کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۲ مطلب با موضوع «انسان» ثبت شده است

بلاگفا که بودم یک بار فکر کنم هم‌زمان با اکران فیلم «دخترها  فریاد نمی‌زنند» گزارشی از یک خبرگزاری درباره تجاوز به پسرها پست کردم با عنوان «پسرها هم فریاد نمی‌زنند» و از خواننده‌های مرد وبلاگم خواستم که شناس یا ناشناس اگر تجربه‌ای دارند کامنت بگذارند. سیل کامنت‌ها تکان‌دهنده بود. چند وقت پیش یاد همون پست افتاده بودم و می‌خواستم چیزی در همین رابطه بنویسم اما مثل خیلی موضوعات دیگه‌ای که این روزها به فکرم می‌رسه اما فرصت نوشتنش پیدا نمی‌شه، به فراموشی سپرده شد تا این که دیروز خبر اون معلم دبیرستان پسرانه را شنیدم.

آماری ندارم اما بدون شک این اتفاقات تو همه کشورها می‌افته. مثل این می‌مونه که یک کشور هرچقدرهم برای آموزش بهداشت و سلامتش تلاش کنه اما باز هم نمی‌تونه همه بیماری‌ها رو ریشه‌کن کنه، اما چیزی که خیلی ناراحت‌کننده است اینه که اینجا به طرز عجیب و سوال‌برانگیزی در برابر تنظیم و تصویب قوانین حمایت از کودکان مقاومت می‌شه و مدام رسیدگی به این مسئله به تعویق می‌افته. از طرف دیگه نه تنها خونواده‌ها به خاطر آبرو که خود حکومت هم برای حفظ وجهه و ادعای تقدسش وجود این اتفاقات را پنهان و انکار می‌کنه و این جوری حاشیه امنی برای متجاوزها ایجاد می‌‌شه.

هرچند این حکومت برای آگاهی جنسی بچه‌ها و بزرگسالان به ندرت و معمولا خیلی دیر قدمی برداشته اما خدا را شکر کفار با ایجاد شبکه‌های اجتماعی و امکان دسترسی به اطلاعات در دورترین نقاط دنیا به ما کمک کردند که با حقوقمان در مقام انسان بیش‌تر آشنا بشیم. حالا ما حتی به نگاه‌های هوس انگیز یا طولانی معذب کننده هم میگیم تجاوز و منتظر نمیشیم حتما دخولی اتفاق بیفته! حالا ما می‌دونیم که در مدارس فلان کشور معلم‌های مرد حق ندارند به هیچ دلیلی بچه‌ها را لمس کنند وگرنه مواخذه میشن. می‌دونیم رابطه یک بزرگسال با یک زیر 18سال حتی با وجود رضایتش تجاوز حساب میشه. می‌دونیم طرز پوشش یک آدم نشان‌دهنده رضایتش به س/کس نیست یا اگرچه به رضایت خودش مواد مخدر یا مشروبات الکلی مصرف کرده اما هیچ‌کس این اجازه را نداره که بدون رضایتش باهاش بخوابه چون در حالت مستی هم انسانه و باید از حقوق یک انسان برخوردار باشه...

۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۶
آیبک

"خشونت فقط چشم کبود و ... نیست..."

یک نوشته کوتاه معروفی هست درباره خشونت علیه زنان که چند سالیه تو شبکه های اجتماعی دست به دست می گرده و منظورش اینه که خشونت همیشه فیزیکی نیست و خشونت کلامی، مثل توهین و تحقیر، هم می تونه همون اندازه آزاردهنده و آسیب زننده باشه. واقعیت اینه که خشونت کلامی فقط علیه زنان اتفاق نمی افته و مردان زیادی هم هستند که از این نوع خشونت رنج می برند.

 آخر هفته پیش همراه دوستم (زن) و همسرش به یک سفر کوتاه رفته بودیم. ساعت های پایانی سفر یک اتفاق غیرمنتظره ناخوبی افتاد که باعث شد دوستم تمام مسیر برگشت همسرشو به خاطر این اتفاق سرزنش کنه و سرکوفت بزنه. الان که دارم اینو تعریف می کنم بعد یک هفته حالم خوبه اما فقط خدا می دونه چقدر این سرزنش های بی دلیل روح و روانمو له کرده بود، احساس می کردم شاهد کتک خوردن یک آدم بودم...

