کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

مرشد تمام کرد...

و من مثل برگی جدا شده از شاخه تا ابد سرگردان

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۹
آیبک

پیش از این که نمونه‌ای از «سرکوب تمایلات جنسی زنان»، «به رسمیت نشناختن تمایلات جنسی زنان» یا «ترس از تمایلات جنسی زنان» در کتاب‌مقدس بیارم(بنا به وعده‌ای که داده بودم) لازمه که توضیح بدم کتاب مقدس یعنی کتاب پیروان چه دینی و شامل چه بخش‌هایی میشه. چون دیدم حتی بعضی از مترجمان پرکار Bible را در کمال تعجب انجیل ترجمه می‌کنند!

ببینین اسم کتاب مقدس یهودیان عهد قدیم (عهد عتیق) ه. پس تورات چیه؟ تورات شامل پنج سِفر (اسفار پنجگانه) میشه که بخش ابتدایی عهد قدیمه. مابقی عهد قدیم کتاب‌های متنوع دیگه‌ایه که هیچ کدوم از این‌ها از زبان موسی نیستند (یعنی یهودیان هم همچین ادعایی ندارند). مسیحیان علاوه بر عهد قدیم عهد جدید دارند. که باز هم اناجیل تنها بخشی از اون هستند و مابقی نامه‌های پولس رسول و ... است. به طور کلی اناجیل داستان زندگی عیسی هستند تا مرگ و رستاخیزش، و بخش محبوب من در کتاب مقدس.

فکر نمی‌کنم وبلاگ من خواننده یهودی یا مسیحی داشته باشه... در هر صورت نمیشه انکار کرد که عهد قدیم یک کتاب مردانه است. به این معنی که برای مردان و درباره مردان نوشته شده و به شدت مردسالارانه است. انحصارگرایی مردانه موقتا سایه‌اش را از سر اناجیل برمی‌داره اما متاسفانه دوباره از نامه‌های پولس شروع میشه، البته با شدت کمتری.

در دهه‌های اخیر پژوهش‌گران و الهیدانان فمنیست یهودی و مسیحی متوجه شدند که این سایه سنگین زن‌ستیزی در کتاب مقدس گاه حتی در ترجمه‌های سنتی شدت هم پیدا کرده! یعنی مترجمان از معادل‌هایی برای واژه‌های متن اصلی استفاده کردند که زنان را بیش‌تر نادیده می‌گیره یا اون‌ها را تحقیر می‌کنه یا مثلا معادلی انتخاب می‌کنه که نشون میده برای زنان حق داشتن تمایل جنسی قائل نیست :

بعد داستان نافرمانی و خوردن میوه ممنوعه خداوند مجازات آدم و حوا و مار را جداگانه اعلام می‌کنه. به حوا میگه " ... اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود...". در متن عبری این واژه (اشتیاق) دقیقا اونیه که معادلش میشه «شهوت». همون طور که وقتی همین واژه برای مردان استفاده شده معادلش در ترجمه‌ها شهوت اومده. آیا مترجمان فکر می‌کردند زنان شهوت ندارند؟ یا نباید داشته باشند؟ در هر صورت اون قدر انکارش کردند که خیلی از خود زنان هم باور کردند. این مورد ساده نشون میده که پشت کنترل سکشوالیته زنان چه تاریخ سترگیه.

به نظرتون این موارد خیلی بی‌اهمیتن؟ به نظرتون ما مسائل مهم‌تری از سکشوالیته زنان داریم که بهش بپردازیم؟ باشه، شما برید به همون مسائل مهم‌تر بپردازید. من ترجیح میدم اینجا بمونم و با نظرگاه پژوهش‌گرانی آشنا بشم که از کنار جزئیات راحت نگذشتن و الان در جامعه‌ای دارن زندگی می‌کنند که زنان و مردان درش امنیت ذهنی و جسمی بیش‌تری از ما دارند.

این پست‌ها با یک خاطره ادامه خواهد داشت...

 

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۲
آیبک

حال مرشد اصلا خوب نیست. هر بار گوشیم به صدا درمیاد تمام وجودم پر از ترس و اضطراب میشه. انگار دارم خواب می بینم. مسیر دو سال آینده امو به نفس هاش گره زده بودم. نفس هایی که الان به سختی بالا میاد.

به امید روزی که دور نیست و میام خبر سلامتیشو اینجا بهتون میدم.

۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۲۱:۵۸
آیبک

قرار بود ادامه پست قبل را بنویسم اما راستش چند روزه من و «بزرگ علوی» گیس و گیس‌کشی داریم. فکر کردم بیام اینجا مطرحش کنم شاید بزرگی بیاد پادرمیونی!

