کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آیبک در اینستاگرام: aybaknevesht

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۴ مطلب با موضوع «دین» ثبت شده است

  • الو، سلام حاج آقا.
  • سلام
  • حاجی ما تو استدلال منطقی عدم استیضاح حسن فریدون موندیم. چی کار کنیم؟ هیچی به عقلمون نمی‌رسه، یک کاری بکن.
  • صبر کن با گوگل سرچ کنم ببینم چیزی تو حکومت امیرالمومنین گیرم میاد بمالیم به قصه
  • خدا خیرت بده حاجی، الکی نیست شدی عمار

 

از استوری اینستاگرام یک بچه مسلمون که عصبانی و ناراحته از این که یک عده هر بار برای مشروعیت‌بخشی به کارهای غیرقانونیشون از دینش سواستفاده میکنند و برای بالاکشیدن خودشون مقدساتش را پایین می‌کشند. عصبانیه از این که چهره‌ی کاریکاتوری از دینش می‌کشن و نشون میدن.

 

پ.ن. امام علی همون اول کار تمام استانداردهای عثمان را عزل کرد و گفت هر که قبلا خورده و برده رو از کابین زنانش هم بیرون بکشید.

۷ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۳ ۰۹ آبان ۹۹ ، ۱۱:۱۱
آیبک

یکی از علایق من مطالعه و پژوهش درباره ادیان و آیین‌های مختلفه، منظورم هم از مطالعه جدی‌تر از صرف یک کنجکاوی کوتاه مدته. همیشه هم با پیروان همه‌ی ادیان از ابتدایی و باستانی بگیر تا نوظهور و جدید هم‌دلی داشتم، به جز دو مورد: نیاکان پرستی و یهودیت.

نیاکان پرستی شکلی از دین‌ورزیه که معمولا خالق و پروردگار در اون موضوعیت نداره و پیروان هم هر وقت حاجت یا درد‌دلی داشته باشند به نیاکان از دست رفتشون رو میارن و از اون‌ها کمک می‌خوان. من عزیزی را از دست نداده بودم و برام قابل درک نبود که چطور میشه امید بست به فرض به وجودی که تا همین چند وقت پیش روی زمین و به اندازه خود ما ضعیف بوده و حالا جسمش پوسیده و به اصطلاح ما دستش از قبل هم از دنیا کوتاه‌تره! تا این که مرشد فوت شد و به خودم اومدم و دیدم دارم حرف‌هامو به مرشد می‌زنم و خواسته‌هامو به اون میگم و گوش شیطون کر چقدر خوب هم حاجت میده :))

یهودیت از این هم واسم نچسب‌تر بود. عهدعتیق را می‌گشتم دنبال یک حرف حساب و در عجب بودم که این یهودی‌ها دلشون واقعا به چی خوشه. تا این که با یک فیلسوف و متاله یهودی قرن بیستمی آشنا شدم. با فرشته دربارش صحبت کردم و کلی ازش ایراد گرفتم و غر زدم که آخه مگه از تو یهودیت حرف حساب برای قرن بیست و یکم درمیاد. فرشته هم کلی حال کرد باهام که عجب شاگرد جسوری گیرش اومده و چه نگاه انتقادی داره و بی‌پروا به چالش می‌کشه! از آشنایی من با این فیلسوف چند ماه گذشت و به واسطه‌اش با چند تا متفکر یهودی دیگه هم آشنا شدم و کمی حواسم جمع شد و تا حدودی فهمیدم با کیا طرفم اما هنوز باهاش همدلی احساس نمی‌کردم. تا این که چند شب پیش تو یکی از آثار تفسیریش از عهد عتیق به عبارتی رسیدم که انگار واسه من اونجا بود، ده بار خوندمش و باهاش زار زدم!(منم گونه‌ای‌ام واسه خودم). فکر می‌کنم حالا دیگه می‌تونیم با هم دوست باشیم :))

پیام اخلاقی این که ما مرکز دنیا نیستیم و شاید این دنیا اصلا مرکزی نداره.