من اصلا منکر تفاوت های زنان و مردان نیستم (البته وقتی آدم ها را به زن و مرد تقسیم می کنم در واقع دارم اقلیتی را که تو هیچ کدوم ازین دو گروه جای نمی گیرند نادیده می گیرم). چه تفاوت های جسمانی و روانی چه اون هایی که ناشی از تربیت و محیط و شرایط و کلیشه های جنسیتی هستند، اما اصرار به تفاوت ها گاهی خیلی مسخره و به نظر من برای یک عده در حکم نون دونیه. مثلا تایید و تشویق شدن به زن ها انگیزه نمیده؟ مردها از تحسین شدن ظاهرشان لذت نمی برن؟ هر دو از بی توجهی دلخور نمی شن؟ چرا نیاز به حس اطمینان از دوست داشته شدن معمولا به یک جنس نسبت داده میشه؟ تمایل به داشتن شریک خوشگل و خوش لباس و تمیز مختص جنس خاصیه؟

لازم نیست کتاب "همه چیز درباره زنان" یا "آن چه که باید درباره مردان بدانید" بخوانیم یا این توصیه های شبکه های اجتماعی و تلویزیونی را بشنویم تا بفهمیم یک جنس آدم هایی هستند که از سرکوفت و تحقیر رنج می برند. من روان شناس نیستم اما هر روز بیش تر به این نتیجه می رسم که به بن بست خوردن روابط به خاطر عدم شناخت از جنس مخالف (که اتفاقا مخالف یا از کرات دیگه ای نیست) نیست بلکه به خاطر بی توجهی ما به احساسات یک انسانه. شاید ما برای ارتباط با جنس مخالف تربیتی ندیدیم اما ازون مهم تر خلا تربیتی ما در روابط انسانیه. من واقعا سردرنمیارم که چه طور میشه نسبت به رفتار خودت و روح و روان آدمی که دوسش داری این قدر بی توجه باشی.

۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۱۸
آیبک

میگفت اطرافیانش بهش وابسته میشن و در نبودش انگار مختصات زندگیشان بهم می ریزه. می گفت همین کارو واسش سخت می کنه. باید مدام میان دل اون ها و دل خودش انتخاب کنه. می گفت پدر و مادرش همیشه با کلی برنامه و کارهایی که خودشان از پسش برنمیان منتظرن تا اون برگرده. می گفت وقتی برمی گرده دیگه وقتش برای خودش نیست. خیلی کارها هست که باید انجام  بده.

تو این یک سال و نیم حواسم بود خیال نکنه بهش وابسته ام، بدون اون تغییرات دوست نداشتنی تو زندگیم پیش میاد، خیال نکنه با نبودش یک تنهای غمگین میشم. جوری نباشه مراعات حال من یک بار اضافی باشه رو دوشش. وقتی پیش پدر و مادرشه حواسم هست که مزاحمش نشم. جز به ضرورت بهش پیام نمی دم و باهاش تماس نمی گیرم.

حالا اون گاهی جدی، به شوخی یا کنایه لا به لای حرفاش میگه که من بی معرفتم. میگه ازونام که با تمام شدن این همکاری راحت می گذارم و میرم و پشت سرمو هم نگاه نمی کنم. و من به این فکر می کنم که کدوم رفتارها تو اطرافیانم هست که نمی پسندم در حالی که واکنشی هستن به رفتارهای خودم و ذهنیتی که از خودم با حرفام ایجاد کردم. کجاست که ناخودآگاهم لذت می بره درحالی که به ظاهر شاکی ام یا عمیقا چیزی را می طلبم که در عمل تخریبش می کنم.