چند سال بود که «چشم‌هایش» را تو قفسه کتاب‌های برادرم می‌دیدم ولی هیچ وقت انتخاب همدیگه نبودیم. تا این که دو روز پیش به ناچار و از بی داستانی و بی‌رمانی منتقلش کردم به کتابخونه خودم. از همون صفحه اول فهمیدم چرا هیچ وقت چشم دیدن همدیگه را نداشتیم. شاید اگه به تازگی خوندن رمان بی‌همتای «جن‌نامه» هوشنگ گلشیری را تمام نکرده بودم و قبلش از طریق دو تا از بهترین آثار فریبا وفی با قلمش اخت نشده‌بودم این قدر «چشم‌هایش» علوی توی ذوقم نمی‌زد و منو یاد داستان‌هایی که خودم تو بچگی می‌نوشتم نمی‌انداخت! لحن این کتاب به نظرم به شدت تصنعیه. به زور و زحمت می‌خواد که در خواننده برای ادامه دادن کنجکاوی ایجاد کنه. همه توصیفات این کتاب مخصوصا از احساسات شخصیت‌ها برای من اغراق‌آمیز و نچسبه. اگر در قسمت نویسنده  به جای بزرگ علوی مثلا نوشته بود فهیمه رحیمی یا میم مودب‌پور احتمالا من مشکلی با این کتاب نداشتم اما چرا نویسنده‌ای که اسم خودش و آثارشو در کتاب‌های مدرسه‌امون هم‌تراز بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر به خاطر سپردیم؟ دارم فکر می‌کنم که اگه علوی در اعتراض به استبداد قلم نمی‌زد هم این قدر نویسنده به‌نامی می‌شد؟

در عوض قلم فریبا وفی ملموس، خودمانی و پراحساس. مهارتش در توصیفات و استعاره‌ها کمک می‌کنه که خودتو توی داستان ببینی و با شخصیت‌ها هم‌ذات پنداری کنی و گاه گاهی با خوندن جمله‌ای که به عمق جانت می‌شینه زمزمه کنی : اوه! آره، می‌فهممت. «رویای تبت» ش را خیلی دوست داشتم.

و جن‌نامه... پروردگارا! آیا انصافه که همچین کتابی در وطنش و بین هم‌زبانانش این قدر مهجور باشه؟ جن‌نامه عریان‌ترین رمانیه که تا به حال خوندم. تو با جن‌نامه خودت را می‌خونی، خودت، شهرت، مردمت، عمه و پسرعمو و بقال و ...! گلشیری از همون فصل اول (مجلس اول) با قدرت قلمش مسحورت می‌کنه و هر چی جلوتر می‌ری شمه‌های بیش‌تری از هنرش را رو می‌کنه و داستان اوج می‌گیره و اوج می‌گیره تا این که وقتی صفحه آخرش را می‌خونی و کتابو می‌بندی می‌گی : گلشیری! شوربخت اون‌هایی که در زبان مادریشون نویسندگانی چون تو ندارند.


پ.ن. به مناسبت روز قلم با دو روز تاخیر؟

۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۱۶
آیبک

یک دسته صفحاتی تو اینستاگرام هست که افراد از ادمینش خواهش می‌کنند که مشکلات حاد خوانوادگیشان را به اشتراک بگذاره تا ما فالوئرها و خواننده‌ها که تو گِل مشکلات شخصی خودمان داریم دست و پا می‌زنیم بیایم و بر اساس تجربیات محدود و عقده‌های روانیمان مشاوره بدیم و برایشان نسخه بپیچیم. من به این صفحات خیلی علاقه دارم، واقعا مفید و سرگرم‌کننده‌اند به ویژه وقتی خودمم به صف مشاوره‌دهنده‌ها می‌پیوندم!

چند وقت پیش خانومی که تو دوران عقد و نامزدی به سر می‌برد نوشته بود که همسرش از همه لحاظ خیلی خوبه اما این خانم اصلا بهش تمایلی نداره و از ما خواسته بود که کمکش کنیم. یک دسته کامنت‌ها می گفتن نگران نباش، علاقه کم کم ایجاد می‌شه. دسته دیگه معتقد بودند که این مسئله را نباید دست کم بگیره. این وسط کامنت یک آقایی نظرمو جلب کرد که نوشته بود شما دخترها توقعتون بالاست، هر کی بیاد یک عیبی روش می گذارید و ال و بل. در جوابش تاکید کردم که این تمایل می‌تونه ربطی به پول و موقعیت طرف مقابل نداشته باشه. جوابش پرخاشگرانه‌تر شد که پس به چی ربط داره؟ دست بزن داشته باشه خوبه؟! دیگه چی می خواین شما دخترا؟؟

با این جوابش دوزاریم افتاد که مشکل این نفهمی از کجاست و این بار تلاش کردم با دنیای آشنای خودش باهاش حرف بزنم و گفتم ببین یک چیزی هست به اسم تمایل جنسی که آدم به بعضی‌ها با وجود بی‌پولی و بیکاری و زیبا نبودن (بنابر معیار رایج زمان) ... پیدا می‌کنه و به بعضی دیگه با وجود پول و قیافه و شان اجتماعی و ...نه. شاید برای شما اتفاق نیفتاده تا حالا تا درکش ‌کنین....از اونجایی که در فرهنگ غالب برای یک مرد پذیرش اینکه تجربه یا توان درک جنبه‌هایی از امور جنسی را نداره سخته و ننگ محسوب میشه، این آقا دست کم اینجا حرف منو پذیرفت و کوتاه اومد. ولی چرا این آقا از اول متوجه مشکل و حرف این خانم نشد؟ چرا به فکرش خطور نکرد که این خانم احتمالا تمایلات و اولویت‌های جنسی هم داره؟ آیا اگه یک مرد این پیغام را می گذاشت کامنت‌هایی از قبیل حالا کم کم تمایل پیش میاد و درست میشه و مهم اخلاقه و... دریافت می‌کرد؟

