کوچ

کوچ

نویسنده ی این وبلاگ ظرفیت نظرات مخالف را دارد.
اما خون آدمی که نظراتش بوی نصیحت بدهد پای خودش است!

آخرین مطالب

۲۲ مطلب با موضوع «feedback» ثبت شده است

امسال جایزه صلح نوبل به «نادیه مراد» و «دنیز موکوگ»   رسید، به خاطر تلاشهایشان برای پایان دادن به تجاوز به عنوان یک سلاح جنگی. نادیه فعال حقوق بشر ایزدی است که به وسیله داعش به بردگی جنسی گرفتهشده بود.

شاید 14 سالم بود، مردی توی تاکسی دستش را روی رانهایم گذاشت و فشار داد هنوز فراموش نکردهام و از یادآوریاش مچاله میشوم. شاید 18 سالم بود، توی اتوبوس تقریبا خالی نشسته بودم تا راه بیفتد. صورتم را برگرداندم مردی پایین پلهها روبهروی در پشتی اتوبوس ایستاده بود، زیپ شلوارش را باز کرده بود و گرفته بود دستش و تکانش میداد. من فراموش نکردهام و هر بار با یادآوریش احساس ناامنی و نفرت میکنم. و این درباره همه تجربههای ریز و درشتم از مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن صدق میکند. من ضعیف نیستم. من حق دارم فراموش نکنم. حق دارم که هنوز از یادآوری این اتفاقات پر از خشم و نفرت و ترس بشوم اما نادیه... نمیتوانم تصور کنم که چطور زنی که مدتی برده جنسی بوده بلند میشود و به عنوان فعال حقوق بشر برای رساندن صدای امثال خودش تلاش میکند. او بیشک یک ابرانسان است. خواستم بگویم او پیامبر زمانه است اما نه! معجزهای به کمکش نیامد. آتش برایش گلستان نشد. بعد به صلیب کشیده شدن به آغوش پدر برنگشت. اتفاقا بعد تحمل نهایت رنج یک انسان رسالتش آغاز شد. مثل ققنوسی از میان آتش بلند شد. خدا به پای نادیهها سجده میکند. 

#ابرانسان ها

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۱۷ مهر ۹۷ ، ۲۲:۳۹
آیبک

یکی از کاربران معروف اینستاگرام از دنبال کنندههایش پرسیده بود مرد/زن جذاب از نظر شما چجور است. بیشتر کامنتهایش همچین ساختارهایی داشتند: مرد/زن جذاب فلان است. زن/مرد بهمان هیچ جذابیتی ندارد. زن/مرد باید این جور باشد و... .امشب هم دیدم یکی دیگر مطلب گذاشته بود درباره اینکه زن باید لوندی کند. این همه استقلال زیادی است. اصلا چرا زن و شغل تمام وقت؟ چند ساعت قبلش هم کلیپ از پسری به دستم رسیده بود که خیلی حرفهای عربی میرقصید با این توضیح که اَه و پیف.

این پست کوتاهم یادتان هست؟ حالا هم میگویم در هیچ کشور دموکراتیکی مردمش با چنین حکمهایی برای همه تعیین تکلیف نمیکنند. در چنین کشوری اکثریت مردم احتمالا به پرسش اول این جور جواب میدهند: برای من مردی/زنی با فلان ویژگیها جذاب است. در هیچ کشوری که آسایشش مایه حسرت ماست اکثریت مردم هویت جنسیتی انسانها را بر اساس چنین ذهنیت خشک و منجمدی تعریف نمیکنند و با بایدها و نبایدهای بی اساس همدیگر را آزار نمیدهند. در هیچ جامعه خودآگاهی لوندی در یک مرد مایه خجالت نیست. لوند نمی پسندیم؟ برایمان جذاب نیست؟ خب با یک مرد لوند وارد رابطه نمیشویم. برای خودش میگوییم چون با این میزان لوندی زنی نمیپسندش؟ شاید اشتباه میکنیم. شاید او هم هیچ زنی را نمیپسندد. شاید اصلا برایش مهم نیست که پسندیده شود.

در یک کشور دموکراتیک برآیند ادبیات و افکار مردم دیکتاتورمابانه نیست. ما با ادبیات و افکارمان انتخاب کردیم در این شرایطی که هستیم زندگی کنیم.

۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۲۰
آیبک

به نوشتهای در اینستاگرام برخوردم درباره اینکه مادر شدن یا مادر نشدن یک انتخاب است. زنها بر اساس علاقهشان و شناختی که از تواناییها و شرایط و آمادگیشان دارند تصمیم میگیرند که آیا مادر بشوند یا نه. همان طور که از زنی که میخواهد مادر شود نمی پرسند چرا، از زنی که نمیخواهد این نقش را بپذیرد هم نباید پرسید. در واقع چه چیزی باعث میشود که خودمان را برای تجسس و فهمیدن دلیل انتخاب یک نفر درباره موضوعی کاملا شخصی محق بدانیم؟ وقتی برابر تصمیم یک زن برای مادر نشدن موضع میگیریم و تلاش میکنیم راضیاش کنیم به انجام کار درست!! یعنی آن زن را برای داشتن چنین انتخابی به اندازه کافی عاقل و بالغ نمیدانیم پس چطور برای پذیرفتن نقش مهم و حساس مادری تشویقش میکنیم؟!

یاد پستهایی افتادم که به عدم علاقهام به مادر شدن اشاره کرده بودم و کامنتهایی که میگفتند دارم اشتباه میکنم، انتخاب درست چیه و احتمالا چه ایرادهای شخصیتی دارم که نمیخواهم این نقش را بپذیرم (شگفتا که بیش تر این کامنت ها هم از طرف مردها بود)! و یاد جوابهای خودم افتادم و عصبانی شدم. از جوابهای خودم عصبانی شدم. چرا فکر میکردم باید به این حرفها جواب بدهم؟ آیا توضیح دادن به این معنی نیست که خودم هم برای خودم چنین حقی قائل نبودم؟ آیا این خود من نبودم که انتخاب کردم دیگری من را به پرسش بگیرد؟

تصمیم گرفتم از این بعد به پرسشهایی که به زندگی خصوصی و شخصیام مربوط میشود، هر کجا و به هر کس، جوری جواب بدهم که آخرین جواب باشد. این حداقل احترامی است که میتوانم برای خودم قائل بشوم. شاید راحتترین جواب این باشد بگویم "سوال شما خیلی شخصیه!" یا دل خنک کننده تر "سوال شما خیلی شخصی و به ادبانه است!" یا یک جوری با تعجب که انگار از قلب سوئیس آمده ام می پرسم "برای چی می پرسین؟؟"  چون بعضی بندههای خدا واقعا نمیدانند که سوالشان بی ادبانه است. شاید رسالت ما این است که بهشان یاد بدهیم که مرز ممنوع و غیر ممنوع کجاست و از کجا به بعد سوالهایشان بیادبانه میشود. از آن مهمتر این که حریم شخصی من را خودم مشخص میکنم و نه عرف.

من ایمان دارم وقتی ما برای خودمان و دیگران حتی در زندگی شخصی حق انتخاب قائل نیستیم و خودمان و دیگران را برای داشتن چنین حقی عاقل و بالغ نمیدانیم حکومتی هم نصیبمان میشود که برای ما حق انتخابی قائل نیست و درباره امورات اتاق خوابمان هم تصمیم میگیرد. این آخری را برای خودمان گفتم که از اوضاع راضی نیستیم اگر شما راضی هستید همین فرمان ادامه بدهید. خیلی هم عالی.


۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۳۶
آیبک

یکی از اولین صفحاتی که با پیوستن به اینستاگرام دنبال کردم اکانت یک خانم موجسوار و شناگر و مدل عکاسی (و یک چیزهای دیگری که سردرنیاوردم) بود تو هاوایی. از خودش عکس میگذاشت، از پیچ و تاب زیبای اندامش در آبهای زلال یا وقتی در حال موج سواری بود و انگار داشت موجهای خروشان را رام میکرد یا زمانی که لب صخرهای نشسته بود و با طبیعت زیبا و باشکوه یکی شده بود. اما هیچ کدام از اینها دلیل این که فالوئر پر و پاقرصش باقی ماندم نیست. تا دلت بخواهد عکس از اندام زیبا و موج سواری و طبیعت بکر در اینستاگرام پیدا میشود. دوستش دارم به خاطر جوابی که یک بار به کامنتی زیر یکی از عکسهایش داده بود. عکسی بود از خودش وقتی که مایو مشکی زیبایی پوشیده بود و تخته موجسواریاش را زیر بغل زده بود و قدم زنان در ساحل به سمت دریا میرفت. عکس از پایین گرفتهشده بود و کشیدگی اندامش را بیشتر به رخ میکشید. بیشتر کامنتها در ستایش این همه زیبایی بود. این میان یکی کامنت گذاشته بود :" این بدن فقط یک تتو کم دارد" و جواب شنیده بود:" هیچ کس روی فِراری برچسب نمیزند". عاشقش شدم!