۹ نظر موافقین ۸ مخالفین ۲ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۵
آیبک

از طرفداران سینمای هالیوود نیستم. انتخاب می کنم، تماشا می‌کنم، لذت هم می برم اما معمولا یک لذت سطحی و زودگذر. خیلی از آثار سینمای خودمان بوده که بیش‌تر به درونم راه پیدا کرده، درگیرم کرده و در آخر حس رضایت بیش‌تری از تماشای فیلم داشتم. شاید بهتر است بگویم فیلم هایی را که ناظر به درون هستند ترجیح می دهم. فیلم‌هایی درباره انسان‌ها با تمام وجوه و ویژگی‌های انسانی‌شان. درباره انسان در بزنگاه‌های زندگی‌اش، وقتی باید انتخاب کند و این زمانی است که به تمامی با خودش مواجه می شود. تو بیننده هم خودت را در شخصیت‌ها می بینی، چون انسانی، نه قهرمان و نه قربانی، نه شیطان و نه قدیس. انسانی با توانایی ها و محدودیت هایت و باید انتخاب کنی. تو انسانی، پس نه سیاهی و نه سفید. درونت همیشه اهورا و اهریمنی در ستیزند. بخشی از تو اهورایی است و بخشی اهریمنی. اهریمنی بودن همیشه به معنای شرور بودن نیست. تو گاهی اهریمنی رفتار می کنی چون محدودی. آگاهی تو محدود است. تو مثل اهورامزدا پیش‌آگاهی نداری. پس اغلب بدون اینکه نیت اهریمنی داشته باشی، اشتباه انتخاب می‌کنی و شر می رسانی. تو اشتباه می‌کنی، چون پیش‌آگاهی نداری، چون محدودی، چون انسانی.

 فیلم‌های اصغر فرهادی را دوست دارم چون درباره انسان بودن انسان‌هاست. فیلم‌های فرهادی ناظر به درون‌اند. درباره محیط زیست آدم‌ها نیستند، چه برسد به این که بخواهند پیامی را به بیرون مخابره کنند. به نظرم کسانی از تماشای فیلم‌هایی مثل آثار فرهادی دلواپس می شوند که به تماشای انسان چون انسان عادت ندارند. اهریمن را همیشه بیرون جست و جو می‌کنند. به شخصیت‌هایی باور دارند که از مرزهای محدودیت‌های انسانی گذشتند و اهورایی شدند، پیش‌آگاهی دارند و اشتباه نمی‌کنند و در برابر صف آرایی لشکر اهریمنانی ایستادند که اشتباه انتخاب کرده‌اند و اشتباهشان هیچ وقت و هیچ طور توجیه‌پذیر نیست.

هرچند این هایی که نوشتم بیش‌تر شبیه نوشته ‌های آدمی است که تازه از پای یکی از فیلم های فرهادی بلند شده باشد اما در واقع امروز «لاتاری» را دیدم و یادم آمد که درباره «بدون تاریخ بدون امضا» بنویسم و توضیح بدهم چرا آثاری مثل «بدون تاریخ بدون امضا» را دوست دارم و ترجیح می‌دهم.

لاتاری هم فیلم هالیوودی خوبی بود. بازی‌ها را بیش‌تر از داستان فیلم دوست داشتم.

۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۵۵
آیبک
در آستانه 8 مارچ روز جهانی زن و 20 جمادی الثانی روز زن در کشور، حکومت با یک بغل حکم تبعیض آمیز و خط و نشان برای زنان به استقبال آمده. بیش تر خبرهای داخلی امروز به موضوعاتی مثل حبس و مجازات دختران خیابان انقلاب، هیاهو بابت رقص چند تا دختربچه  و تهدید زنان بی حجاب در اتومبیل ها* اختصاص داشته.
اگه اینی که الان زنان دارند فقط یک نصف لچکه که اصلا هم رضایت بخش نیست، پس این همه هیاهو و قانون و تبصره و حکم و بگیر و ببند برای چیه؟؟ اگه الان مشکل زنان ما این موضوعات پیش پا افتاده مثل این تکه پارچه و استادیوم رفتن و... نیست پس این همه وقت و انرژی که برای مقابله با این خواسته ها خرج میشه برای چیه؟ اگه ما مسائل مهم تری داریم پس چرا نمی رید به همون ها برسید؟ چرا فقط وقتی ما مطالبه می کنیم موضوع بی اهمیت و پیش پا افتاده ایه وما آدمهای سطحی و سبک مغزی هستیم اما وقتی نوبت برخورد از طرف شما می رسه این قدر قضیه جدی میشه؟ چه طوریه که تا این پارچه بالای سر ماست اسمش نخ دندانه اما وقتی می افته میشه اشاعه دهنده فحشا؟ مشکلتان با رقصیدن دختربچه ها چی بود؟؟ تحریک کننده بود یا مطابق شان مادران آینده نبود؟ میشه تعیین نقش و شان ما رو به خودمان بسپرید؟ من اصلا می خوام بنا به تعریف شما بی شخصیت باشم. نمی خوام بهشت زیر پام باشه. نمی خوام مرواریدی در صدف باشم. نمی خوام فرشته باشم. می خوام انسان باشم و روی همین زمینی که بقیه ایستادن بایستم. این حقو هم ندارم؟