این یکی از صدها نمونه‌ی به ظاهر بی اهمیتیه که نشان میده تمایلات جنسی زنان به رسمیت شناخته نمیشن، چون در نظام مردسالار زن نقش سرویس‌دهنده و ابژه جنسی را داره. این پست‌های من قراره ادامه داشته باشه. تو پست بعدی می‌خوام یک نمونه جالب از کتاب مقدس بیارم.

پ.ن. نقل و قول‌های این پست تقریبی هستند.

پ.ن. عنوان چرا انگلیسیه؟ چون این پست ها و فکر پشتش توطئه بیگانه برای به انحراف کشیدن جوانان آفتاب مهتاب ندیده ماست لابد!

۸ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۴
آیبک

میگه دوستین یا از این عشق یک طرفه هاست؟ میگم ببین نمی دونم چند طرفه است فقط می دونم به مرحله ای از سیر و سلوک رسیدم که می خوام اون فقط باشه تا من نگاهش کنم.


***

دارم فکر می کنم که چرا وقتی برمی گردم خونه پدری و مادری این جور بهم می ریزم. فعلا به تنها جوابی که رسیدم اینه که به مرحله ای از سیر و سلوک رسیدم که رفاه بهم نمی سازه. سر خونه زندگی خودم که هستم با حداقل ها زندگی می کنم، تابستون وسایل سرمایشی درست و درمون نداریم و زمستون گرمایشی کافی. قوت غالبم هم که سیب زمینی آبپزه. نصف سال هم خدا را شکر هوا آلوده است. تنها چیزی که باعث عذاب وجدانم میشه اینه که هنوز کمبود آب آشامیدنی سالم زندگیمو مختل نکرده.


***

در جواب حورا واسه پست "زنده ام" گفته بودم منم با روزهای شلوغ بیش تر حال می کنم. حالا اون روزها تموم شده، نتایج آزمون هام یکی یکی میان و میگن که موفق بودم. با این حال منم و حس سرگشتگی و بیهودگی. در واقع به مرحله ای رسیدم که دارم به گفته بزرگان عمل می کنم که میگن "به جای موکول کردن خوشی به مقصد، از مسیر لذت ببرید". حالا که مسیر به آخر رسیده چیزی واسه لذت بردن پیدا نمی کنم.

۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۲:۳۶
آیبک

یک بار گفتند بدحجابی زنان باعث بلایای طبیعی میشه و هنوزم که هنوزه داریم به جوک‌هاش می‌خندیم. اما این که حرف عجیب و تازه‌ای برای ما نبود. برای ما ایرانی‌ها با تفکر اسطوره‌ای غالب، هیچ وقت اتفاقات بزرگ ناگوار بی‌دلیل نبوده. یادم هست که بعد زلزله بم چه داستان‌هایی درباره مردمش تعریف می کردند یا درباره صاحب اصلی ساختمان پلاسکو و غصبی بودنش. البته که منکر این نیستم که وقتی چنین چیزی از سوی دستگاه و حکومتی مطرح میشه که به مردمش خیلی بدهکاره چقدر بی‌شرمی و بی‌شرفی محسوب می‌شه.                                                             

 نمی‌دونم این‌ها برای فرافکنی و محکوم کردن مردم به چه حدیث و آیه‌ای استناد می‌کنند اما پیش از تماس و آمیزش با اسلام، فرهنگ ایرانی دقیقا خلاف این را می گفت و تفکر اسطوره‌ای ایرانی مسئولیت سلامت جامعه و برقراری نظم کیهانی را متوجه پادشاه می‌دونست. بارها به این موضوع تو شاهنامه اشاره شده. دیروز به چند تا از همین ابیات خیلی قشنگ برخوردم که فردوسی از زبان افراسیاب بیان می‌کنه :

ز بیدادی شهریار جهان          همه نیکوئیها شود در نهان

نزاید بهنگام در دشت گور          شود بچه باز را چشم کور

نماند به پستان نخچیر شیر          شود آب در چشمه خویش قیر

شود در جهان چشمه آب خشک          ندارد به نافه درون بوی مشک

ز کژی گریزان شود راستی          پدید آید از هر سوی کاستی

 

لطفا کسی به ذهنش خطور نکنه که بیاد دعوای ایران و اسلام اینجا راه بندازه. تفکر اسطوره‌ای هیچ شکلش برای اداره یک کشور جای دفاع نداره از نظر من، اما بازتاب اون لایه‌های زیرین فرهنگ ماست که کشفش لازمه.

 

۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۱:۰۰
آیبک