خودتان را دوست داشته باشید. اگر دنبال این باشید که پسندیده شوید، فِراری هم که باشید یک اتومبیل قراضه تصادفی ساخت‌وطن پیدا میشود که بهتان بگوید چی کم دارید. هر وقت خودمان را دوست داشتیم آن وقت اگر خواستیم میتوانیم برویم از سر تا نوک پا را تتو کنیم، عمل کنیم یا ورزش کنیم و سیکس پک بسازیم که باز هم به خودمان مربوط است که میخواهیم چه شکلی باشیم.


۷ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۴۵
آیبک

بیمقدمه گفتم حدود بیست سال پیش یک گروه از مترجمان انگلیسی کتاب مقدس تصمیم گرفتند به جای واژه «برده» از «انسان به بردگی کشیده شده» و به جای «فقرا» از «انسانهای فقیر» استفاده کنند. چون شرایط یک انسان هویتش را تعریف نمیکند. برگشت و با ابروهای بالا پریده نگاهم کرد. بعد درحالی که شگفتی چهرهاش به آرامی به غم و حسرت تبدیل میشد گفت: همین است که آنجا میشود اروپا و اینجا اینی که میبینیم.

من ایمان دارم که شرایط ما بازتاب برآیند اندیشههای ماست و هیچ راه و پل ارتباطی برای شناخت اندیشه بهتر از زبان نیست. ما آفرینندهایم و دنیایمان را با واژههایمان میسازیم.

۱ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۲۰
آیبک

تیم کبدی زنان کشورمان با پیروزی برابر حریف قدرتمندش، هند، صاحب مدال طلای بازی های آسیایی شد.

داشتم فکر می کردم کاش یک بار هم به جای ریختن توی خیابان و خوشحالی برای پیروزی، به ظن خودمان، "بد بر بدتر" یا شکست و مساوی تیم فوتبالمان در جام جهانی، برای همچین پیروزی هایی بیرون بریزیم. تا بعد شادی و بالا و پایین پریدن هایمان، وقتی در خانه و خلوت آرام گرفتیم، یاد حقارت شادی برای شکست و خفت رضایت به "بد" تمام شیرینی ها را نشورد و شادی ها را به چند برابر غم تبدیل نکند. در عوض شادیمان برای یک پیروزی تمام عیار باشد و به معنی دهن کجی به تمام تبعیض ها و محدودیت ها، با این پیام که "موفق نمی شوید چیزهای ارزشمند را بی اهمیت جلوه دهید". این شادی عین مطالبه گری خواهد بود.

۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۹
آیبک

پیش از این که نمونه‌ای از «سرکوب تمایلات جنسی زنان»، «به رسمیت نشناختن تمایلات جنسی زنان» یا «ترس از تمایلات جنسی زنان» در کتاب‌مقدس بیارم(بنا به وعده‌ای که داده بودم) لازمه که توضیح بدم کتاب مقدس یعنی کتاب پیروان چه دینی و شامل چه بخش‌هایی میشه. چون دیدم حتی بعضی از مترجمان پرکار Bible را در کمال تعجب انجیل ترجمه می‌کنند!

ببینین اسم کتاب مقدس یهودیان عهد قدیم (عهد عتیق) ه. پس تورات چیه؟ تورات شامل پنج سِفر (اسفار پنجگانه) میشه که بخش ابتدایی عهد قدیمه. مابقی عهد قدیم کتاب‌های متنوع دیگه‌ایه که هیچ کدوم از این‌ها از زبان موسی نیستند (یعنی یهودیان هم همچین ادعایی ندارند). مسیحیان علاوه بر عهد قدیم عهد جدید دارند. که باز هم اناجیل تنها بخشی از اون هستند و مابقی نامه‌های پولس رسول و ... است. به طور کلی اناجیل داستان زندگی عیسی هستند تا مرگ و رستاخیزش، و بخش محبوب من در کتاب مقدس.