*پ.ن. دستگیری فعالان جنبش زنان مقابل وزارت کار را هم اضافه کنین
۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۵۵
آیبک

زیر ویدئویی از زن محجبه مصری که در خیابان مرد متجاوز جنسی را مفصل کتک می‌زنه، و زیر کپشنی با این مضمون که هرچقدر تعادل و برابری جنسی در عرصه های مختلف برابر باشه احتمال آزار جنسی کمتره و زنان هم جرئت و جسارت واکنش نشان دادن و گزارش دادن را پیدا می کنند، یک آقایی کامنت گذاشته بود:" آمار آزار جنسی با کتک زدن مرد متجاوز و معرفی و سپردنش به دست قانون و حتی بردن آبروش در فضای عمومی پایین نخواهد اومد. با فرهنگ فعلی زنان اگه سلاح هم حمل کنند از دست و زبان و چشم آقایون در امان نخواهند بود!..." و در ادامه هم نظر نویسنده را تایید کرده بود که راه حل فرهنگ سازی و ایجاد برابریه.

در جوابش نوشتم نظر شما درباره همه انواع ظلم همینه؟ واکنش نشان ندادن و منفعل بودن؟ و پاسخی که دریافت کردم دقیقا همونی بود که پیش‌بینی می‌کردم :"نه، آزار جنسی نوع متفاوتیه از ظلمه..."

واقعا چرا سر هر موضوعی به زنان که می‌رسیم قضیه متفاوت می‌شه؟؟

-          آیا همه از سراسر ایران حق دارند که در هر رشته‌ای که می خوان تحصیل و پیشرفت کنند؟ آیا بستر باید برای رقابت برابر همه وجود داشته باشه؟

·         بله، قطعا! حتی مثلا برای دانش آموزان مناطق محروم باید سهمیه جدایی در نظر گرفته بشه که بتونن رقابت برابری داشته باشن

-          یعنی همه دختران هم می تونن...

·         نههه خب ببین اون قضیه اش فرق داره! بعضی رشته ها و مشاغل زیاد مناسب زنان نیست و چون خودشون تشخیص نمیدن ما باید به نحوی مانع بشیم

-          آیا همه انسان‌ها با نشان دادن شایستگی هاشون حق دارن که به مناصب بالای حکومتی برسند؟

·         بله بله! شما الان نگاه کن در همین آمریکای جهان خوار هم بالاخره اجازه دادن یک سیاه پوست رئیس جمهور بشه. یک مهاجر شهردار لندن شده!

-          نه، منظورم به زنان بود

·         نه دیگه ببین اون قضیه اش فرق داره...

-          من فکر می کنم چون مردم بعضی مناطق نسبت به بعضی دیگه همیشه خیلی مقاوم تر و غیوتر بودن رو حرف و پیمان‌هاشون بیش‌تر میشه حساب کرد، بعضی دیگه اما نه. شما مثلا یک کرد سیبیل کلفت رو بگذار کنار یکی ازین ...ها.  برای همین در قراردادها باید قوانین سفت و سخت‌تری برای این دسته دوم وضع کرد که در صورت اختلاف تبعات کمتری داشته باشه.

·         احمق نباش! در وضع قوانین حقوق انسانی در نظر گرفته میشه، نه خصوصیات قومی و اقلیمی و فردی آدم ها!