۳ نظر موافقین ۱۶ مخالفین ۱ ۲۱ ارديبهشت ۹۹ ، ۰۲:۲۱
آیبک

تو کتابی که داشتم می‌خوندم به یک آیه از تورات برخوردم. کتاب‌مقدس دم دستم نبود، گوگل کردم ببینم کل داستان چی بوده. می‌دونستم از جست‌وجوی فارسی چیزی دست‌گیرم نمیشه، انگلیسی گوگل کردم و با شگفتی تمام دیدم سایت‌های انگلیسی زبان متن عهدین هم فیلتره.

فکر کن 40 سال  به بهانه و با وعده‌ی حفظ دین و عاقبت به خیر کردن ملت تو دنیا و آخرت بودجه‌های کلان بگیری، رو تمام منبرها و از همه‌ی رسانه‌های مملکت از کمالات دینت بگی، گوش بچه مدرسه‌ای ها رو از دروغ و اطلاعات ناقص درباره‌ی ادیان دیگه پر کنی، اما باز هم اون قدر جایگاه دینت را در ذهن و دل مردم متزلزل بدونی که راه‌های دسترسی به ساده‌ترین اطلاعات آزاد درباره‌ی ادیان دیگه را ببندی! می‌گفتند برای هر آدم عاقلی روشنه که این کتاب‌ها پر از داستان‌های کودکانه و تحریف شده‌است. یعنی این قدر از خودشون نامطمئن‌اند که از چهار تا کتاب کودک می‌ترسند. اون وقت خیال دارند پیام بشارت دینشون را خارج از مرزها هم ببرند و مسلمان تربیت کنند!

اگه به جای این که اون همه بودجه‌ی کلان تزریق کنند تو تشکیلات بی‌مصرفشون، به جای این که پول ملت را بریزند تو اون خیکشون که ته نداره، این همه هزینه را خرج یک درد این مملکت می‌کردند الان وضعمون بهتر بود. ملت هم خودشون بلد بودند دینشون را حفظ کنند، همون طور که سال‌های سال بدون زور و سانسور و بگیر و ببند حفظ کرده بودند.

این که چشم و گوش مردم را ببندی و مانع دسترسیشون به اطلاعات آزاد بشی، با کتک روسری سر زن‌ها کنی، روزه‌خوارها رو شلاق بزنی، با صد جور فیلتر عقیدتی  خودی‌ها را از ناخودی‌ها جدا کنی ... و بعد هورا بکشی که اسلام در این سرزمین زنده است، مثل این می‌مونه که کیم جونگ-اون، رهبر کره‌شمالی را به خاطر حفظ کشورش از نفوذ ویروس کرونا تحسین کنی!

۸ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۹ ، ۰۰:۳۶
آیبک

دهه‌ی 1340 میلادی اروپا، علاوه بر بی‌نظمی‌های سیاسی و اجتماعی، گرفتار «مرگ سیاه» شد. طاعون جمعیت بزرگی از اروپا را تو مدت زمان کوتاهی به کام مرگ کشید. همین اتفاق اضطراب عمیق و عظیم دینی را هم به همه‌ی مشکلات قبلی اضافه کرد. خیلی از اروپاییان تصور ‌کردند طاعون مجازاتی از طرف خداست و نگران بقا و رستگاریشون شدند. چهره‌ی دینداری بعضی‌ها تغییر کرد و کلا ایمانشون دچار تب و تاب شد. نهضت‌های دینی جدیدی هم مطابق حال و هوای اون زمانه پدید اومدند که موفق شدند عده‌ای را هم به خودشون جذب کنند. مثلا گروهی که شهر به شهر می‌رفتند و مردم را از داستان‌های آخرالزمانی می‌ترسوندند. نتیجه‌ی این ترس و اضطراب همه‌گیر برای بعضی شکل گرفتن نوعی رابطه‌ی عمیق شخصی با خدا بود. بعضی‌ها هم دست از دینی که بهش پایبند بودند کشیدند، چون دیگه جوابگوی نیازهاشون و التیامی بر دردهای نوظهورشون نبود.

حالا خیلی دوست دارم بدونم مشاهداتون یا تجربه‌ی شخصیتون تو این شرایط شیوع جهانی کرونا بهتون چی میگه؟ تغییری احساس می‌کنید از این نظر؟ فکر می‌کنید در آینده ما هم شاهد اتفاقاتی از این دست باشیم؟ کلا چه رابطه‌ای بین کرونا و دین، دینداری یا دین‌ورزی می‌بینید؟

۱۷ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۹ ، ۰۳:۱۹
آیبک