فکر نمی‌کنم وبلاگ من خواننده یهودی یا مسیحی داشته باشه... در هر صورت نمیشه انکار کرد که عهد قدیم یک کتاب مردانه است. به این معنی که برای مردان و درباره مردان نوشته شده و به شدت مردسالارانه است. انحصارگرایی مردانه موقتا سایه‌اش را از سر اناجیل برمی‌داره اما متاسفانه دوباره از نامه‌های پولس شروع میشه، البته با شدت کمتری.

در دهه‌های اخیر پژوهش‌گران و الهیدانان فمنیست یهودی و مسیحی متوجه شدند که این سایه سنگین زن‌ستیزی در کتاب مقدس گاه حتی در ترجمه‌های سنتی شدت هم پیدا کرده! یعنی مترجمان از معادل‌هایی برای واژه‌های متن اصلی استفاده کردند که زنان را بیش‌تر نادیده می‌گیره یا اون‌ها را تحقیر می‌کنه یا مثلا معادلی انتخاب می‌کنه که نشون میده برای زنان حق داشتن تمایل جنسی قائل نیست :

بعد داستان نافرمانی و خوردن میوه ممنوعه خداوند مجازات آدم و حوا و مار را جداگانه اعلام می‌کنه. به حوا میگه " ... اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود...". در متن عبری این واژه (اشتیاق) دقیقا اونیه که معادلش میشه «شهوت». همون طور که وقتی همین واژه برای مردان استفاده شده معادلش در ترجمه‌ها شهوت اومده. آیا مترجمان فکر می‌کردند زنان شهوت ندارند؟ یا نباید داشته باشند؟ در هر صورت اون قدر انکارش کردند که خیلی از خود زنان هم باور کردند. این مورد ساده نشون میده که پشت کنترل سکشوالیته زنان چه تاریخ سترگیه.

به نظرتون این موارد خیلی بی‌اهمیتن؟ به نظرتون ما مسائل مهم‌تری از سکشوالیته زنان داریم که بهش بپردازیم؟ باشه، شما برید به همون مسائل مهم‌تر بپردازید. من ترجیح میدم اینجا بمونم و با نظرگاه پژوهش‌گرانی آشنا بشم که از کنار جزئیات راحت نگذشتن و الان در جامعه‌ای دارن زندگی می‌کنند که زنان و مردان درش امنیت ذهنی و جسمی بیش‌تری از ما دارند.

این پست‌ها با یک خاطره ادامه خواهد داشت...

 

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۲
آیبک

یک دسته صفحاتی تو اینستاگرام هست که افراد از ادمینش خواهش می‌کنند که مشکلات حاد خوانوادگیشان را به اشتراک بگذاره تا ما فالوئرها و خواننده‌ها که تو گِل مشکلات شخصی خودمان داریم دست و پا می‌زنیم بیایم و بر اساس تجربیات محدود و عقده‌های روانیمان مشاوره بدیم و برایشان نسخه بپیچیم. من به این صفحات خیلی علاقه دارم، واقعا مفید و سرگرم‌کننده‌اند به ویژه وقتی خودمم به صف مشاوره‌دهنده‌ها می‌پیوندم!

چند وقت پیش خانومی که تو دوران عقد و نامزدی به سر می‌برد نوشته بود که همسرش از همه لحاظ خیلی خوبه اما این خانم اصلا بهش تمایلی نداره و از ما خواسته بود که کمکش کنیم. یک دسته کامنت‌ها می گفتن نگران نباش، علاقه کم کم ایجاد می‌شه. دسته دیگه معتقد بودند که این مسئله را نباید دست کم بگیره. این وسط کامنت یک آقایی نظرمو جلب کرد که نوشته بود شما دخترها توقعتون بالاست، هر کی بیاد یک عیبی روش می گذارید و ال و بل. در جوابش تاکید کردم که این تمایل می‌تونه ربطی به پول و موقعیت طرف مقابل نداشته باشه. جوابش پرخاشگرانه‌تر شد که پس به چی ربط داره؟ دست بزن داشته باشه خوبه؟! دیگه چی می خواین شما دخترا؟؟