-          پس زنان هم باید به اندازه مردان حق طلاق و جدایی داشته باشن

·         همش مباحثو با هم قاطی می کنی!

-          آها پس فقط بعضی کلفتی ‌‌ها اعتباره!

·         آیا باید محیطو برای بچه ها در مدارس امن کنیم، بهشون یاد بدیم تجاوز چیه و در برابرش چه واکنشی نشون بدن و حتما به پدر و مادرشون اطلاع بدن؟

-          بله قطعا! تایید و تاکید می کنم

·         آیا این در مورد زنان هم صدق می‌کنه؟

-          نه نه! این راهش نیست. هییسسس زن فریاد بزنه پتیاره و سلیطه است. اون باید صبر کنه یواش یواش ما واسش فرهنگو درست کنیم. حالا یک انگشت شدن که چیزی از ارزش هاش کم نمی کنه. تو کی می خوای بفهمی که زنان انسان هستن (لحظه‌ای مکث می کند، برمی گردد و به حرفش فکر می‌کند) بله خب آدمن، ولی متوجه باش که گونه خاصی از آدمیزادن

 

در جواب کامنت اون آقا نوشتم :"صدای کسی که بهش ظلم و تجاوز شده باید بلند بشه تا ظلم عادی نشه، تا ظلم شناخته و تعریف بشه، تا ظالم احساس امنیت نکنه، تا کسی که بهش ظلم شده احساس حقارت و ضعف و تنهایی نکنه، ظلم ظلمه و واکنش برابر ظلم به خاطر زشتی نفس ظلم واجبه.

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۰۸
آیبک

میگن شما حرف خوب را گوش کن و با گوینده‌اش کاری نداشته باش. اما نه، گاهی مهمه و خیلی فرق می کنه که حرف از دهان کی خارج شده باشه. مخصوصا وقتی که حالت توصیه داره و قراره به کاری وادارت کنه. شما پای حرف آدمی که نان خشک تو آب میزنه و می خوره اما دست به مال دیگری نمی‌بره می‌شینید یا اونی که تو ناز و نعمت از زشتی دزدی میگه؟ ایوب به صبر دعوتتان کنه می‌پذیرید یا سلیمان؟ روزه‌داری یک نانوا تو یک ظهر داغ مصممتان می‌کنه به روزه‌داری یا تهدید و انذار پیش‌نماز پولی زیر کولر و پنکه خطاب به روزه‌خوارها؟ شعار خواستن توانستن است از زبان کی شنیدنی و پذیرفتنیه؟ اونی که از هیچ به همه چیز رسیده یا...؟

به زبان‌های مختلف شنیدیم که شکر نعمت نعمتت افزون کند، یا نه! اصلا افزون هم نکند تو باید شکرگزار باشی. هر کتاب مقدسی که باز کردم پای ثابت یکی از مهم‌ترین دستوراتش شکرگزاری بوده. در هر موقعیتی باید شکرگزار باشی، قبل غذا، بعد غذا، در نعمت، در عذاب... از خدا، از طبیعت، از کائنات، از حیوانی که گوشتش را خوردی و سیر شدی، اصلا فقط  شکرگزار باش و حسش را در فضا رها کن! اما گاهی شاید هم اغلب خیلی سخته و گاهی هم طلبکاری به جای شکرگزار.

تقریبا یک ساله که با توریا پیت Turia Pitt  آشنا شدم و صفحه اشو تو اینستاگرام دنبال می کنم. توریا ورزشکار و دونده است. چند سال پیش در مسیرش در ماراتونی در یک آتش‌سوزی گیر می‌افته و دچار سوختگی شدیدی میشه که اگه عکسش را ببینید متوجه منظورم از سوختگی شدید می‌شید. حتی پزشک‌ها بهش گفته بودند که دیگه نمی‌تونه راه بره. اما اون نه تنها راه می‌ره که باز هم در ماراتون شرکت می‌کنه. حالا توریا الهام بخش خیلی‌ها در دنیاست. از قضا توریا هم خیلی روی شکرگزاری تاکید داره. توصیه اول و آخر و همیشگیش شکرگزاریه. وقتی یکی مثل توریا از شکرگزاری میگه نمیشه بی اعتنا از کنارش گذشت. با خودت می‌گی وقتی توریا می‌تونه حتی بابت یک روز آفتابی یا مهربانی مادرش برای نگهداشتن بچه، شکرگزار باشه من نمی‌تونم هر روز بهانه‌ای برای شکرگزاری پیدا کنم؟ امثال توریا هم پیامبراند، با این تفاوت که نمی‌شه انکارشون کرد.

