و توجیه تجاوز جا بیندازیم که عزیزان تجاوز یعنی واداشتن یک نفر به زور و تحت فشار به نوعی عمل جنسی. اینکه یک عملی تجاوز محسوب بشود یا نه هیچ بستگی به قربانی ندارد. هیچ وقت نمی‌پرسند که قربانی چه شخصیت و سبک زندگی داشته و چه نوع لباسی می پوشیده و با چند نفر قبلا رابطه داشته تا تشخیص بدهند که آیا قربانی مجاز به شکایت هست یا نه! همه صدف طاهریان‌ها باید در محل کار امنیت داشته باشند و به چشم یک ابژه جنسی دیده نشوند و این هیچ ربطی به این ندارد که در ایران یا خارج از ایران با چند نفر به میل خود رابطه داشته اند. اگر زنی در یک اتاق با 10 مرد باشد و با 9 نفر از آن‌ها به میل خود س//ک/س داشته باشد، موظف نمی‌شود که با نفر دهمی هم بخوابد! مسئله اختیار و اجبار در این عمل است.

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۵:۵۴
آیبک

همه ی اون مزایایی که برای زندگی مستقل مجردی شمردن به کنار، می تونی راحت گریه کنی.

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۶ ، ۱۹:۴۰
آیبک