با این جوابش دوزاریم افتاد که مشکل این نفهمی از کجاست و این بار تلاش کردم با دنیای آشنای خودش باهاش حرف بزنم و گفتم ببین یک چیزی هست به اسم تمایل جنسی که آدم به بعضی‌ها با وجود بی‌پولی و بیکاری و زیبا نبودن (بنابر معیار رایج زمان) ... پیدا می‌کنه و به بعضی دیگه با وجود پول و قیافه و شان اجتماعی و ...نه. شاید برای شما اتفاق نیفتاده تا حالا تا درکش ‌کنین....از اونجایی که در فرهنگ غالب برای یک مرد پذیرش اینکه تجربه یا توان درک جنبه‌هایی از امور جنسی را نداره سخته و ننگ محسوب میشه، این آقا دست کم اینجا حرف منو پذیرفت و کوتاه اومد. ولی چرا این آقا از اول متوجه مشکل و حرف این خانم نشد؟ چرا به فکرش خطور نکرد که این خانم احتمالا تمایلات و اولویت‌های جنسی هم داره؟ آیا اگه یک مرد این پیغام را می گذاشت کامنت‌هایی از قبیل حالا کم کم تمایل پیش میاد و درست میشه و مهم اخلاقه و... دریافت می‌کرد؟

این یکی از صدها نمونه‌ی به ظاهر بی اهمیتیه که نشان میده تمایلات جنسی زنان به رسمیت شناخته نمیشن، چون در نظام مردسالار زن نقش سرویس‌دهنده و ابژه جنسی را داره. این پست‌های من قراره ادامه داشته باشه. تو پست بعدی می‌خوام یک نمونه جالب از کتاب مقدس بیارم.

پ.ن. نقل و قول‌های این پست تقریبی هستند.

پ.ن. عنوان چرا انگلیسیه؟ چون این پست ها و فکر پشتش توطئه بیگانه برای به انحراف کشیدن جوانان آفتاب مهتاب ندیده ماست لابد!

۷ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۴
آیبک

بلاگفا که بودم یک بار فکر کنم هم‌زمان با اکران فیلم «دخترها  فریاد نمی‌زنند» گزارشی از یک خبرگزاری درباره تجاوز به پسرها پست کردم با عنوان «پسرها هم فریاد نمی‌زنند» و از خواننده‌های مرد وبلاگم خواستم که شناس یا ناشناس اگر تجربه‌ای دارند کامنت بگذارند. سیل کامنت‌ها تکان‌دهنده بود. چند وقت پیش یاد همون پست افتاده بودم و می‌خواستم چیزی در همین رابطه بنویسم اما مثل خیلی موضوعات دیگه‌ای که این روزها به فکرم می‌رسه اما فرصت نوشتنش پیدا نمی‌شه، به فراموشی سپرده شد تا این که دیروز خبر اون معلم دبیرستان پسرانه را شنیدم.

آماری ندارم اما بدون شک این اتفاقات تو همه کشورها می‌افته. مثل این می‌مونه که یک کشور هرچقدرهم برای آموزش بهداشت و سلامتش تلاش کنه اما باز هم نمی‌تونه همه بیماری‌ها رو ریشه‌کن کنه، اما چیزی که خیلی ناراحت‌کننده است اینه که اینجا به طرز عجیب و سوال‌برانگیزی در برابر تنظیم و تصویب قوانین حمایت از کودکان مقاومت می‌شه و مدام رسیدگی به این مسئله به تعویق می‌افته. از طرف دیگه نه تنها خونواده‌ها به خاطر آبرو که خود حکومت هم برای حفظ وجهه و ادعای تقدسش وجود این اتفاقات را پنهان و انکار می‌کنه و این جوری حاشیه امنی برای متجاوزها ایجاد می‌‌شه.