 

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۱۶
آیبک
تصویر آن دختر عریان و وحشت زده در جنگ ویتنام، آن کودک سرگردان و گریان بوسنیایی، جسد آن پسربچه سوری در ساحل و این بار هم جسد معلق دختربچه روهینگیایی در آب. این ها ثبت شدند تا فراموش نکنیم که این است واقعی ترین چهره جنگ. جنگ فراتر از دلاوری سربازان و هوشیاری فرماندهان و پیروزی جبهه حق و نوشیدن داوطلبانه شربت شیرین شهادت است. جنگ صحنه آهسته تیر خوردن و افتادن مقتدرانه، نوای سوزناک پس زمینه و یک پایان عزتمندانه نیست. قربانیان اصلی هر جنگی هیچ نقشی در به وجود آمدن آن نداشتند.
۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۳
آیبک

دو گروه هستند که فقط با تغییر در نگرششان می توانند بزرگ ترین موانع را از سر راه حضور زنان در ورزشگاه بردارند و کلا به رفع تبعیض جنسیتی و ارتقای فرهنگ جمعی کمک کنند.

یک گروه زنان بی علاقه به فوتبال و محیط ورزشگاه هستند که نمی توانند مسیله امکان حضور زنان در ورزشگاه را فراتر از یک تصمیم و تمایل شخصی یا اختلال هرمونی چند تا گیس بریده ببینند!

گروه دوم هم مردانی که هنوز نمی دانند که این یک رسوایی ملی در حد ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان است نه مسیله ای صرفا زنانه (هرچند زنان هم انسانند محض اطلاع) 

این دو گروه اغلب بهانه های پوسیده ای دارند مثل این که: ما با مشکلات وخیم تر و جدی تری در زمینه حقوق زنان مواجه ایم". من اطمینان می دهم که شما دست روی هر موضوعی ای در زمینه تبعیض جنسیتی بگذارید با همین جمله رو به رو میشوید. این عده یا نمی فهمند یا خودشان را به نفهمی می زنند که وخامت بعضی تبعیض ها دقیقا به خاطر ابتدایی و اولیه بودنشان است. از طرف دیگر بی توجهی به ظواهر بی توجهی به تفکری است که در این ظواهر بازتاب پیدا کرده. بماند که من کلا نمی فهمم چه طور یک مسیله اجتماعی، فرهنگی، حقوقی می تواند بی اهمیت و شخصی تلقی شود.

بهانه دوم این است که محیط مناسب حضور زنان نیست. باید گفت با آن تعریفی که شما از "مناسب" دارید، فقط پستوی خانه مناسب زنان است. در جامعه ای که فقط خود زنان مسیول امنیتشان هستند هیچ جا امن نیست. در ضمن شما اگر جایی را مناسب نمی بینید یا انگیزه ای برای حضور در آنجا ندارید فقط و فقط می توانید برای خودتان تصمیم بگیرید، شما هیچ صلاحیتی برای این که به جای دیگران فکر کنید ندارید. علایق و انگیزه ها و توانایی های دیگران با ما فرق دارد و به ما مربوط نیست اما تبعیض جنسیتی و معضل اجتماعی و رسوایی ملی به همه ما مربوط است. با صرف گفتن "الان محیط برای حضور زنان مناسب نیست" به "هیچ وقت محیط مناسب نخواهد شد" کمک می کنیم. چون معلوم نمی کنیم پس این روند مناسب شدن بالاخره باید از کجا شروع شود.

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۵
آیبک

به بعضی ها نگاه می کنی و با خودت میگی پس ایوب افسانه نبوده.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۰۱:۱۸
آیبک