هرچند این حکومت برای آگاهی جنسی بچه‌ها و بزرگسالان به ندرت و معمولا خیلی دیر قدمی برداشته اما خدا را شکر کفار با ایجاد شبکه‌های اجتماعی و امکان دسترسی به اطلاعات در دورترین نقاط دنیا به ما کمک کردند که با حقوقمان در مقام انسان بیش‌تر آشنا بشیم. حالا ما حتی به نگاه‌های هوس انگیز یا طولانی معذب کننده هم میگیم تجاوز و منتظر نمیشیم حتما دخولی اتفاق بیفته! حالا ما می‌دونیم که در مدارس فلان کشور معلم‌های مرد حق ندارند به هیچ دلیلی بچه‌ها را لمس کنند وگرنه مواخذه میشن. می‌دونیم رابطه یک بزرگسال با یک زیر 18سال حتی با وجود رضایتش تجاوز حساب میشه. می‌دونیم طرز پوشش یک آدم نشان‌دهنده رضایتش به س/کس نیست یا اگرچه به رضایت خودش مواد مخدر یا مشروبات الکلی مصرف کرده اما هیچ‌کس این اجازه را نداره که بدون رضایتش باهاش بخوابه چون در حالت مستی هم انسانه و باید از حقوق یک انسان برخوردار باشه...

۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۶
آیبک

سه سال دوره راهنمایی را توی کلاسی گذروندم که نصف همکلاسی‌هام پدر و مادرهایی دکتر یا مهندس داشتند یا از معلم‌ها و کارکنان همون مدرسه بودند. از نشانه‌های عدل و انصاف اینکه تو یک مدرسه دولتی همه این بچه ها را تو یک کلاس جمع کرده بودند و بهترین معلم‌های اون مدرسه را بالا سرشون گذاشته بودند! تقریبا همه این بچه‌ها شاگرد زرنگ بودند. از بین شاگردهای درجه دو (مثل شهروند درجه دو!!) کمتر کسی پیدا می شد که بتونه باهاشون رقابت کنه. واسم سوال بود که این تفاوت از کجا میاد. همون موقع هم به جواب ابلهانه «ژن خوب» نرسیدم. از طرف دیگه خیلی‌هاشون دوستان صمیمیم بودند و می‌دونستم پدر و مادرشون اون قدر مشغله دارند که نمی‌تونند نقش معلم سرخانه را هم برای بچه‌هاشون بازی کنند. در نهایت به جوابی رسیدم که هنوزم بهش باور دارم و اتفاقا هر چی می‌گذره بیش‌تر هم بهم ثابت میشه. اونم اینه :«داشتن الگو». الگوی درس خوندن نه. الگو و نمونه مجسم از فردی که از راه درس خوندن به شغل و پول و شان اجتماعی رسیده. برای بچه‌ای که در محاصره دکترها و مهندس‌ها و معلم‌ها بزرگ میشه دکتر و مهندس و معلم شدن نه تنها دور از دسترس نیست که پیش پا افتاده است. جسارت بیشتر خواستن پیشاپیش تو این بچه وجود داره. برعکس برای بچه‌ای که در سابقه خانوادگیش تحصیل‌کرده‌ای پیدا نمیشه احتمالا دانشگاه رفتن نهایت بزرگ آرزو کردن باشه. داشتن الگو مثل پا گذاشتن در راهیه که به وسیله قبلی‌ها پاکوب و تا حدی هموار شده.

چند وقت پیش تو اینستاگرام عکسی دیدم که همه اون چه را که می‌خوام بگم و نمی‌دونم چقدر تا اینجا در انتقالش موفق بودم، در سکوت به بهترین نحو توضیح می داد: دختربچه‌ای رنگین پوست در زمینه سفید و خلوت یک نمایشگاه رو به روی نقاشی بزرگی از میشل اوباما ایستاده بود، سرش را بالا گرفته بود و محو تماشای نقاشی بود که هیبتی دو برابر خودش داشت. امثال میشل اوباما و اوپرا وینفری راه خیلی سختی را تا اینجا اومدند. حالا وجود اون‌ها فریاد «من می‌توانم» ی میشه در گلوی هر دختر رنگین‌پوستی تا در خودش حل کنه هر صدایی را که جز این میگه، صداهایی به قدمت تاریخ: این سیاه پوست ها فقط به درد حمالی می خورن... هوششون پایینه... سیاه پوست اندیشمند دیدی تو اصلا؟

اگه درباره اهمیت الگو با من موافقید از کنار قهرمان‌های کارتون‌ها و فیلم‌ها راحت نگذرید. خیلی‌ها اون ور آب‌ها مدت‌هاست که مثلا معترض قهرمانان همیشه سفیدپوست، چشم رنگی و باریک و بلند کارتون‌‌ها هستند.

 

۵ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۳۶
آیبک